رضا رویگری؛ از اوج شهرت تا سال‌های بیماری و فراموشی

با رفتن رضا رویگری، تنها یک بازیگر یا خواننده از میان ما نرفت؛ بخشی از خاطرات تصویری و شنیداری هنر ایران خاموش شد. چهره‌ای که شاید هرگز «ستاره» به معنای رایج آن نبود، اما سال‌ها با صدا، تصویر و بازی‌هایش در سینما و تلویزیون حضور داشت و به حافظه‌ جمعی چند نسل گره خورد.

رضا رویگری
به گزارش خبرگزاری موج

،  رضا رویگری متولد دی‌ماه ۱۳۲۵ در تهران بود. فعالیت حرفه‌ای خود را از تئاتر آغاز کرد و به‌تدریج به تلویزیون و سپس سینما راه یافت. ورود او به سینما با فیلم «عقاب‌ها» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان رقم خورد؛ فیلمی که نه‌تنها نخستین تجربه سینمایی او بود، بلکه به یکی از پرفروش‌ترین و پرمخاطب‌ترین آثار تاریخ سینمای ایران تبدیل شد.

«عقاب‌ها» در دورانی اکران شد که سینما نقشی جدی در شکل‌دادن به حافظه‌ جمعی جامعه داشت و همین استقبال گسترده، باعث شد رویگری از همان نخستین حضورش به‌خوبی دیده شود. حضور در چنین فیلم جریان‌سازی، شروعی قدرتمند برای مسیری بود که نشان می‌داد با بازیگری روبه‌رو هستیم که می‌تواند در قاب‌های بزرگ بدرخشد؛ حتی اگر اهل خودنمایی نباشد.

در سینما، بازی او در فیلم‌هایی چون «اجاره‌نشین‌ها» ساخته داریوش مهرجویی ـ در نقش برادر زنده‌یاد عزت‌الله انتظامی ـ نشان داد که حتی در نقش‌های مکمل نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد. بازی‌ای دقیق، کنترل‌شده و در خدمت فضای فیلم. در «کانی‌مانگا» نیز با سیف‌الله داد همکاری کرد؛ فیلمی که از آثار پرفروش دهه ۱۳۶۰ به شمار می‌رفت.

ابتدای دهه ۱۳۷۰، در فیلم «خانه خلوت» بار دیگر با عزت‌الله انتظامی همبازی شد؛ درامی گرم و صمیمی. با این حال، پس از آن سال‌ها نقش درخوری نصیبش نشد تا اینکه در سال ۱۳۸۲ با فیلم «بوتیک» ساخته حمید نعمت‌الله به سینما بازگشت و در نقش آقای شاپوری، بار دیگر توانایی‌هایش را به رخ کشید.

در تلویزیون، بسیاری از مخاطبان دهه ۱۳۶۰، رضا رویگری را با مجموعه‌هایی چون «محله برو بیا» و «محله بهداشت» به یاد می‌آورند. اما در سال‌های بعد، حضور پررنگ او در آثار داود میرباقری، مسیر تازه‌ای در کارنامه‌اش گشود؛ از «معصومیت از دست رفته» تا «شاهگوش» در شبکه نمایش خانگی و سرانجام «مختارنامه».

اوج شهرت دوباره‌ او برای مخاطبان گسترده، بازی در سریال «مختارنامه» و ایفای نقش کیان ایرانی بود؛ شخصیتی تاریخی، چندلایه و پیچیده که با تسلط و قدرت اجرا شد. ترکیب اقتدار، خشونت و تردید در این نقش، آن را به یکی از ماندگارترین نقش‌های کارنامه‌ رضا رویگری تبدیل کرد.

آخرین حضور سینمایی مهم او در فیلم «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی رقم خورد؛ حضوری آرام و خاموش، در نقش پدر شخصیت لیلا حاتمی. نقشی درونی و کم‌کلام که ناخواسته با وضعیت جسمی او در سال‌های پایانی زندگی‌اش هم‌خوانی داشت و به نوعی وداع او با پرده‌ سینما بود.

رضا رویگری تنها بازیگر نبود. صدای او بخشی از تاریخ معاصر ایران است. اجرای قطعه‌ ماندگار «ایران ایران (الله‌الله)» در سال‌های ابتدایی انقلاب، نام او را برای همیشه در حافظه‌ شنیداری مردم ثبت کرد. این اثر با آهنگسازی فریدون خشنود و شعری از افشین سرافراز، بازتابی از شور اجتماعی و فریادهای شبانه‌ «الله‌الله» مردم بود؛ صدایی که برای بسیاری، یادآور یک دوره‌ تاریخی خاص است.

او در سال‌های بعد نیز در عرصه‌ موسیقی فعال ماند و آلبوم‌هایی منتشر کرد، هرچند خوانندگی‌اش همواره در سایه‌ شهرت بازیگری‌اش قرار گرفت.

سال‌های پایانی زندگی رضا رویگری با بیماری و رنج همراه شد. سکته‌ مغزی، نقطه‌ عطف تلخی در زندگی او بود؛ اتفاقی که توان جسمی‌اش را به‌شدت کاهش داد و او را از فعالیت حرفه‌ای دور کرد. پس از آن، شرایط زندگی‌اش دشوارتر شد و بستری‌شدن او در آسایشگاه کهریزک، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و میان هنرمندان داشت.

در نهایت، با پیگیری دوستان و اهالی هنر و رسانه، او از کهریزک خارج شد، اما آن ماجرا به‌عنوان زخمی تلخ در سال‌های پایانی زندگی‌اش باقی ماند؛ زخمی که بیش از آنکه شخصی باشد، نمادی از وضعیت نگران‌کننده‌ معیشت و حمایت از هنرمندان سالخورده در ایران بود.

آهنگ ایران ایران رضا رویگری

مجید مظفری، بازیگر و دوست نزدیک او، روزی درباره علایق فوتبالی‌اش گفته بود: رضا رویگری پرسپولیسی است، اما به من می‌گوید استقلالی‌ام و خودش را آبی نشان می‌دهد.

با رفتن رضا رویگری، بخشی از حافظه‌ فرهنگی ما خاموش شد؛ اما نقش‌ها، صدا و اثر حضورش همچنان زنده‌اند.

آیا این خبر مفید بود؟
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه