خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
نوسانات پی در پی با اقتصاد کشور چه میکند؟
مساله اصلی اقتصاد ایران، صرفا بالا یا پایین رفتن قیمت دلار و طلا نیست بلکه هزینهای است که بیثباتی مستمر بر تولید، سرمایهگذاری و معیشت مردم تحمیل میکند.
، نوسان در بازار ارز و طلا در شرایط کنونی اقتصاد ایران، فراتر از تغییر قیمت چند دارایی، به عاملی اثرگذار بر تصمیمهای تولیدی، قدرت خرید خانوارها و چشمانداز فعالیتهای اقتصادی تبدیل شده است. در شرایطی که اقتصاد کشور با تحریمها، محدودیتهای تجاری و نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی روبهرو است، تغییرات سریع نرخ ارز میتواند انتظارات تورمی را تشدید کند و بر بازارهای دیگر نیز اثر بگذارد.
یکی از مهمترین پیامدهای افزایش و نوسان نرخ ارز، انتقال فشار به هزینههای تولید است. بسیاری از واحدهای صنعتی و تولیدی برای تامین مواد اولیه، قطعات، ماشینآلات و تجهیزات به واردات وابستهاند. افزایش نرخ ارز، هزینه جایگزینی این نهادهها را بالا میبرد و در نهایت میتواند به افزایش قیمت کالاهای داخلی، کاهش حاشیه سود بنگاهها یا محدود شدن ظرفیت تولید منجر شود. حتی تولیدکنندگانی که مستقیما واردکننده نیستند، ممکن است از طریق افزایش قیمت مواد اولیه و هزینه حملونقل تحت تاثیر قرار گیرند.
پیامد دیگر، تشدید نااطمینانی در فضای کسبوکار است. وقتی نرخ ارز در بازههای کوتاه تغییرات شدید دارد، بنگاهها نمیتوانند بهآسانی هزینههای آینده، قیمت فروش و میزان سرمایه موردنیاز خود را برآورد کنند. در چنین شرایطی، برخی سرمایهگذاریها به تعویق میافتند، قراردادهای بلندمدت دشوارتر میشوند و فعالان اقتصادی برای پوشش ریسک، قیمتهای احتیاطی بالاتری در نظر میگیرند. این رفتار میتواند به چرخهای منجر شود که در آن نااطمینانی، خود به عاملی برای افزایش قیمتها تبدیل میشود.
در سطح خانوارها، افزایش قیمت ارز و طلا میتواند قدرت خرید حقوقبگیران و اقشار دارای درآمد ثابت را کاهش دهد. اگر قیمت کالاها و خدمات متناسب با افزایش هزینههای تولید بالا برود، دستمزدهای ثابت توان کمتری برای تامین هزینههای مسکن، خوراک، درمان و آموزش خواهند داشت. این وضعیت بهویژه برای خانوارهایی دشوار است که امکان تبدیل پساندازهای خود به داراییهای مقاوم در برابر تورم را ندارند. در نتیجه، نوسان بازارها میتواند به تشدید نابرابری در دسترسی به فرصتهای اقتصادی منجر شود.
بازار طلا نیز در این میان نقشی دوگانه دارد. طلا برای بخشی از مردم وسیله حفظ ارزش پسانداز در برابر کاهش قدرت خرید پول است اما افزایش شتابان قیمت آن، ورود خانوارهای کمدرآمد به این بازار را دشوارتر میکند. افزون بر این، نوسان شدید قیمتها ممکن است خریدارانی را که بدون شناخت کافی از ریسک وارد بازار میشوند، در معرض زیان قرار دهد. بنابراین، افزایش قیمت طلا را نمیتوان بهتنهایی نشانه بهبود وضعیت اقتصادی یا افزایش ثروت عمومی دانست.
در بازار ارز نیز فاصله میان نرخهای رسمی و آزاد، در صورت تداوم، میتواند زمینه تخصیص غیربهینه منابع، افزایش هزینه مبادلات و شکلگیری انگیزههای سوداگرانه را فراهم کند. کاهش نااطمینانی اقتصادی مستلزم سیاستگذاری باثبات، شفافیت در تخصیص ارز، تقویت نظارت بر جریان کالا و سرمایه و پرهیز از تصمیمهای ناگهانی و متناقض است.
در نهایت، مهار نوسانات ارزی و طلا صرفا با برخوردهای مقطعی با معاملهگران امکانپذیر نیست. ثبات پایدار به مجموعهای از اقدامات هماهنگ نیاز دارد. کنترل رشد نقدینگی، انضباط مالی، تسهیل تجارت قانونی، تقویت درآمدهای ارزی و کاهش ریسکهای پیش روی تولید، از جمله این موارد هستند. همچنین اطلاعرسانی شفاف و منظم درباره سیاستهای اقتصادی میتواند از شکلگیری انتظارات بیپایه و رفتارهای هیجانی بکاهد.
مساله اصلی اقتصاد ایران، صرفا بالا یا پایین رفتن قیمت دلار و طلا نیست بلکه هزینهای است که بیثباتی مستمر بر تولید، سرمایهگذاری و معیشت مردم تحمیل میکند. سیاست موفق باید بهجای تمرکز بر یک قیمت مقطعی، زمینهای فراهم کند که خانوارها بتوانند برای آینده برنامهریزی کنند، تولیدکنندگان با اطمینان بیشتری سرمایهگذاری کنند و پسانداز مردم کمتر در معرض فرسایش ناشی از تورم و نااطمینانی قرار گیرد.
ارسال نظر