سحر و جادو؛ خرافه یا پاسخ انسان به ناامنیهای اجتماعی؟
نشست تخصصی سلطه گری سحر و جادو در سپهر عمومی جامعه با بررسی ریشههای تاریخی، اجتماعی و معرفتی سحر و جادو و تداوم این پدیده در جامعه معاصر به همت انجمن جامعه شناسی توسعه پایدار استان اردبیل برگزار شد.
، در این نشست تخصصی، موضوع سحر و جادو از منظر تاریخ، جامعهشناسی معرفت، روانشناسی و تحولات جهان مدرن مورد بررسی قرار گرفت و حاضران تلاش کردند به این پرسش پاسخ دهند که آیا عقلانیت و مدرنیته توانستهاند جهان جادو را از زندگی انسان حذف کنند یا اینکه جادو صرفاً شکل و صورت خود را تغییر داده است.
سحر و جادو؛ پدیدهای فراتر از یک باور عامیانه
سیمین ستایش؛ استاد دانشگاه و تاریخشناس در این نشست با اشاره به روایتهای تاریخی و دینی درباره سحر و جادو اظهار کرد: در منابع تاریخی و روایی، از جمله روایتهای طبری، داستانها و روایتهایی درباره مسئله سحر و جادو وجود دارد که نشان میدهد این موضوع در طول تاریخ همواره بخشی از نظامهای فکری و اعتقادی جوامع بوده است.
وی با اشاره به مفهوم علوم غریبه افزود: در برخی دورههای تاریخی، طلسم و جادو به عنوان نوعی دانش تلقی میشده و حتی در آثاری مانند عقاید النساء نیز به موضوعاتی همچون جادو برای محافظت در برابر چشمزخم و بختگشایی پرداخته شده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اگرچه امروز در نگاه علمی، سحر و جادو در تعریف دانش قرار نمیگیرد و نقدهای جدی نسبت به آن وجود دارد، اما جامعه ایران همچنان دارای یک نظام معرفتی و باورهای عامیانه در این زمینه است و نمیتوان آن را صرفاً نگرشی فردی دانست بلکه این موضوع ابعاد اجتماعی و تاریخی دارد.
ستایش با بیان اینکه باور به نیروهای کیهانی در تمام تمدنها وجود داشته است گفت: در دورههای باستان این تصور وجود داشت که قدرتهای کیهانی جامعه را پیش میبرند و انسان نقش چندانی در تعیین سرنوشت خود ندارد. در قرون وسطی نیز از طلسم و جادو درآمدزایی میشد و بخشی از قدرت مالی در اختیار کلیسا قرار میگرفت تا از طریق آن با شیطان مقابله شود.
این استاد دانشگاه با اشاره به استمرار این نگرش در دورههای مختلف تاریخی اظهار کرد: اعتقاد به اینکه کیهان و نیروهای ناشناخته بر زندگی انسان اثر میگذارند، در طول تاریخ و حتی امروز به اشکال مختلف وجود داشته است.
این پژوهشگر با اشاره به تجربه اروپا در دوره رنسانس گفت: تمدنی که توانست خود را از این وضعیت فاصله دهد، در دوره رنسانس وارد مرحلهای شد که چرایی را مطرح کرد و برای پدیدهها به دنبال پاسخ علمی رفت.
وی افزود: پرسشهایی مانند اینکه چرا بیماری وجود دارد و چرا کلیسا قرنها با چنین اندیشهای حکومت میکند، بخشی از فرآیند شکلگیری عقلانیت جدید بود.
ستایش با انتقاد از ضعف پرسشگری در جامعه ایران عنوان کرد: در ایران پرسشگری به اندازه کافی شکل نگرفته و این وضعیت میتواند جامعهای منفعل ایجاد کند؛ چراکه گاهی پرسش درباره برخی امور به معنای دخالت در امر خدا تلقی میشود.
وی همچنین با اشاره به جایگاه منجمباشی در ساختارهای تاریخی ایران اظهار کرد: در گذشته منجمباشی حتی درباره تاریخ جنگها، تاجگذاریها و برخی اقدامات مانند پلسازی تصمیمگیری یا زمان مناسب انجام امور را مشخص میکرد.
این پژوهشگر ادامه داد: طلسم و جادو بخشی مهم از زبان قدرت بوده است و بررسی آثار اندیشمندانی همچون ابنسینا، غزالی، فخر رازی و بیرونی نیز نشان میدهد که عالمان و تمدنهای مختلف، خواسته یا ناخواسته، با این حوزه درگیر بودهاند.
وی با اشاره به استمرار شمنیسم در جهان معاصر گفت: شمنیسم همچنان وجود دارد و نمیتوان تصور کرد که با پیشرفت علم، تمام اشکال این باورها از بین رفتهاند.
ستایش تأکید کرد: جادوگری را نمیتوان صرفاً یک امر منفی دانست. انسان در دورههای مختلف تاریخی برای حل مشکلات خود به این حوزه پناه برده و الزاماً نگاه جامعه به آن منفی نبوده است.
ستایش با اشاره به اینکه بسیاری از کتابهای مرتبط با این موضوع توسط مردان نوشته شدهاند، گفت: اگر از منظر فردی و اجتماعی نگاه کنیم، میبینیم هرگاه انسان در بخشی از زندگی خود احساس ناامنی میکند، ممکن است وارد این حوزه شود؛ بنابراین نمیتوان آن را صرفاً باور عامیانه زنان دانست.
وی ادامه داد: بختگشایی در بسیاری از موارد با ترس از ماندن در خانه پدری، نگرانی از ناباروری، ترس از ازدواج مجدد همسر، تلاش برای زیباتر شدن، نگرانی درباره زایمان، پذیرش از سوی خانواده همسر و حتی ترس از دست رفتن سلامت کودک ارتباط داشته است.
ستایش افزود: استفاده از نمادهایی مانند صدف که نماد زایش تلقی میشود، نشان میدهد که این باورها با عمیقترین ترسها و آرزوهای انسان پیوند خوردهاند.
وی خاطرنشان کرد: بخشی از این اندیشهها در نبرد میان خیر و شر و در ساختار حاکم بر جامعه ایرانی ریشه دارد، اما در دوره معاصر بخشی از این حوزه به سمت سوداگری نیز کشیده شده است.
مدرنیته جادو را حذف نکرده، بلکه شکل آن را تغییر داده است
بهشته صفرپور؛ استاد دانشگاههای اردبیل و دانش آموخته فلسفه تعلیم و تربیت، دیگر سخنران این نشست با طرح این پرسش که آیا مدرنیته توانسته است جهان جادو را کنار بزند یا آن را پیچیدهتر کرده است، گفت: جادو حذف نشده، بلکه صورت خود را تغییر داده است.
وی اظهار کرد: ورود مدرنیته به جامعه، شیوه فهم ما از وضعیت را تغییر داده اما همچنان متوسل شدن به سحر و جادو و دعانویسی به عنوان واقعیت تاریخی حتی در میان نسل های جدید مطرح است.
صفرپور با اشاره به مفهوم عقلانیشدن و افسونزدایی در اندیشه ماکس وبر گفت: عقلانیشدن تلاش میکند جهان را بر اساس روابط قابل توضیح و قابل فهم تفسیر کند و نیروهای غیرقابل مشاهده و اندازهگیری را کنار بگذارد، اما نمیتوان گفت عقلانیت توانسته است بهطور کامل جهان را از افسون خارج کند.
وی افزود: پژوهشهای جدید نشان میدهد برخلاف تصور اولیه درباره افسونزدایی کامل جهان، اشکال جدیدی از افسون همچنان وجود دارند.
صفرپور تصریح کرد: حتی در جامعهای که از فناوری برخوردار است، نمیتوان گفت انسان از محاصره جادو کاملاً در امان است؛ زیرا انسان همچنان به راز، معنا و جستوجوی فردی نیاز دارد که بتواند تنهایی خود را با او سپری کند.
محمدزینالی: دانشگاه باید در تغییر عقلانیت جامعه نقش داشته باشد
محمدزینالی، جامعهشناس حاضر در نشست، با اشاره به پیشینه فرهنگی اردبیل گفت: اردبیل میراثی از فرهنگ عرفان داشته است، اما افزایش مهاجرت موجب غلبه برخی الگوهای فرهنگی و فئودالی در مناسبات اجتماعی استان شده است.
وی با انتقاد از کمبود پژوهشهای جامعهشناختی درباره فرآیندهای اجتماعی استان اظهار کرد: در استان پژوهشهای فرآیندمحور جامعهشناختی به اندازه کافی وجود ندارد و باید بررسی شود که دانشگاه و ادبیات مدرن تا چه اندازه توانستهاند عقلانیت شناختی جامعه را تغییر دهند.
زینالی با طرح پرسشهایی درباره نقش دانشگاه، ادبیات و دانشکدههای روانشناسی افزود: آیا دانشگاه توانسته است ادبیات و تفکر جامعه را تغییر دهد؟ آیا ادبیات مدرن توانسته است پدیدههایی مانند تفأل را به شکل دیگری بازتعریف کند؟ آیا دانشکدههای روانشناسی توانستهاند به پرسشهای مردم درباره تنهایی پاسخ دهند ؟
وی گفت: ما هنوز به معنای واقعی وارد شک دکارتی نشدهایم و باید پرسید آیا جامعه ما جامعهای شکاک است یا جامعهای منفعل.
وی ادامه داد: تداوم برخی الگوهای سنتی در محیطهای خانوادگی و اجتماعی باعث شده است به جای دانشمندان و صاحبان اندیشه، گاهی افراد ثروتمند حتی اگر کم سوادند یا صاحبان قدرت اجتماعی در جایگاه تعیینکننده قرار بگیرند.
شفیعی: جادو در شرایط نااطمینانی، کارکرد کاهش اضطراب دارد
شفیعی، جامعهشناس و پژوهشگر حاضر در جلسه، با اشاره به کارکرد اجتماعی سحر و جادو اظهار کرد: مردمشناسی این پدیده نشان میدهد انسانها برای کاهش اضطراب در شرایط نامطمئن به چنین راههایی متوسل میشوند.
وی گفت: موضوعاتی مانند عشق و ازدواج، روابط انسانی، بیماریهای جسمی، کار و درآمد، رونق کسبوکار، رقابت، بدشانسی، اتفاقات ناخوشایند، دشمنی و ناباروری از مهمترین مسائلی هستند که افراد برای حل آنها به سحر، جادو، دعا یا دعانویسی مراجعه میکنند.
شفیعی تأکید کرد: این موضوع نیازمند بررسی علمی است و نمیتوان صرفاً آن را رد یا قبول کرد.
وی در عین حال نسبت به جنبههای سودجویانه این حوزه هشدار داد و افزود: در گذشته تعداد دعانویسان کمتر بود، اما امروز تعداد افرادی که از این طریق فعالیت میکنند افزایش یافته است.
به گفته وی، برخی از دعانویسان حتی از افرادی در میان مراجعهکنندگان استفاده میکنند که با دیگر مراجعان ارتباط گرفته و اطلاعات و مشکلات آنها را به دعانویس منتقل میکنند.

زرگری:هر جا قدرت مردمی و قانون ضعیف باشد، جادو و جنبل میتواند کارساز به نظر برسد
رضا زرگری نویسنده و پژوهشگر و از حاضران در نشست، گفت: اگر بخواهیم این موضوع را علمی بررسی کنیم، باید از چند جهت به آن نگاه کنیم و یکی از مهمترین آنها روانشناسی است.
وی افزود: همانطور که در صحبتها اشاره شد، انسان در اوج بدبختی ممکن است برای رسیدن به آرامش به چنین باورهایی پناه ببرد.
زرگری با اشاره به معیارهای علم مدرن اظهار کرد: بشر در طول چند هزار سال در مسیر توسعه علم به این نتیجه رسیدهاست که چیزی را علمی بداند که قابل اندازهگیری، لمس، آزمایش و بررسی باشد؛ اما در مورد پدیدههایی که قابل اندازهگیری نیستند، ممکن است تحلیلهای متفاوتی شکل بگیرد و بخشی از این تحلیلها در نهایت به خرافات تبدیل شود.
وی ادامه داد: عوامل مختلف در جهان بر یکدیگر تأثیر میگذارند و چون عوامل متعدد هستند، بحث احتمال نیز مطرح میشود. در تفسیرهای قدیمی، انسان تلاش کرده این عوامل را به شکل خاصی توضیح دهد و بخشی از آنچه امروز جادو مینامیم، از همین تلاشها شکل گرفته است.
این پژوهشگر با اشاره به شمنیسم افزود: شمنیسم را میتوان یکی از نخستین تلاشهای جهانی انسان برای شناخت و تفسیر نیروهای طبیعی دانست؛ در این مرحله لزوماً مفاهیم خیر و شر به معنای امروزی وجود نداشت.
وی گفت: در اجتماعات گذشته، این پدیده ماهیتی جمعی پیدا میکرد، اما با شکلگیری تعارض منافع فردی، جادو نیز صورتهای متفاوتی پیدا کرد.
زرگری در ادامه با طرح این پرسش که چرا این مسائل همچنان در جامعه امروز مطرح هستند، اظهار کرد: گرفتاریهای اجتماعی یکی از عوامل مهم است. در جوامعی که آسیبپذیر هستند و زندگی افراد بیش از حد بر احتمالات استوار است، جادو نیز حضور بیشتری پیدا میکند.
وی تصریح کرد: هر جا قدرت مردمی و قانون ضعیف باشد، جادو و جنبل میتواند کارساز به نظر برسد؛ در مقابل، جوامع مترقی و قانونمدار که قدرت بیشتری در اختیار شهروندان قرار میدهند، زمینه کمتری برای گسترش این باورها دارند.
بالاخانی: مسئله اصلی، فقر عقلانیت و انحطاط اندیشه است
بالاخانی، جامعهشناس و از اساتید دانشگاه حاضر در نشست، سحر و جادو را تلاشی از سوی انسانهای اولیه برای حل مسائل در چارچوب جامعهشناسی معرفت دانست و گفت: دو مسئله در این حوزه بیش از همه برجسته بوده است؛ خواب و مرگ.
وی اظهار کرد: با گذشت زمان انتظار میرفت این نوع معرفت دیگر معرفت غالب نباشد، اما همچنان شاهد تداوم برخی از این تلاشها هستیم.
بالاخانی با اشاره به تحولات و بحرانهای اجتماعی معاصر گفت: در جنگ غزه شاهد از بین رفتن هزاران انسان و کودک مسلمان بودیم، اما دیدیم که در همان زمان مرگ چند مسیحی واکنش گستردهتری ایجاد کرد و چرایی این موضوع قابل بررسی است.
وی افزود: اساسا در حرفههای مختلف جامعه نیز با نوعی ضعف تفکر مواجه هستیم.
بالاخانی با انتقاد از وضعیت برخی دانشگاهها اظهار کرد: گاهی یادگیری واقعی در دانشگاه اتفاق نمیافتد و صرفاً دریافت شهریه اهمیت پیدا میکند. مدرسهها نیز به راحتی تعطیل میشوند. بنابراین آنچه در جامعه دیده میشود، فقر عقلانیت و انحطاط اندیشه است.
این جامعهشناس با انتقاد از ناکارآمدی بخشی از کتابها و آثار فکری در تغییر وضعیت جامعه گفت: کتابها و آثار مختلف شکل گرفتهاند، اما نتوانستهاند برای جامعه ما کاری انجام دهند، گویی دستهایی وجود دارد که جامعه را از اندیشه دور نگه میدارد.
بالاخانی در پایان گفت: باید در برابر حرمتبخشی افراطی به سحر و جادو ایستاد و جامعه را به سمت عقلانیت و اندیشه سوق داد.

بشیری گیوی: نمیتوان وجود سحر و جادو را انکار کرد
حسین بشیری گیوی ؛ جامعه شناس در این نشست با تأکید بر اینکه هدف جلسه رد یا قبول سحر و جادو نیست، اظهار کرد: این پدیده ریشه تاریخی دارد و به این سادگی نمیتواند از بین برود؛ واقعیت این است که وجود دارد و باید کارکردهای آن را بررسی کرد.
وی افزود: سحر و جادو علاوه بر ابعاد منفی و سوداگری، ممکن است در برخی موارد کارکردهای مثبتی نیز داشته باشد.
بشیری گیوی با اشاره به حوزه خانواده گفت: خانوادههای بسیاری دچار سازش شدهاند و حتی میتوان گفت برخی از این سازشها بیشتر از آن چیزی است که در دادگاههای صلح اتفاق میافتد.
وی ادامه داد: ممکن است فردی شخصاً به سحر و جادو اعتقاد نداشته باشد، اما فردی که زندگی خود را متزلزل میبیند و به چنین راههایی مراجعه میکند، لزوماً از ته دل نمیخواهد طلاق بگیرد. ممکن است از روانشناس نتیجه نگرفته باشد و به دعا، فال یا دعانویسی متوسل شود.
وی با اشاره به تفاوت رویکردهای اجتماعی در ایران و کشورهای دیگر اظهار کرد: در برخی جوامع از جمله آلمان، درباره پروندههای طلاق یا خودکشی پژوهشهای دانشگاهی و پایاننامههای متعددی انجام میشود، اما در جامعه ما در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی، مداخلات تخصصی کافی صورت نمیگیرد.
بشیری افزود: گاهی افراد به مشاور مراجعه میکنند و مشاور به آنها پیشنهاد طلاق میدهد؛ در چنین شرایطی ممکن است فرد به سمت فالگیر یا دعانویس برود. اگرچه وعدهای که دریافت میکند ممکن است دروغ باشد، اما همان وعده میتواند از نظر روانی برای او امید ایجاد کند.
این پژوهشگر گفت: مشاوره مبتنی بر فلسفه و روانشناسی است و حقوق در بسیاری از موارد با ناامیدی و محدودیتهای قانونی مواجه میشود اما سحر و جادو مبتنی بر امید است.
وی افزود: فالگیر یا دعانویس ممکن است خود را به عنوان کسی معرفی کند که راه صلح و حل مسئله را نشان میدهد.حتی در مواردی مانند ناباروری، فرد دعانویس به مراجعهکننده میگوید نگران نباش، مشکل را حل میکنم؛ همین پیام میتواند یک پالس مثبت به فرد بدهد.
بشیری گیوی با اشاره به نمونههایی از مراجعه افراد مشهور به انرژیدرمانی نیز گفت: فرد ممکن است پس از مراجعه به چنین افرادی، رفتار خود را تغییر دهد و همین تغییر رفتار به صورت ناخودآگاه در او اثر بگذارد.
وی در عین حال از هزینههای بالای دریافت خدمات تخصصی انتقاد کرد و گفت: مشاور و حقوقدان هر کدام هزینههای بالایی میخواهند صمن اینکه گاهی آنها خود از دانش کافی برخوردار نیستند.
وی با اشاره به آماری درباره مراجعه به مشاوران حقوقی و روانشناسی اظهار کرد: برخی آمارها نشان میدهد درصد قابل توجهی از افرادی که به این مشاوران مراجعه کردهاند، در نهایت به سمت طلاق رفتهاند اما پژوهش ها نشان میدهد افرادی که اعتقاد به سحر و جادو دارند و به این راه روی آوردهاند کمتر طلاق گرفتهاند و این نتیجه حس امیدواری است که به آنها القا میشود.
جادو؛ حل مسئله یا صنعت سودآور؟
در مجموع، آنچه در این نشست مطرح شد، نشان داد که سحر و جادو را نمیتوان صرفاً در قالب یک باور شخصی یا مسئلهای مربوط به گذشته تحلیل کرد.
از یک سو، بخشی از سخنرانان بر ضرورت تقویت عقلانیت، علم و پرسشگری و مقابله با خرافه و سوداگری تأکید کردند و از سوی دیگر، گروهی از حاضران بر این نکته تأکید داشتند که برای فهم چرایی مراجعه مردم به سحر، جادو، فال و دعانویسی، باید به ناامنیهای اجتماعی، مشکلات خانوادگی، بیماری، ناباروری، مشکلات اقتصادی، تنهایی، عشق، ازدواج و نیاز انسان به امید توجه کرد.
بحث اصلی نشست نیز در نهایت از وجود یا عدم وجود جادو فراتر رفت و به این پرسش رسید که چرا انسان مدرن، با وجود پیشرفت علم، فناوری و عقلانیت، همچنان در شرایط بحرانی به نیروهای ناشناخته، دعا، فال، طلسم یا انرژیهای نامرئی پناه میبرد؟
پاسخ ارائهشده در نشست این بود که مدرنیته اگرچه بسیاری از اشکال سنتی جادو را کنار زده، اما نیاز انسان به معنا، امید، امنیت و توضیح ناشناختهها همچنان پابرجاست؛ بنابراین جادو نه لزوماً حذف شده و نه الزاماً همان شکل تاریخی خود را حفظ کرده است، بلکه در جهان امروز میتواند در قالبهای جدید و حتی تجاریشده بازتولید شود.
از این منظر، چالش اصلی جامعه نه صرفاً وجود باور به سحر و جادو، بلکه ضعف عقلانیت، کاهش اعتماد به نهادهای رسمی، ناامنی اجتماعی، فقدان پاسخهای مؤثر به مسائل زندگی روزمره و تبدیل نیازهای انسانی به بازار سودآور برای مدعیان علوم غریبه است؛ مسئلهای که به اعتقاد برخی حاضران، تنها با افزایش علم و فناوری حل نمیشود و نیازمند بازسازی اعتماد، تقویت پرسشگری و افزایش توان جامعه برای حل عقلانی مسائل است.
ارسال نظر