غولهای آهنی در حسرت عابر؛ چرا بزرگراهها را به پل هوایی ترجیح میدهیم؟
در هیاهوی ترافیک کلانشهرها، سازههای عظیم فلزی با هزینههای میلیاردی قد برافراشتهاند تا حافظ جان ما باشند، اما همچنان عابران پیاده خطرِ عبور از بزرگراهها را به استفاده از آنها ترجیح میدهند.
، در هیاهوی ترافیک کلان شهرها، سازههای عظیم فلزی با هزینههای میلیاردی قد برافراشتهاند تا حافظ جان ما باشند، اما کافی است چند دقیقهای کنار یکی از این پلهای عابر پیاده توقف کنید، صحنههایی میبینید که همزمان آمیختهای از دلهره و تعجب است. پدری دست فرزندش را گرفته و از میان خودروهایی که با سرعت ۸۰ کیلومتر بر ساعت در حرکتند لایی میکشد. مادری کالسکه به دست با مشقت از گاردریل وسط اتوبان عبور میکند و جوانی که برای چند ثانیه زودتر رسیدن بازی مرگ و زندگی را با سپرهای آهنی ماشینها انتخاب میکند. چرا پل عابر این امنترین راه عبور، به تنهاترین سازه شهر تبدیل شده است؟
ساخت یک پل عابر پیاده معمولی این روزها بسته به طول دهانه و تجهیزات با مدلهای مکانیزه تا چندین برابر هزینههای سنگین روی دست شهر و در واقع جیب خود شهروندان میگذارد. شهرداریها این غولهای آهنی را برای رفاه ما نصب کردهاند اما وقتی نرخ بهرهبرداری از آنها پایین است یعنی سرمایهی عمومی در حال هدر رفت است و این هزینه های میلیاردی زیر پا له میشوند.
تحقیقات میدانی و نظرات کارشناسان نشان میدهد که ریشه این پلگریزی را باید در چندین عامل جستوجو کرد، از جمله موانع فیزیکی و پزشکی که در آن بسیاری از عابرانی که عبور پرخطر از سطح خیابان را انتخاب میکنند از پلههای زیاد و شیب تند پلها گلایه دارند چرا که برای یک سالمند یا فردی که دچار زانو درد و عارضههای استخوانی است بالا رفتن از ۵۰ پله حکم صعود به قله را دارد و نبود پلهبرقی فعال یا اسانسور در بسیاری از نقاط عملا پل را برای بخش بزرگی از جامعه از دسترس خارج کرده است.
همچنین چالش امنیت در شب و تاریکی برخی پلها در ساعات پایانی، وجود تابلوهای تبلیغاتی که دید داخل پل را مسدود کرده و تبدیل شدن برخی پلها به مامنی برای آسیبهای اجتماعی، باعث میشود شهروندان عبور از کف خیابان پرتردد را به حضور در سکوت و تاریکی بالای پل ترجیح دهند، که تمام این موارد در کنار توهم زمان قرار میگیرد جایی که عابر پیاده تصور میکند عبور از عرض خیابان ۳۰ ثانیه و عبور از پل ۳ دقیقه زمان میبرد اما این صرفهجویی، به بهای قمار روی جان تمام میشود.
طبق آمارهای پلیس راهنمایی و رانندگی حدود ۴۰ درصد از تصادفات فوتی درونشهری مربوط به عابران پیاده است. تکاندهندهتر اینکه درصد قابل توجهی از این تصادفات در شعاع ۱۵۰ متری پلهای عابر رخ میدهد پلیس بارها تاکید کرده است که در صورت بروز تصادف در زیر پل عابر پیاده اگر پل دارای شرایط استاندارد باشد، عابر پیاده به دلیل عدم استفاده از مسیر ایمن مقصر شناخته شده و حقوق بیمهای او با چالش مواجه میشود. بیشترین رده سنی قربانیان نیز متاسفانه کودکان به دلیل عدم تشخیص سرعت خودرو و سالمندان به دلیل کندی حرکت هستند.
آیا فقط مردم مقصرند؟ خیر فرهنگسازی یک جاده دوطرفه است: نهادهای فرهنگی و شهرداری باید با حذف تابلوهای تبلیغاتی مزاحم تامین روشنایی کامل و مکانیزه کردن پلهای پرتردد، انگیزه استفاده را ایجاد کنند و آموزش و پرورش و رسانه نیز باید از کودکی مفهوم احترام به حریم خودرو و ایمنی فردی را نهادینه کنند.
برای اینکه آمار مرگومیر زیر پلها به صفر نزدیک شود لازم است مردم عزیز باور کنند که هیچ عجلهای ارزش یک عمر پشیمانی نقض عضو یا داغدار کردن خانواده را ندارد و چند پله بیشتر تضمینکننده آغوش گرم خانواده در انتهای روز است. از سوی دیگر شهرداریها باید به جای افزایش تعداد پلها، روی کیفیت و دسترسیپذیری پلهای موجود تمرکز کرده و نصب آسانسور و اصلاح شیب پلهها را در اولویت قرار دهند. همچنین در نقاطی که امکان نصب پل نیست، پلیس و مهندسی ترافیک از گذرگاههای همسطح ایمن استفاده کنند و در نهایت فروشندگان و صاحبان کسبوکارهای اطراف پلها نیز میتوانند با تذکر محترمانه به عابرین نقش همیار پلیس را ایفا کنند.
پل عابر پیاده نه یک دکور شهری است و نه یک مانع برای ورزش زانو. پل عابر مرز میان زندگی و حادثه است. بیاییم با رعایت فرهنگ ترافیک به غولهای آهنی شهرمان جان بدهیم تا آنها هم جان ما را حفظ کنند. نگذاریم یک تصمیم اشتباه در عرض چند ثانیه خط قرمزی روی تمام رویاهایمان بکشد.
عدنان کریمیان/فعال رسانه
ارسال نظر