خبرگزاری موج گزارش می دهد،
چرا پیامرسانی دیپلماتیک و میانجیگری ها هنوز به توافقی میان ایران و آمریکا منجر نشده است؟
در دو هفته اخیر شاهد رفت و آمدهای دیپلماتیک متعدد مقامات قطر و پاکستان، به عنوان دو کشور میانجی روابط ایران و آمریکا، به تهران بودیم. با این حال در عمل اتفاق مؤثری رخ نداده است و به نظر هم نمی رسد به زودی شاهد یک تحول ویژه در این زمینه باشیم.
، با وجود تداوم تبادل پیام میان ایران و آمریکا از طریق میانجیهای منطقهای، روند دیپلماتیک دو کشور همچنان با اختلافهای اساسی روبهروست؛ اختلافهایی که از محاصره دریایی بنادر ایران و وضعیت تنگه هرمز تا تحریمها، داراییهای مسدودشده و پرونده هستهای را در بر میگیرد. اظهارات اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در نشست خبری روز دوشنبه (۴ آبان)، تصویری روشن از ارزیابی تهران ارائه میدهد: «اگر بخواهم صریح بگویم، علت به نتیجه نرسیدن مذاکرات، آمریکاست.» بقایی تأکید کرد طرف آمریکایی در مذاکرات جدی نیست و دیپلماسی را با تحمیل خواستههای خود اشتباه گرفته است. این موضع نشان میدهد اختلاف بر سر اصل مذاکره نیست، بلکه درباره شرایط، ترتیب اقدامات و میزان امتیازدهی طرفین است.
اختلاف بر سر نقطه شروع توافق
یکی از مهمترین موانع، تفاوت نگاه دو طرف به نقطه آغاز مذاکرات است. تهران خواستار آن است موضوعاتی مانند رفع محاصره دریایی، توقف جنگ در جبهههای مختلف و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران در چارچوب توافق مورد توجه قرار گیرد. در مقابل، واشنگتن بر ضرورت رسیدگی به برنامه هستهای ایران نیز تأکید دارد و مقامهای آمریکایی خواستههایی درباره محدودشدن ظرفیت غنیسازی مطرح کردهاند.
این اختلاف صرفاً اختلاف بر سر فهرست مطالبات نیست؛ بلکه به ترتیب اجرای تعهدات نیز مربوط میشود. هر طرف میخواهد پیش از واگذاری اهرمهای فشار خود، از اجرای تعهدات طرف مقابل اطمینان پیدا کند. از نگاه ایران، ادامه محاصره و فشار اقتصادی در شرایطی که از مذاکره صحبت میشود، با ایجاد فضای اعتماد سازگار نیست. در مقابل، واشنگتن نیز میکوشد پیش از کاهش فشارها، درباره موضوعاتی که برای امنیت خود مهم میداند، تضمین دریافت کند. نتیجه این وضعیت، بنبستی است که در آن حتی توافق احتمالی بر سر اهداف کلی نیز لزوماً به توافق درباره چگونگی اجرای آنها منجر نمیشود.
تنگه هرمز؛ موضوع مذاکره یا اهرم فشار؟
تنگه هرمز در ماههای اخیر به یکی از اصلیترین محورهای اختلاف تبدیل شده است. ایران بازگشت امنیت و تردد عادی در این آبراه را به تغییر شرایطی پیوند میدهد که در پی جنگ و محاصره دریایی ایجاد شده است. تهران همچنین اعلام کرده پیشنهادهایی برای بازگشایی تنگه و حرکت به سمت توافق ارائه کرده است؛ از جمله طرحی که بر اساس اظهارات مقامهای ایرانی، رفع محاصره و فراهمشدن شرایط لازم را در اولویت قرار میدهد.
با این حال، این پیشنهادها تاکنون به توافق نهایی منجر نشدهاند. گزارشها نشان می دهد پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز همچنان مطرح است، اما اختلافها بر سر شروط تهران و پاسخ آمریکا ادامه دارد. اختلاف بر سر هرمز فقط مسئلهای دوجانبه نیست؛ این آبراه برای انتقال جهانی نفت و گاز اهمیت دارد و تداوم اختلال در آن میتواند هزینههای اقتصادی و امنیتی را به کشورهای دیگری نیز منتقل کند.
از این منظر، مسئله اصلی این است که آیا دو طرف میتوانند ترتیبی مرحلهای برای کاهش تنش ایجاد کنند یا اینکه هر یک بازگشایی تنگه، رفع محاصره و تعهدات هستهای را به تحقق خواستههای دیگر مشروط خواهند کرد. تا زمانی که ترتیب اقدامات روشن نشود، حتی وجود پیشنهادهای مشخص نیز تضمینی برای اجرای توافق نخواهد بود.
میانجیها فعالاند، اما اختیار تصمیمگیری ندارند
تداوم تبادل پیام از طریق کشورهایی مانند پاکستان و قطر نشان میدهد که کانال دیپلماتیک بهطور کامل قطع نشده است. این میانجیها میتوانند مواضع طرفین را منتقل کنند، درباره پیشنهادها توضیح بگیرند و زمینه را برای توافق احتمالی فراهم سازند؛ اما تصمیم نهایی درباره پذیرش شروط همچنان در اختیار تهران و واشنگتن است.
در روزهای اخیر نیز مقامهای ایرانی از ادامه ارتباط از طریق واسطهها سخن گفتهاند. رضا امیری مقدم، سفیر ایران در پاکستان، به آسوشیتدپرس گفته است تهران همچنان آمادگی دارد بر مبنای تفاهم موقت مورد مذاکره با میانجیگری پاکستان، گفتوگوها را از سر بگیرد. او همچنین گفته بود ایران پیشنهاد بازگشایی تنگه هرمز را در برابر رفع محاصره دریایی مطرح کرده، اما واشنگتن بر ادامه محاصره تأکید داشته است. این روایت، از نگاه تهران، نشان میدهد مانع اصلی در پذیرش متقابل گامهای اولیه قرار دارد.
با این حال، ادامه میانجیگری را نباید معادل نزدیکشدن قطعی به توافق دانست. میانجیها میتوانند فاصله میان مواضع را کاهش دهند، اما اگر طرفین درباره اولویتها و تضمین اجرای تعهدات انعطاف نشان ندهند، انتقال مکرر پیامها نیز ممکن است بدون نتیجه ملموس ادامه یابد.
آیا مسیر دیپلماسی همچنان باز است؟
اظهارات بقایی را میتوان تلاشی برای تفکیک میان ادامه دیپلماسی و پذیرش شرایط آمریکا دانست. تهران میگوید مسیر مذاکره را نبسته است، اما این موضع به معنای آمادگی برای گفتوگو بدون توجه به مطالباتش نیست. در سوی دیگر، واشنگتن نیز هنوز از خواستههای خود درباره برنامه هستهای و مسائل امنیتی عقبنشینی نکرده است.
در چنین شرایطی، نتیجه مذاکرات بیش از هر چیز به امکان توافق بر سر یک چارچوب اجرایی بستگی دارد: مشخصشدن ترتیب رفع محاصره و بازگشایی تنگه، تعیین تکلیف تحریمها و داراییهای مسدودشده و روشنشدن زمان و شیوه رسیدگی به اختلافهای هستهای. توافق مرحلهای میتواند راهی برای خروج از بنبست باشد، اما تنها در صورتی که تعهدات هر مرحله روشن، متقابل و قابل ارزیابی باشند.
در نهایت، تأکید تهران بر مسئولیت آمریکا در شکست مذاکرات، بیانگر موضع رسمی ایران است؛ برای ارزیابی مستقل این ادعا باید مواضع و اقدامات هر دو طرف در کنار یکدیگر بررسی شود. آنچه فعلاً روشن است، ادامه پیامرسانی دیپلماتیک در کنار پابرجاماندن اختلافهای اساسی است. این وضعیت نه به معنای پایان قطعی دیپلماسی است و نه نشانه دستیابی قریبالوقوع به توافق؛ بلکه نشان میدهد مسیر مذاکره همچنان به تصمیم سیاسی دو طرف برای تعدیل مطالبات و توافق بر سر ترتیب اقدامات وابسته است.
ارسال نظر