خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
آیا قطر دوباره به عنوان میانجی ایران و آمریکا وارد میدان شده است؟
گمانه زنی هایی در خصوص بازگشت قطر به میانجی بین ایران و آمریکا مطرح شده است. این اقدام چه پیامدهایی برای منطقه خواهد داشت؟
، اخباری در رسانه های آمریکایی مبنی بر بازگشت قطر به عرصه سیاست خلیج فاسر به عنوان میانجی مذاکرات ایران و آمریکا منتشر شده است. در این راستا سفر یکروزه نخست وزیر قطر به واشنگتن و دیدارش با معاون ترامپ که روز جمعه انجام شد، گمانه زنی ها در این باره را تقویت می کند. براین اساس اکنون این پرسش مطرح است که آیا قطر دوباره به عنوان میانجی فعال عمل میکند؟
در حالی که در جریان جنگ اخیر پاکستان به عنوان میانجی انتخاب شد و یک دور نشست هم در اسلام آباد را هم میزبانی کرد، اکنون بازگشت قطر به این جایگاه را نباید صرفاً یک جابهجایی دیپلماتیک دانست. این موضوع می تواند نشانهای از تغییر در محاسبات امنیتی و سیاسی منطقهای باشد که آثارش بر مذاکرات هستهای و معادلات انرژی به زودی قابل مشاهده خواهد بود.
بازگشت قطر به پرونده ایران و آمریکا می واند چند علت مهم و همزمان داشته باشد. دوحه در یک دهه اخیر توانسته تصویری از «میانجی قابل اعتماد» برای همه طرفها ایجاد کند. قطر همزمان روابط راهبردی با آمریکا دارد و میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه است، و در عین حال کانالهای ارتباطی خود با تهران را نیز حفظ کرده است. همین ویژگی باعث شده واشنگتن در شرایط بحرانی دوباره به ظرفیت قطریها تکیه کند.
تجربه موفق قطر در پروندههایی مانند طالبان، غزه و تبادل زندانیان ایران و آمریکا، این کشور را به بازیگری آزموده در «دیپلماسی بحران» تبدیل کرده است. در فضای فعلی که اعتماد میان تهران و واشنگتن تقریباً از بین رفته، آمریکا نیازمند میانجیای است که هم محرمانگی مذاکرات را حفظ کند و هم توان مدیریت بحران رسانهای را داشته باشد.
عامل بعدی به محدودیتهای پاکستان برمی گردد. هرچند اسلامآباد در ماههای اخیر تلاش زیادی برای ایفای نقش میانجی انجام داد، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند پاکستان فاقد وزن مستقل ژئوپلیتیکی برای اعمال فشار بر دو طرف است.
مسئله چهارم به موقعیت جغرافیایی قطر مربوط است. قطر به عنوان یکی از کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس که مستقیماً از این جنگ تأثیر پذیرفته است، بدون تردید راهکارهای بهتری برای میانجیگری دارد. زیرا منافع مستقیمی در خاتمه جنگ دارد. از سویی قطر ارتباط بسیار نزدیکتری هم با کشورهای عرب همسایه اش دارد که امکان تسهیل مذاکرات و پایان دهی به این درگیری را فراهم می سازد.
در این راستا احیای نقش قطر میتواند چند پیامد مهم منطقهای و بینالمللی داشته باشد. آمریکا بهخوبی میداند ادامه تنش در خلیج فارس، بازار انرژی و امنیت متحدانش را تهدید میکند. از این منظر، قطر میتواند بستر لازم برای مدیریت تنش و جلوگیری از ورود بحران به مرحله رویارویی مستقیم را فراهم کند.
پیامد دیگر این مسئله به تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی قطر در خاورمیانه ارتباط دارد. دوحه طی سالهای اخیر تلاش کرده خود را از یک بازیگر کوچک خلیج فارس به «هاب دیپلماسی منطقه» تبدیل کند. بازگشت به پرونده ایران و آمریکا، این جایگاه را تثبیت خواهد کرد و وزن سیاسی قطر را در شورای همکاری خلیج فارس افزایش میدهد.
مسئله بعدی کاهش نقش بازیگران رقیب مانند عربستان و حتی ترکیه در پرونده میانجیگری است. قطر تلاش میکند نشان دهد برخلاف برخی کشورهای منطقه، توانایی حفظ ارتباط همزمان با تهران و واشنگتن را دارد؛ مزیتی که در فضای پرتنش فعلی اهمیت زیادی پیدا کرده است
بازگشت قطر عملاً به معنای محدود شدن نقش پاکستان در روند میانجیگری است، هرچند احتمال حذف کامل اسلامآباد وجود ندارد. واقعیت این است که اسلام آباد وابستگی مالی و نظامی به کشورهای عربی جنوب خلیج فارس دارد و این مسئله روی عملکرد این کشور اثرگذار است. در چنین شرایطی، ورود دوباره قطر میتواند نقش پاکستان را از «میانجی اصلی» به «کانال مکمل» کاهش دهد. به بیان دیگر، اسلامآباد احتمالاً در آینده بیشتر نقش انتقال پیام یا تسهیل تماسها را ایفا خواهد کرد، در حالی که مدیریت اصلی مذاکرات در اختیار دوحه قرار میگیرد.
نکته پایانی آنکه علیرغم درگیری هایی که در جنگ رخ داد، بازگشت قطر به صحنه فعال دیپلماسی به معنای تداوم پیوندهای تهران با کشورهای عربی منطقه است. این مسئله امکان تفاهم برای شروع مذاکرات را بیشتر می کند. با این حال بیشتر شدن شانس رسیدن به دور بعدی مذکرات به معنای دستیابی به توافق نیست. زیرا کماکان بین خواسته های تهران و واشنگتن در برخی موضوعات شکاف زیادی وجود دارد.
ارسال نظر