خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
چرا ترامپ با هر پیشنهادی برای شروع مذاکرات مخالفت می کند؟
آخرین پیشنهاد ارائه شده ایران به آمریکا با واکنش نه چندان رضایت بخش ترامپ روبرو شد. او همچنان خواهان امتیازات بیشتری است.
، روز جمعه جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد جدیدی را از طریق پاکستان به آمریکا ارائه کرد که اگرپه به صورت رسمی محتوای این پیشنهاد منتشر نشده اما برخی اخبار نشان می دهد تغییراتی در اولویت بندی موضوعات مورد مذاکره رخ داده است. در این پیشنهاد ایران همزمان به لزوم پایان دادن قطعی جنگ و تضمین آن اشاره کرده، از پرداختن به تنگه هرمز هم صحبت کرده است که می تواند ایده جدیدی برای شروع گفتگوها باشد.
اما ترامپ در واکنشی تند اعلام کرد او هنوز نسبت به پیشنهاد ایران قانع نشده است. تأکید بر «نارضایتی» از طرح ارائهشده و همزمان ادامه بررسی آن، نشاندهنده رویکردی دوگانه است: نه رد کامل، نه پذیرش. این نوع موضعگیری در دیپلماسی آمریکا سابقه دارد؛ بهویژه در پروندههایی که طرف مقابل تلاش میکند ابتکار عمل را به دست بگیرد. در چنین شرایطی، آمریکا معمولاً از پذیرش سریع خودداری میکند تا از موضع ضعف وارد مذاکرات نشود. این رویکرد ترامپ نیز است که بنا دارد خود را پیروز این مناقشه نشان دهد. وی تأکید دارد اگر قرار است راه حلی مورد گفتگو واقع شود باید با کنش گری خودش باشد.
اما اختلاف بر سر چیست؟
در ظاهر، هر دو طرف از «پایان جنگ» صحبت میکنند، اما اختلاف اصلی بر سر تعریف این پایان است. ایران بر یک توافق جامع و سریع با چارچوب زمانی مشخص تأکید دارد، در حالی که آمریکا ترجیح میدهد روندی مرحلهای و قابل کنترل را دنبال کند.
در این میان این پرسش هم مطرح می شود که آیا اساساً ترامپ به دنبال توافق با ایران است یا صرفاً می خواهد با تداوم شرایط نه جنگ و نه صلح و همچنین محاصره دریایی، از ایده مذاکرات برای فشار بیشتر استفاده کند؟ برخی نشانهها حاکی از آن است که واشنگتن همچنان به سیاست فشار برای امتیاز بیشتر پایبند است. تأکید بر ادامه رویکرد سختگیرانه، حتی در شرایطی که کانالهای دیپلماتیک باز هستند، نشان میدهد آمریکا نمیخواهد اهرمهای خود را از دست بدهد. در مقابل، پذیرش اصل بررسی پیشنهاد ایران نیز مؤید آن است گزینه دیپلماسی همچنان روی میز است. این دوگانگی، بخشی از استراتژی آمریکا برای حفظ انعطافپذیری در شرایط پیچیده کنونی است.
از سویی نمیتوان موضع آمریکا را بدون در نظر گرفتن عوامل داخلی تحلیل کرد. دولت در فضایی عمل میکند که هرگونه توافق با ایران میتواند با واکنشهای سیاسی در داخل مواجه شود. پذیرش سریع پیشنهاد ایران ممکن است بهعنوان عقبنشینی تعبیر شود؛ ادامه تنش نیز هزینههای اقتصادی و نظامی دارد. این معادله پیچیده، باعث میشود که واشنگتن با احتیاط و گامبهگام پیش برود.
موضع آمریکا تنها خطاب به ایران نیست، بلکه پیامی برای متحدان نیز دارد. واشنگتن میخواهد نشان دهد همچنان بازیگر اصلی در تعیین چارچوب هرگونه توافق است و ابتکار عمل را بهطور کامل واگذار نخواهد کرد. زیرا آمریکا در چند پرونده بزرگ دیگر از جمله جنگ اوکراین و مسئله تایوان هم به نحوی درگیر است. هرگونه قبول آسان شرایط، سیگنالی به چین و روسیه خواهد بود.
براین اساس واکنش ترامپ به عدم اقناعش از پیشنهاد جدید جمهوری اسلام ایرات، می تواند بخشی از یک تاکتیک چانهزنی باشد. در این چارچوب، آمریکا با رد نسبی پیشنهاد ایران، تلاش میکند امتیازات بیشتری به دست آورد و در عین حال مسیر مذاکره را باز نگه دارد. نکته دیکر اینکه اختلافات واقعاً عمیق است و دو طرف هنوز فاصله زیادی در درک و تعریف یک توافق قابل قبول دارند.
از این رو گزینه توافق محدود و تدریجی هنوز گزینه محتمل برای این شرایط غامض محسوب می شود. اگر طرفین با میانجیگری پاکستان به این نتیجه برسند که نخستین گام ها را برای حل بحران بردارند، می تواند سرآغاز برای خاتمه جنگ باشد. با این حال آنچه می تواند ترامپ را به این مسئله مجبور کند، افزایش فشار افکار عمومی دنیا به دلیل بالا رفتن هزینه بستن تنگه هرمز و خسارات ناشی از آن به متحدانش است.
ارسال نظر