سرخط خبرها
  • میزبانی شیراز از اردوی تیم‌های ملی جودوی بانوان با حضور ۱۲ ملی‌پوش
  • سردار حسن زاده: امکان ورود ساک یا کوله پشتی یا وسایل حجیم به داخل مصلی وجود ندارد
  • سردار حسن‌زاده: تا حدود یک و نیم کیلومتر از مرکزیت مصلی ورود خودرو ممنوع است
  • سالیوان، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا: طبق یادداشت تفاهم، ایران بعد از ۶۰ روز می‌تواند از کشتی‌ها در تنگه هرمز هزینه دریافت کند
  • سردار حسن زاده: به دلیل ازدحام جمعیت و احتمال آسیب دیدن، فرزندان خود را در مراسم وداع با رهبر شهید نبرید
  • برنامه‌ریزی مجلس برای استیضاح وزیر نیرو
  • انار خرمایی: میوه‌ای عجیب و جالب در بنگلادش که شبیه انار اما داخلش خرما است
  • رضا توکلی خبر بیماری‌اش را تکذیب کرد
  • هیات منصفه دادگاه‌های سیاسی و مطبوعاتی، خبرگزاری آنا را مجرم ندانست
  • چادرملو برای اولین‌بار به آسیا رفت
  • نظرسنجی که تن نتانیاهو را لرزاند: ۹۲ درصد اسرائیلی‌ها ایران را پیروز جنگ می‌دانند
  • تروریست‌های آمریکایی صهیونی یک خانواده را در سراوان به گلوله بستند
  • انتقاد شدید عارف از بی‌توجهی بانک‌ها به امنیت سایبری
  • معاون سیاسی نیروی دریایی سپاه طی سانحه رانندگی درگذشت
  • غریب‌آبادی: مین‌زدایی تنگه هرمز فقط توسط ایران انجام می‌شود
  • شعب کشیک بانک‌های استان تهران روزهای شنبه و یکشنبه فعال هستند
  • همه شعب بانک‌های کشور روز دوشنبه تعطیل هستند
  • بانک مرکزی: سامانه‌های بانکی هفته آینده همزمان با مراسم تشییع و وداع با رهبر شهید ۲۴ ساعته فعال خواهند بود
  • نماینده مجلس: بی‌برنامگی وزارت نیرو در بحث قطعی برق مشهود است
  • زابل: گرم‌ترین شهر جهان در ۲۴ ساعت گذشته

اعتراض روستاهای کرمانشاه از بی آبی به استانداری رسید

طی روز گذشته جمعی از اهالی چند روستای کرمانشاه که گرمای هوا و بی آبی برای رفع نیازهای اولیه شان، توان تحملشان را از بین بود ، در تجمعی اعتراضی روبروی استانداری جمع شدند.

تجمع

به گزارش خبرنگار خبرگزاری موج کرمانشاه، بین هم همه هایشان حاضر شدم، آنچه که بین آن همه صدا بیشتر و متحد به گوش می رسید این بود« شما را به خدا فکری بکنید، زمین و زندگیمان رفت به جهنم، داریم از تشنگی می میریم..‌.»

جلوتر رفتم، مقابل درب ورودی استانداری کرمانشاه جمع شده بودند، در بین تجمع کنندگان هم پیر بود و هم جوان، خودم را به یکی از ریش سفیدان نزدیک کردم و پرسیدم: پدر جان اینجا چرا جمع شدید...

نگاهی عمیق به صورتم انداخت و با لهجه کردی گفت: برادر نمی شنوی به قرآن چند روز است که آب برای خوردن نداریم...

هیچ کس نیست که دلش به حالمان بسوزد... قرار بود با تانکر برایمان آب بیاورند، این آقایان بیایند و یک روز مثل ما بی آبی بکشند و بچه هایشان بی آب تشنه و گرسنه باشند، ببینم طاقت می آورند...

این حرفها را که بلند بلند برایم بازگو می کرد، صدای اطرافیان هم درآمد.

- آقا شما از کجا آمده ای

- خبرنگارم

خداوکیلی صدا و سیما بیاید از وضعیت زندگی ما فیلم بگیرد، به خدا قسم زمین و زراعت مان خشک شده هیچ، خودمان هم داریم از تشنگی می میریم.

سعی کردم با حرف زدن آرامشان کنم، گفتم: اداره آب فاضلاب رفتین..

داد بر آوردند: آب و فاضلاب، فرمانداری، بخشداری... آقا هرکس پاسمان می دهد به اداره دیگر...

بخدا خسته شدیم، الان آمدیم در استانداری... این آقایان میگن شما وحشی هستین... خداوکیلی این حرف درسته..‌.

تا تکلیفمان روشن نشه‌، از اینجا تکان نمی‌خوریم...

- حالا منتظر هستید که چه اتفاقی بیفتد؟

- دوتا از نماینده هامان رفتند داخل استانداری حرف بزنند، هنوز بیرون نیامدند.

آقا شما را به خدا... به دادمان برسید... شما مگر صدای ما را نمی شنوید... ما آب برای خوردن نداریم، باید به کجا شکایت ببریم!؟؟

اسامی روستاهایشان را که پرسیدم در جواب گفتند، روستاهای حیطه قزانچی مثل خانه خدا، چناره و...

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه