زخمی کهن بر پیشانی شکوه/واکاوی چند دهه سکون و بی برنامگی در ساماندهی زمین ضلع میدان مبارزان ( دروازه مشکین شهر )
میدان مبارزان نخستین تصویر از اردبیل برای مسافران ورودی از منطقه مغان است، رها کردن این فضا به حال خود و تبدیل آن به کانون دستفروشی های بی قاعده، تیشه زدن به ریشه گردشگری و تاریخی شهری است که نامش با شکوه و عظمت گره خورده است.
، هر شهری همچون پیکری زنده است که هر جزء آن از خیابان و میدان گرفته تا دیوار و درخت در ساختار هویتی و روانی آن نقش دارد، اگر عضوی از این پیکر بیمار شود، تأثیر آن نه تنها در ظاهر بلکه در روح شهر نیز نمایان میشود.
در اردبیل یکی از این نقاط بیمار و فراموش شده زمینی است خاکی و بیسامان در ضلع یکی از مهمترین میادین شهر.
میدان مبارزان یا همان دروازه مشکین سابق که سالهاست به حال خود رها شده و اکنون چهرهای ناخوشایند به سیمای شهر بخشیده است!
این زمین با مساحتی حدود هزار متر مربع عملاً به بازاری خودجوش و بیقاعده بدل شده است، در آن از فروش میوه و مرغ و خروس گرفته تا عرضه سگ و پرندگان، لباسهای دست دوم، ابزار فرسوده، ضایعات و هر آنچه تصورش رود یافت میشود.
کسبه موقت و دستفروشان در نبود هرگونه نظارت شهری، با چادر و نایلون برای خود سقف ساختهاند و این محدوده را به فضایی آشفته و ناموزون تبدیل کردهاند که نه ساختار دارد و نه هویت... !!
بیتردید بخشی از این فعالیتها، معیشت محور و نتیجه فشار اقتصادی است، اما مسئله آنجاست که این بینظمیِ رها شده، بستری مناسب برای انواع تخلف و ناهنجاری نیز فراهم کرده است.
جایی که مرز میان دستفروشی مشروع و احتمالا رفتارهای خلاف قانون در هم آمیخته و تفکیک ناپذیر شده است!
از طرفی مشکل این زمین تنها در کارکرد ناسالم آن خلاصه نمیشود، بلکه در جایگاه مکانیاش اهمیت دوچندان دارد.
میدان مبارزان نه در حاشیه، بلکه امروز در قلب شهر و در ورودی اصلی اردبیل از سمت جاده مغان قرار دارد، به عبارتی اینجا نخستین تصویری است که مسافران از شهر میبینند...
تصویری که باید نمادِ نظم، فرهنگ و شکوه شهری باشد، اما اکنون چیزی جز صحنهای از آشفتگی، بینظمی و بیتوجهی در آن دیده نمیشود.چنین چشماندازی نه تنها زیبایی بصری شهر را تخریب میکند، بلکه ذهنیت فرهنگی بازدید کنندگان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
آیا شایسته است دروازه ورود به شهری تاریخی و فرهنگی همچون اردبیل، چهرهای چنین بیسامان و آشفته داشته باشد ؟
در پس این وضعیتِ مزمن، تنها فقر اقتصادی یا دستفروشی را نمیتوان مقصر دانست.
ریشه اصلی در بی برنامگی و بی توجهی مزمن مدیریت شهری نهفته است، زمینی با چنین موقعیت استراتژیکی باید از سالها پیش در طرح های توسعه شهری دیده میشد، شاید به عنوان پارک شهری، بازارچه سامان یافته، یا فضای فرهنگی، نه اینکه به حال خود رها شود تا هر روز چهرهای ناهنجارتر به خود بگیرد !!
سخن پایانی این که زمین یاد شده در میدان مبارزان، نماد کوچکی از یک مسئله بزرگتر است؛فراموشی مفهوم نظم شهری در نگاه مدیران.
اگر روزی این میدان قرار بود ورودی شکوه اردبیل باشد، امروز به مرز بی نظمی و آشفتگی رسیده است.
بازگرداندن آن به جایگاه شایسته اش نه فقط یک اقدام عمرانی، بلکه گامی فرهنگی برای احیای هویت بصری شهر است و تا زمانی که این لکه خاکی در چهره شهر باقی بماند، هر شعار توسعه و زیباسازی شهری رنگ میبازد.
و در نهایت اردبیل سزاوار آن است که دروازهاش آینه شأن و فرهنگ مردمانش باشد، نه صحنه رها شدگی و بی تفاوتی.
ارسال نظر