خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
حمایت چین و روسیه از ایران در جریان دو جنگ اخیر آمریکا علیه کشورمان چگونه بود؟
در جریان دو حمله نظامی آمریکا علیه ایران که با همراهی اسرائیل صورت گرفت، این پرسش مطرح می شود که شکل حمایت چین و روسیه از جمهوری اسلامی چگونه بود؟
، در شرایطی که نزدیک به یکسال از شروع رویکرد نظامی مستقیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران که در قابل دو جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه صورت گرفت، می گذرد، این پرسش مهم اکنون مطرح می شود نقش چین و روسیه به عنوان شرکای راهبردی جمهوری اسلامی ایران در این تحولات چه بوده است؟
واقعیت این است که رسیدن کشورها به مرحله «ائتلاف و اتحاد» پر فراز و نشیب است و چندان ساده نیست. بررسی مواضع پکن و مسکو در این دو حمله نظامی نشان می دهد آنها از ایران در سطح سیاسی و دیپلماتیک تا زیادی حمایت قابل قبولی نشان دادند. در شورای امنیت در برابر فشارهای غرب و متحدانش ایستادند و برخی گزارش های هرچند تأیید نشده مشخص می کند کمک های فنی و اطلاعاتی محدودی نیز در اختیار تهران قرار گرفته است.
اما چرا ایران برای چین و روسیه اهمیت دارد؟ از دید روسیه ایران بخشی از شبکه ژئوپلیتیکی ضدغرب است که از اوکراین تا قفقاز و خاورمیانه امتداد پیدا میکند. در زمانی که روسیه به دلیل جنگ اوکراین با تحریم نظامی، مالی و اقتصادی غرب مواجه شد، جمهوری اسلامی ایران که بیش از چهار دهه تحریم را تجربه کرده تلاش کرد در راستای کمک به یک همکار و شریک استراتژیک از روسیه حمایت کند که این برای مسکو اهمیت زیادی داشت.
چین نیز به ایران به عنوان یک تأمین کننده حیاتی انرژی نگاه می کند هرچند که تمام واردات نفتی اش از خلیچ فارس، محدود به ایران نیست. چین روزانه ۱۱ میلیون بشکه مصرف نفت دارد که از این میزان ۴۵ درصدش را از خلیج فارس می خرد. با توجه به تحریم های لایه ای و پیچیده آمریکا علیه صادرات نفت ایران، شرکت های چینی اصلی ترین خریداران نفت کشور ما میدان را ترک نکردند که این مسئله مؤید جایگاه دو کشور در سیاست های خارجی یکدیگر است.
علاوه بر این، ایران در پروژه «کمربند و جاده» چین جایگاه مهمی دارد. پکن به مسیرهای زمینی و دریایی ایران برای اتصال شرق آسیا به خاورمیانه و اروپا نگاه راهبردی دارد. از این رو ثبات و امنیت ایران برای چین مهم است.
با توجه به مجموع این عوامل، توافقنامه های جامع همکاری بیست ساله ای از سوی ایران با چین و روسیه به امضا رسید اما این سطح از مراودات، به معنای حمایت نظامی مستقیم از کشورمان نیست. زیرا برای انجام چنین کاری لازم است توافق نامه امنیتی ویژه به امضا و تصویب برسد. با این حال شاهد بودیم در جنگ ۳۹ روزه اخیر، مقامات ارشد چینی از هر فرصت و تریبونی برای محکوم کردن این تجاوز استفاده کردند و گفتند با هرگونه تغییر سیاسی در ایران مخالف هستند.
روسیه نیز بارها هشدار داد که درگیر کردن ایران به مسائل نظامی میتواند کل منطقه را به سمت «بیثباتی گسترده» سوق دهد. مسکو همچنین در شورای امنیت همراه با چین مانع تصویب برخی قطعنامههای ضدایرانی شد.
این رویکردها آشکار می کند که مسکو و پکن ترجیح میدهند بدون ورود مستقیم به جنگ، ضمن حمایت رسمی از جمهوری اسلامی به نحوی توان مقاومت ایران را افزایش دهند. از سویی تهران هم بارها بیان کرده برای دفاع از خود نیازمند حمایت خارجی نیست. اما واقعیت این است که ادامه چرخه اقتصاد و یا جلوگیری از ایجاد ائتلاف بین المللی علیه ایران، به همسویی چین و روسیه نیاز دارد. ادامه روندهای تجاری، تسریع در اجرای پروژه های قبلی و فعال سازی بندهای اقتصاد مندرج در موافقت نامه های بیست ساله در این راستا قابل تحلیل است.
در این میان روسیه جهت گیری های تندتری علیه عملکرد آمریکا در قبال ایران اتخاذ کرده است. زیرا تقابل مستقیم غرب با مسکو به دلیل اوکراین، آن را از نظر سیاسی به ایران نزدیکتر کرد. در مقابل چین اساساً نگاه اقتصادی دارد. اولویت پکن، ثبات بازار انرژی و امنیت تجارت جهانی است. حدود یکپنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند و هرگونه انسداد طولانیمدت این مسیر، اقتصاد چین را مستقیما تحت فشار قرار میدهد. براین اساس چین در بحران اخیر بیشتر نقش میانجی و بازیگر دیپلماتیک را بازی کرده است. پکن تلش میکند هم رابطه خود با ایران را حفظ کند و هم ارتباط اقتصادیاش با کشورهای عربی خلیج فارس آسیب نبیند.
متأثر از چنین سیاست خارجی، شاهد هستیم که ترامپ به سمت چین متمایل شده تا وزن این کشور را در میانجیگری بین آمریکا و ایران افزایش دهد. ازاین رو در سفر وی به پکن که قرار است روز چهارشنبه امروز آغاز شد، پیش بینی می شود بخشی از رایزنی ها در این رابطه باشد.
به طور کلی تحولات یکسال اخیر نشان داد محور ایران، روسیه و چین که تلاش شد در چارچوب سازمان بریکس و شانگهای تقویت شود، هنوز با چالش و محدودیت هایی روبرو است با این حال روند کار تا امروز مثبت ارزیابی می شود. این سه کشور در مخالفت با هژمونی آمریکا اشتراک منافع دارند، اما ابزارهای آنها و دلایلشان با هم متفاوت است. به رغم این مسائل انتظار می رود همکاری این سه کشور ادامه پیدا کند و پکن بتواند نقش مؤثرتری از پاکستان در حل بن بست مذاکراتی داشته باشد.
ارسال نظر