خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
پیوند تحولات ایران به لبنان چه پیامدهایی دارد؟
پس از اعلام آتش بس در ایران، موضوع تسری توقف جنگ به لبنان مورد تأکید تهران قرار گرفت و در نهایت آمریکا آن را پذیرفت و اسرائیل را مجبور به اجرای آن کرد. اما در ادامه این روند چه پیامدهایی خواهد داشت؟
، یکی از موضوعات بسیار مهم در دو ماه گذشته چارچوب مذاکرات و طرحهای پیشنهادی برای پایان جنگی است که ۹ اسفند آغاز شد. در همین راستا جمهوری اسلامی ایران یکی از شروط خود را برای پایان دادن به این درگیری نظامی، تسری آتش بس به حوزه لبنان است. در آتش بس موقت کنونی نیز این مسئله مطرح و در نهایت پذیرفته شد.
این رویکرد، نشاندهنده تغییری مهم در نحوه تعریف و پیگیری مذاکرات از سوی تهران است. در این خصوص اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج گفت: توقف جنگ در همه جبههها از جمله لبنان یکی از تفاهم هایی بود که در ۱۹ فروردین صورت گرفت، هرچند که ابتدا طرف مقابل مدعی شد چنین چیزی نیست اما بعد بر آن صحه گذاشت. دلیل این مسئله این است که تحولات منطقه بهم مرتبط هستند و آنچه در لبنان رخ داد از کل منطقه نمیتواند جدا باشد. بنابراین در هر توافقی باید موضوع پایان جنگ در لبنان هم مورد توافق قرار بگیرد.
این در حالی است که در گذشته، بسیاری از مذاکرات ایران با طرفهای غربی بهویژه آمریکا عمدتاً بر موضوعات مشخصی مانند پرونده هستهای یا رفع تحریمها متمرکز بود. اما اکنون نشانههایی از تغییر این رویکرد دیده میشود. بهنظر میرسد ایران تلاش دارد چارچوب مذاکرات را از یک سطح محدود دوجانبه، به یک معادله گستردهتر منطقهای ارتقا دهد. این به معنای قدرت مانور جمهوری اسلامی ایران است که توانسته مسئله را به موضوعات مدنظرش در منطقه نیز گسترش دهد.
در این چارچوب، تحولات مرتبط با کشورهایی مانند لبنان و نقش گروههای مقاومت، دیگر بهعنوان موضوعات جداگانه تلقی نمیشوند، بلکه در پیوند با امنیت منطقه و ثبات کلی غرب آسیا مورد توجه قرار میگیرند. این تغییر نگاه، میتواند پیامدهای مهمی برای مسیر مذاکرات داشته باشد.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، امنیت در خاورمیانه ماهیتی بههمپیوسته دارد. به این معنا که تحولات در یک نقطه مانند لبنان یا فلسطین میتواند بر سایر نقاط تأثیر بگذارد. بر همین اساس، تهران همواره بر این نکته تأکید کرده که هرگونه راهحل پایدار، باید تمامی ابعاد امنیتی منطقه را در نظر بگیرد.
در این چارچوب، مطرح شدن موضوعاتی مانند وضعیت لبنان در کنار مذاکرات کلان، میتواند تلاشی برای تثبیت همین دیدگاه باشد؛ اینکه حلوفصل بحرانها بهصورت جزیرهای امکانپذیر نیست و نیازمند یک رویکرد جامع است.
اما مسئله این است که ورود متغیرهای منطقهای به مذاکرات، در عین حال که میتواند به جامعتر شدن توافق کمک کند، پیچیدگی آن را نیز بهطور قابل توجهی افزایش میدهد. زیرا بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نیز بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم در معادله دخیل میشوند. در توافق آتش بسی که ۱۹ فروردین به در ایران به اجرا درآمد، مخالفت اسرائیل باعث شد چند روز دیگر لبنان به این آتش بس اضافه شود.
از این رو در شرایطی که اضافه شدن پارامترهای مختلف به توافق دوجانبه، موجب سخت شدن رسیدن به تفاهم است، اما اگر به نتیجه برسد امنیتی با ابعاد بزرگتر در خاورمیانه عملیاتی می شود.
طرح چنین ملاحظاتی از سوی ایران، حامل پیامهای مشخصی برای طرفهای مقابل است. نخست، اینکه تهران صرفاً به دنبال یک توافق محدود و کوتاهمدت نیست، بلکه بهدنبال راهحلی است که بتواند ثبات بلندمدت را تضمین کند. دوم، اینکه نادیده گرفتن نقش و جایگاه ایران در معادلات منطقهای، نمیتواند به نتیجه مطلوبی منجر شود.
بنابراین این مسئله که در گام های بعدی آمریکا می خواهد محور مقاومت را تضعیف و ارتباط آنها با جمهوری اسلامی ایران خدشه دار سازد، دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت.
با توجه به شرایط موجود، آینده مذاکرات تا حد زیادی به نحوه مدیریت این پیچیدگیها بستگی دارد. اگر طرفها بتوانند به یک درک مشترک از ضرورت رویکرد جامع برسند، احتمال دستیابی به توافقی پایدار افزایش خواهد یافت. در غیر این صورت، خطر طولانی شدن روند مذاکرات و حتی بازگشت به تنشهای بیشتر وجود دارد.
ارسال نظر