یک جامعه شناس در گفتوگو با خبرگزاری موج:
وقتی در جهان پرصدا جامعه فقط به صدای هماهنگ نیاز دارد/همترازی میدان، خیابان و دیپلماسی
یک جامعه شناس گفت: در شرایط بحرانی و پیچیدهای که یک جامعه با آن مواجه میشود، هماهنگی میان سه عرصه اصلی کنش اجتماعی یعنی «میدان»، «خیابان» و «دیپلماسی» تبدیل به یک ضرورت ساختاری میشود.
سجاد بهرامی جامعه شناس و کارشناس مسائل اجتماعی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری موج، اظهار داشت: در شرایط بحرانی و پیچیدهای که یک جامعه با آن مواجه میشود، هماهنگی میان سه عرصه اصلی کنش اجتماعی یعنی «میدان»، «خیابان» و «دیپلماسی» تبدیل به یک ضرورت ساختاری میشود.
وی با اشاره به اینکه این سه لایه، همچون سه ستون یک سازهاند؛ اگر یکی از آنها از دیگری جلوتر یا عقبتر حرکت کند، تعادل کل نظام اجتماعی دچار اختلال میشود و پیامدهای روانی و اجتماعی قابل توجهی در سطح جامعه ایجاد میکند، افزود: از منظر جامعهشناسی بحران، مردم زمانی دچار اضطراب میشوند که پیامها و رفتارهای نهادی در سه سطح گفتار، عملکرد و تصمیمگیری همسو نباشد.
بهرامی با عنوان اینکه ناهماهنگی، فضای روانی جامعه را به سمت تردید، پیشبینیناپذیری و بیاعتمادی سوق میدهد؛ امری که در لحظات حساس میتواند بسیار هزینهساز باشد، بیان کرد: جامعه در دوران فشارهای بیرونی و درونی، نیازمند نوعی «انسجام روایی» است؛ به این معنا که روایت نهادهای مسئول نباید چندپاره، متناقض یا مبهم باشد.
این کارشناس توضیح داد: وقتی پیامهای رسمی از حوزه دیپلماسی، میدان عمل و مدیریت اجتماعی هماهنگ نباشد، ذهن جمعی جامعه وارد چرخهای از تفسیرهای پراکنده میشود؛ چرخهای که دائماً اضطراب تولید میکند.
بهرامی گفت: از نظر جامعهشناسی ارتباطات، مردم بر اساس الگوهای انسجامیافته رفتار نهادی، احساس امنیت میکنند. وی بیان کرد که هرگونه فاصله بین کنش میدان، پیام خیابان و روایت دیپلماسی، فضای سیاسی ـ اجتماعی را به سطحی از ابهام میکشاند که در آن شایعه، افراط عاطفی و برداشتهای نادرست به سرعت گسترش مییابد.
وی ادامه داد: یکی از مهمترین ملاحظات روانشناختی در مدیریت بحران، حفظ «پیوستگی پیام» است. بهرامی اشاره داشت که پیامهای متناقض یا ناهماهنگ، ساختار شناختی جامعه را فرسوده میکند و موجب میشود افراد به منابع غیررسمی یا روایتهای هیجانی روی بیاورند. این استاد دانشگاه ادامه داد که نتیجه چنین فرآیندی، تضعیف احساس کنترل و افزایش نگرانی عمومی است.
این کارشناس توضیح داد: خیابان، یعنی سطح عمومی جامعه و تجربه روزمره مردم، معمولاً حساسترین بخش به بیثباتی روایی است. دکتر سجاد بهرامی گفت اگر خیابان درک نکند که میدان و دیپلماسی در چه مسیری حرکت میکنند، شکاف معنایی شکل میگیرد. وی بیان کرد که این شکاف معنایی همان جایی است که بیشترین آسیب روانی و اجتماعی رخ میدهد.
وی خاطرنشان کرد: میدان، یعنی حوزه کنش عملی و اجرایی، معمولاً با منطق خاص خود پیش میرود؛ اما اگر این منطق برای جامعه توضیح داده نشود، حتی اقدامات درست نیز بهدرستی فهم نمیشود.
بهرامی گفت: دیپلماسی نیز اگر بدون توجه به تجربه زیسته مردم پیام بدهد، کارکرد خود را از دست میدهد؛ زیرا هر پیام دیپلماتیک، بدون پیوست اجتماعی، در اذهان عمومی ناقص یا ناپیوسته درک میشود.
این استاد دانشگاه با عنوان اینکه هماهنگی میان این سه عرصه نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اجتماعی است، عنوان کرد: این هماهنگی باید در سه سطح طراحی شود که شامل هماهنگی در روایت، هماهنگی در زمانبندی پیام، و هماهنگی در زبان و سبک ارتباط. عدم هماهنگی، بهویژه در شرایط حساس یا تهدیدآمیز، باعث شکلگیری یک «خلأ روایی» میشود.
بهرامی گفت: در این خلأ روایی، ذهن جامعه تلاش میکند خودش معنا تولید کند و این تولید معنا، غالباً هیجانی، احساسی و بعضاً بدبینانه است.
وی بیان کرد که همین روند باعث میشود فشار روانی روی مردم بیشتر شود و ظرفیت تحمل اجتماعی کاهش یابد.
وی عنوان کرد: یک اشتباه رایج در مدیریت بحران، آن است که هر حوزه تصور میکند مسئولیت خودش را «در چارچوب همان حوزه» انجام دهد. بهرامی اشاره داشت که بحران، شرایط عادی نیست؛ بحران یعنی لحظهای که سه حوزه باید بهجای سه جزیره مستقل، مانند یک سیستم واحد عمل کنند. این استاد دانشگاه ادامه داد که اگر خیابان بهموقع اطلاعرسانی نشود، میدان دچار بدفهمی عمومی میشود و اگر دیپلماسی از شرایط خیابان بیخبر باشد، پیامهای ناهمساز صادر خواهد شد.
این کارشناس با بیان اینکه در چنین وضعیتی، اعتماد عمومی اولین قربانی خواهد بود، افزود: اعتماد، نه از طریق موفقیتهای پراکنده، بلکه از طریق انسجام ارتباطی شکل میگیرد.
بهرامی ادامه داد: مردم در شرایط دشوار، بیش از هر چیز به ثبات پیام نیاز دارند و هر بحران، بدون روایت هماهنگ، تبدیل به «بحران دوگانه» میشود: بحران واقعی بعلاوه بحران روایت. که بحران روایت، از بحران واقعی خطرناکتر است؛ زیرا ذهن جمعی را ناپایدار میکند.
وی گفت: در چنین شرایطی، نهادهای تصمیمگیر باید نسبت به حساسیتهای روانی جامعه آگاه باشند. وی بیان کرد که مردم وقتی میبینند عرصههای مختلف تصمیمگیری هماهنگ عمل میکنند، احساس امنیت بهطور طبیعی افزایش مییابد. دکتر سجاد بهرامی ادامه داد که این احساس امنیت، حتی پیش از حل مشکل اقتصادی یا دیپلماتیک، اثر ترمیمی بر روان جمعی دارد.
بهرامی خاطرنشان کرد: یکی از وظایف مهم نهادهای ارتباطی در شرایط حساس، انتقال پیامهای دقیق، زمانمند و هماهنگ است که ارتباط ناهماهنگ، مانند صدایی است که از چند بلندگو بدون تنظیم پخش شود؛ نتیجه آن، ایجاد نویز ذهنی و خستگی روانی جامعه است.
این کارشناس با بیان اینکه میدان، خیابان و دیپلماسی سه حلقه زنجیروارند؛ گسست در یک حلقه، کل زنجیره را ناکارآمد میکند، افزود: در بحرانهای جدید، مفهوم «هماهنگی سهلایه» بهعنوان رویکردی علمی و پذیرفتهشده مطرح شده است که اجرای این رویکرد، نیازمند برنامهریزی دقیق و حساسیت نسبت به تجربه روانی جامعه است.
ارسال نظر