خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
آینده امنیت انرژی در خلیج فارس در سایه تنشهای اخیر
در میانه تشدید تنش های نظامی در خاورمیانه، موضوع حفظ تأمین امنیت انرژی به ویژه صادرات نفت به بازارهای جهانی به مسئله اصلی برای تصمیم گیران تبدیل شده است.
، افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس در روزهای اخیر نگرانی هایی را در خصوص تأمین امنیت پایدار انرژی ایجاد کرده است. روز گذشته در پی اظهارات ترامپ مبنی بر حرکت یک ناوگان نظامی به سمت ایران، قیمت نفت در بازار جهانی افزایش یافت و این مسئله متأثر از جایگاه خلیج فارس و به ویژه تنگه هرمز در تأمین نفت دنیا است. تنگه هرمز تنها مسیر دریایی برای خروج بخش عمده نفت و گاز کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس (عربستان، امارات، کویت، قطر، عراق) به بازارهای جهانی است. طبق آمار رسمی روزانه حدود ۱۹ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی (تقریباً حدود ۲۲ درصد عرضه جهانی نفت) از آن عبور میکند. از این رو هرگونه اختلال جدی در این آبراه، شوک قیمتی شدید در بازار انرژی ایجاد خواهد کرد.
براین اساس تهدیدهای نظامی آمریکا و استقرار جنگنده های جدید در منطقه که البته روز گذشته مشخص شد فقط مربوط به آمریکا نیست و بریتانیا هم در پی اعزام نیرو به خلیج فارس است، اهمیت تنگه هرمز دوباره در کانون توجه تحلیلگران قرار گرفت. در این رابطه چند سناریو محتمل است:
بستن کامل تنگه هرمز از سوی ایران: مقامات کشورمان تاکنون چندین بار در شرایط خاص معادلات جهانی تهدید کرده اند اگر امنیت ایران به مخاطره بیفتد، این مسیر را کاملاً می بندند هرچند تا امروز این تهدید به صورت کامل عملیاتی نشده است. اما وجود چنین تهدیدی اثر مستقیمی روی قیمت نفت داشته و نگرانی هایی را در بین کشورهای دنیا ایجا کرده است. در این رابطه برخی بر این باورند جمهوری اسلامی هرگز دست به چنین اقدامی به صورت صد درصدی نمی زند زیرا موجه واکنش منفی جهانی می شود. نکته دیگر اینکه صادرات نفت و مشتقات نفتی ایران هم از همین مسیر می گذرد و بستن آن به معنای محاصره اقتصادی خود ایران نیز هاست. علاوه براین چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، از این سیاست متضرر خواهد شد و با توجه به روابط تهران-پکن دور از ذهن است که جمهوری اسلامی بخواهد این مناسبات را وارد یک چالش جدی کند.
سناریوی دوم ایجاد اختلال در مسیر عبور کشتی ها از تنگه هرمز است. در صورتی که جمهوری اسلامی احساس خطر شدیدی کند، ممکن است تغییراتی در روند عبور کشتی ها به وجود آورد که این مسئله روی افزایش قیمت بیمه کشتی ها و محموله هایش خواهد داشت. این اقدام هم روی قیمت نفت اثر می گذارد. بنابراین در هر دو وضعیت، باید ایجاد بحران در اقتصاد جهانی را مفروض دانست.
با توجه به چنین قدرت اثرگذاری از سوی تهران روی بازار جهانی نفت، اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس و مشتری های آنها، این روزها شاهد رایزنی های گسترده ای از سوی بازیگران منطقه ای به ویژه عربستان برای جلوگیری از بروز جنگ هستیم. گفته می شود عربستان دو هفته قبل تلاش کرد مانع شروع درگیری آمریکا با ایران شود. افزون براین چین هم در بحرانی که از حدود سه هفته قبل در روابط ایران و آمریکا آغاز شد همواره بر روش های دیپلماتیک تأکید دارد. زیرا با توجه بعه حجم خرید سنگینی که چین از خلیج فارس از جمله ایران دارد، تغییر هرچند اندک در قیمت، پیامد زیادی روی اقتصاد و برنامه های اقتصادی این کشور می گذارد.
مسئله مهم در این میان اهمیت تنگه هرمز به عنوان یک اهرم بازدارندگی است. تهران تلاش می کند در کنار همه ابزارهایش از این آبراهه استراتژیک نیز برای تغییر معادلات استفاده کند. بنابراین هر زمان که خطر حمله جدی تر می شود، در رسانه های موضوع بسته شدن تنگه هرمز برجسته می شود و برخی مقامات نظامی جمهوری اسلامی هم به آن اشاره می کنند. با وجود این، احتمال بستن کامل این مسیر در شرایط کنونی پایین است. ریسک دست زدن به این اقدام می تواند معادلات را به ضرر ایران تغییر دهد. همچنین اقتصاد کشور را هم با بحران جدید مواجه سازد.
اما دنیا برای جلوگیری از غافلگیر شدن در این شرایط، به دنبال راه های جایگزین است. ازاین رو شاهد هستیم که کشورهای صادرکننده نفت در حلا تنوع بخشی به شکل صادرات خود هستند از جمله مسیرهایی که از خشکی عبور می کند و با گذر از سوریه و اردن به اروپا می رسد.
ارسال نظر