موج
کدخبر : ۳۳۴۳۰۸ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-334308

در گفتگوبا موج مطرح شد؛

قتل سه دختر جوان آن هم فقط در یک ماه، باعث شده تا موج جدیدی از واکنش ها نسبت به گسترش قتل های ناموسی، شیوه های جلوگیری از آنها و همچنین مجازات هایی که برای اینگونه قاتلان خانوادگی و ناموسی، به راه افتاد. موجی که بیشترین جهت دهی آن به لزوم اصلاح قانون مجازات قتل های خانوادگی در ایران بر می گردد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری موج، "ما نباید بگوییم هر نگاهی و هر قضاوتی که در صدراسلام حاکم بوده، باید الان نیز، همان دیدگاه در جامعه اجرا شود!" اینها گوشه ای از سخنان حجت الاسلام محمد تقی فاضل میبدی، عضو مجمع و مدرسین حوزه علمیه قم در واکنش به قتل های ناموسی یک ماهه اخیر و شیوه برخورد قانون با آنهاست

. قانونی که براساس آن پدران و مادران  و همسران در صورت ارتکاب قتل اعضای خانواده خود، به جای اعدام تنها چند سال حبس را تجربه خواهند کرد. قانونی که اصلی ترین رکن آن دین است و شرع. این درحالی است که وقوع سه قتل آن هم فقط در خرداد ماه سال جاری باعث شده تا تحلیل ها و واکنش های متفاوت فراوانی در مورد آنها مطرح شود. قتل هایی که قاتلان آن قرار نیست مثل سایر قاتلان مجازات شوند، شاید برای همین باشد که بسیاری از عالمان و محققان دینی بر این باورند که این قوانین باید به روز و اصلاح شوند. حجت الاسلام فاضل میبدی، یکی از همین محققان دینی است. وی معتقد است که باید فکری برای تعصبات دینی و مذهبی کور جامعه کرد و این میسر نمی شود مگر با اجماع علما دینی برای اصلاح قوانین و به روز کردن آن. 

همانطور که حتما مطلع شده اید، طی یک ماه گذشته شاهد سه قتل خانوادگی ناموسی درکشور بوده ایم. با این وجود براساس قانون و شرع مسببین این قتل ها؛ از آنجاییکه خودشان اولیای دم محسوب می شوند، مسلما به اعدام محکوم نخواهند شد. اما سوال اینجاست که چرا در حالیکه شرع و دین همواره برای برقراری عدالت و حفظ  حقوق شهروندان و بخصوص حق زندگی و حیات ایجاد شده و برای تحقق آن تلاش می کنند، در اینگونه موارد به راحتی از مجازات قاتل صرفنظر می کند و تنها به مجازاتی خفیف رضایت می دهد؟ و از آن مهمتر اینکه؛ اصولا دیدگاه دین و شرع در مورد این قتل های ناموسی چگونه است؟   

اولا، من به شخصه معتقدم که این قتل ها و فجایع ریشه در یکسری کمبودها و مشکلات فرهنگی دارد که اتفاقا روز به روز در حال گسترش است. ولی در اصل، عوامل متعددی دست به دست هم می دهند تا چنین فجایع خانوادگی رخ بدهد. از سویی من با این راهکار که در مورد پرونده قتل های خانوادگی بخواهیم صرفا یک "فرد" را محکوم و اعدام کنیم موافق نیستم. مثل اینکه شما بخواهید اعتیاد را با مجازات معتادان ریشه کن کنید. خب، مسلم است که تلاشی بیهوده خواهد بود. ریشه یابی این مساله یعنی قتل های ناموسی هم، یک کار فرهنگی عمیقی را می طلبد که باید از ناحیه نهادهای اجتماعی و دولت انجام شود. متاسفانه در جامعه ما اینگونه مسایل هیچ وقت آسیب شناسی نمی شود و فقط فرد را "مجازات" می کنند. در حالیکه در دنیای امروز ثابت شده که مجازات، آسیب های اجتماعی را از بین نمی برد. مثل این است که شما در باغی مقدار علف هرز می بینید و به زعم خودتان آنها را می کنید تا از بین بروند، درحالیکه چند وقت بعد این علف ها از جای دیگری در همان باغ دوباره سربیرون می آورند. یعنی باید آن زمین و عرصه از حضور علف های هرزه پاک شوند وگرنه فایده ای ندارد. در مورد تمام مشکلات و آسیب ها و مسایل اجتماعی هم، همه بررسی ها به یک سرفصل کلیدی یعنی "اقتصاد" ختم می شود. 

به قول مولوی : آدمی اول حدیث "نان" بود                                چونکه قوت و نان ستون جان بود

یعنی در یک کلام، ستون جامعه "اقتصاد" است. ریشه تمامی خشونت های خانوادگی و اجتماعی و حتی بسیاری از آسیب هایی که زیر پوست جامعه و خانواده ها پنهان هستند و شاید هنوز عیان نشده باشند، در همین اقتصاد خلاصه می شود. وقتیکه مرد خانواده با هزار فکر و خیال ناشی از مشکلات اقتصادی وارد خانه می شود، خواه ناخواه این فشارها را روی خانواده و فرزندان و همسرش خالی خواهد کرد. حالا وقتیکه تعصبات کور فرهنگی هم در کنار این مشکلات اقتصادی قرار بگیرد، باعث بروز انواع تنش های خانوادگی، کتک کاری ها و حتی بروز قتل و فجایع ناموسی می شوند.

ولی من هنوز جواب سوالم را نگرفته ام. اینکه بالاخره آیا دین اینگونه تعصبات ناموسی که می تواند منجر به فجایع وحشتناکی شود را تایید می کند یا خیر؟

مسلما خیر. این تعصبات و فرهنگ کنونی ما ناشی از تبلیغات غلطی است که به نام دین می شود. همانطور که می دانید در فرهنگ دینی ما از گذشته های دور، دختر حق نداشته و ندارد که برای انتخاب شریک زندگی اش پیش قدم شود و خودش آن را انتخاب کند. بلکه باید منتظر بماند تا انتخاب "بشود". بعد هم این خانواده وی هستند که حرف آخر را در مورد قبول پسر به عنوان داماد خانواده می زنند. همین مساله باعث وقوع ازدواج های اجباری و بروز نامهربانی های بسیاری در خانواده ها می شود. متاسفانه این فرهنگ قرن هاست که در جامعه ما و بخصوص در روستاها و بین طبقه متوسط و ضعیف جامعه ما حاکم است و باعث شده تا والدین نظرات خشک دینی و فرهنگیشان را بر فرزندانشان تحمیل کنند.  

فاضل میبدی

خب چه باید کرد تا این رویه اصلاح شود؟ منظورم تعصبات فرهنگی و دینی حاکم برجامعه است.

به طور خلاصه باید رویکردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حاکم برجامعه تغییر کند. چرا ؟ چون رویکردها و سیاست های کنونی نتیجه اش همین پرونده هایی است که می بینیم. همین قتل ها و همین پرونده های نزاع های خانوادگی. به قول مرحوم مطهری، حاکمان و عالمان دینی باید "زمان" خودشان را و نیازهای زمانشان را بشناسند و مطابق با آنها، قوانین قضایی و دینی را تغییر دهند. چون مسلما مشکلات امروز جامعه ما به طور قطع، با معظلات  100 سال پیش آن تفاوت دارد. ولی ما هنوز در قید و بندهای همان روزگارها سیر می کنیم!  این دیدگاه هم در بین حاکمان ما دیده می شود و هم در بین متولیان فرهنگی دینی. برای همین معتقدم که باید به این مساله یک نگاه کلان داشت. وگرنه با برخوردهای نهی از منکری و بگیر و ببندهای کمیته ای و... مسلما دردی از دردهای جامعه ما در این حوزه برطرف نمی شود. همانگونه برخورد با چند نفر از مفسدان اقتصادی، بدون ریشه یابی مساله؛ نتوانسته مشکل فساد در سیستم اقتصادی کشور را برطرف کند! چون تا وقتیکه دولت از اداره اقتصادی جامعه ناتوان باشد، عده ای سودجو از این نقطه ضعف سوء استفاده می کنند و با رشوه و نفوذ در سیستم بیمار اقتصاد کشور ، به سودهای کلانی می رسند.

اگر موافقید برگردیم به موضوع صحبتمان... در حال حاضر قانون کشورمان که برگرفته از شرع و دین ماست، می گوید که در موضوع قتل های ناموسی توسط والدین یا همسر، قاتل اعدام نخواهد شد. بلکه فقط به چند سال حبس محکوم می شود. درحالیکه بسیاری از حقوقدان ها و حتی فقها معتقدند که ازآنجاییکه به هر حال قتلی رخ داده و انسانی کشته شده، در این مورد هم باید با قاتل مثل سایر قاتلین برخورد شود. یعنی به نظر می رسد باید قوانین جزایی ما تا حدودی اصلاح شوند. این موضوع را قبول دارید؟

اینکه نخواهیم پدری را به جرم قتل اعضای خانواده اش، مثل بقیه قاتلین مجازات کنیم، شاید در دوره پدرسالارانه گذشته قابل قبول بوده و عرف هم آن را می پذیرفته است، ولی در دوره کنونی افکار عمومی و فرهنگ جامعه به هیچ عنوان این موضوع را نمی پذیرد و بر نمی تابد. بنابراین، مسلما باید نگاه جدیدی به مقوله مجازات های خانوادگی و ناموسی داشت. ما نباید بگوییم هر نگاهی و هر قضاوتی که در صدراسلام حاکم بوده، باید الان نیز، همان دیدگاه در جامعه اجرا شود. واقعیت این است که دنیای امروز شیوه های برخورد با جرایم و مجرمان "تنبیهی" را نمی پسندد، بلکه بیشتر نگاه "تادیبی" به جرایم دارد. در این مورد هم مردم حق دارند که سوال کنند؛ چرا باید فردی که فرزندش یا یکی از اعضای خانواده اش را کشته، مانند سایر قاتلان مجازات نشود؟ جامعه کنونی ما به هیچ عنوان این موضوع را نمی پسندد و قبول نمی کند. بنابراین معتقدم که باید جمعی از عقلا و علمای دین دورهم جمع شوند و قوانین جزایی ما را براساس نیازهای روز و البته در چارچوب شرع و دین، اصلاح کنند. گرچه استارت این تغییرات سالهاست که زده شده است، همانطور که قبلا می گفتند زن نمی تواند قاضی باشد ولی امروز می بینیم که این امکان فراهم شده است؛ یا مثل موضوع برابری دیه زن و مرد که امروز مطرح است و اجرا می شود. اگر این رویه را هر چه سریعتر در پیش نگیریم و قانون را اصلاح نکنیم، مسلما باید در آینده نیز دوباره شاهد چنین فجایعی و یا اوج گیری دیگر آسیب های اجتماعی در جامعه باشیم.

خبرنگار:
آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها