یک جامعه شناس در گفتوگو با خبرگزاری موج:
جامعه ایران پس انتخاب رهبر سوم انقلاب اسلامی از «سوگ» به «امید» رسیدند
یک جامعه شناس گفت: جامعه ایران پس انتخاب رهبر سوم انقلاب اسلامی از «سوگ» به «امید» رسیدند و این مهم را در آیین های بیعت به خوبی نشان دادند.
سجاد بهرامی، جامعهشناس و کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری موج شهادت رهبر فقید کشور و آغاز دوره رهبری آیتالله مجتبی خامنهای را بعنوان نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی ایران عنوان کرد و اظهار داشت: جامعه ایرانی در لحظات گذار سیاسی، بهویژه در بستر ارزشهای دینی و فرهنگی، نه تنها دچار شکاف نمیشود، بلکه انسجام و معانی جدیدی از وفاداری و هویت را بازآفرینی میکند.
وی با اشاره به حضور پرشور مردم در آیینهای سوگواری و بیعت با رهبر جدید، آن را بازتابی عمیق از پیوستگی نسلی و عاطفی در جامعه ایرانی عنوان کرد و گفت: در سطح جامعهشناختی، این رفتارها بیانگر نوعی نظم معنایی فراتر از ساختارهای سیاسی بوده که «همبستگی ایمانی» را ایجاد میکند؛ همبستگیای که نه از اجبار، بلکه از اعتماد و تعلق دینی سرچشمه میگیرد.
دین در ایران پیکره زندهای از روابط اجتماعی است

این جامعهشناس افزود: «ملت ایران، در مواجهه با سوگ و فقدان، همواره با بازسازی نمادها و مناسک مذهبی، فرایند شفای جمعی و تجدید عهد را تجربه کرده است و این امر نشان میدهد که دین در ایران، نه صرفاً یک نظام اعتقادی، بلکه پیکره زندهای از روابط اجتماعی است که در بحرانها نقش آفرین میشود.
وی با تاکید بر اینکه شهادت رهبر فقید باید در متن تاریخی و فرهنگی ایران فهم شود، جایی که مفهوم شهادت، الهامبخشترین نیروی تحول اجتماعی بوده است، خاطرنشان کرد: جامعه ایرانی، شهادت را شکست نمیداند بلکه فرصتی برای بازتعریف قدرت و ایمان میبیند.
بهرامی با عنوان اینکه ورود به عصر رهبری آیتالله مجتبی خامنهای نه یک گسست، بلکه پیوستی از منطق الهی است، بیان کرد: این پیوست از دل تاریخ عاشورا، انقلاب اسلامی و اندیشه ولایت فقیه طلوع کرده است.
وی عنوان کرد: در این الگو، مردم نه فرمانبران صرف، بلکه حاملان معنای ولایت هستند و خود را در مسیر هدایت تاریخی قرار میدهند.
نسل جوان از طریق درک تجربی در آیین بیعت رهبر سوم ایران شرکت کردند

بهرامی همچنین به تجلی دوباره اعتماد عمومی به ساختار دینی قدرت اشاره کرد و گفت: «در عصری که بسیاری از جوامع با بحران معنا و فروپاشی مرجعیت دست به گریباناند، مردم ایران با حضور در صحنههای همبستگی و بیعت، مفهوم «مرجعیت الهی» را به شکل عینی بازسازی کردند.» وی این پدیده را نشانهای از آن دانست که ولایت فقیه، در ذهن و دل جامعه، صرفاً یک ساختار نهادی نیست، بلکه نظامی معنایی است که روابط مردم را با حقیقت و با یکدیگر تداوم میبخشد. از منظر جامعهشناسی دین، این رفتارها نوعی مناسک بازتولید مشروعیت و اعتماد محسوب میشود که کارکرد حیاتی در تثبیت آرامش اجتماعی دارد.
این جامعهشناس نقش نسل جوان در مراسمها و جنبشهای نمادین سوگواری و بیعت را نشانهای از تداوم فرهنگی و انتقال معنا میان نسلها دانست و افزود: این نسل، برخلاف برداشتهای سطحی، نه از روی عادت، بلکه از طریق درک تجربی از معنای مقاومت، وفاداری و حقیقت، در این رخداد شرکت کردند.
بهرامی با عنوان اینکه این تحول، نه یک واقعه صرفاً سیاسی، بلکه یک فرایند جامعهشناختی عمیق بوده که نشان میدهد ولایت فقیه در بطن جامعه ایرانی، عنصری از ثبات معنوی و اجتماعی است.
وی تاکید کرد: ملت ایران با عبور از سوگ، به مرحلهای از بازسازی معنویت ملی رسیده است و جامعهای که مبتنی بر ایمان، ریشهدار در تاریخ و متکی بر عقلانیت دینی است، توانایی آن را دارد که از دل اندوه، امید و از دل فقدان، معنای تازهای از استمرار و انسجام خلق کند. این رخداد، سندی از روح جمعی و بلوغ اجتماعی ایرانیان است؛ ملتی که نه در برابر مرگ، بلکه در برابر مسئولیتهای معنوی خویش زندهتر و متحدتر میشود.
ارسال نظر