خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
چرا قطر میانجیگری در روابط ایران و آمریکا را از سرگرفت؟
در روزهای اخیر شاهد افزایش نقش قطر در تسهیل شرایط برای رسیدن ایران و آمریکا به توافقی در راستای خاتمه جنگ هستیم. این موضوع متأثر از شرایط قطری در جنگ اخیر و همچنین شرایط تنگه هرمز است.
، در حالی که گمانه زنی ها در مورد احتمال رسیدن ایران و آمریکا به توافقی برای پایان جنگ و آغاز یک فرصت شصت روزه برای گفتگو پیرامون برداشتن کامل تحریم ها و تعیین تکلیف اورانیوم های غنی شده، رو به افزایش است، شاهد ورود دوباره کشورهای کوچک عربی خلیج فارس به میانجیگری در این مناسبات هستیم.
در روزهای اخیر قطر بیش از سایر کشورهای همسایه ایران تلاش کرده تا مذاکرات تهران-واشنگتن به نتیجه برسد. دلیل این مسئله می تواند ترس مقامات قطری از وقوع دوباره جنگ باشد. آنها در جنگ ۳۹ روزه قدرت تهاجمی ایران را لمس کردند و از طرفی دیدند که حضور نظامی آمریکا علیرغم همه ادعاهایی که آمریکایی ها داشتند، در اولین آزمون دفاعی از متحدین منطقه ای ایالات متحده هیچ نتیجه مؤثری نداشت. در واقع آنچه در این نبرد اتفاق افتاد می تواند در کوتاه مدت راهبردهای دفاعی کشورهای حوزه خلیج فارس را کاملاً تغییر دهد. زیرا در حالی که جمهوری اسلامی مراکزی که از آنها حملات علیه ایران صورت می گرفت را در جنوب خلیج فارس هدف قرار می داد، آمریکا هیچ اقدامی دفاعی اثرگذاری برای حمایت کشورهایی که میزبانش هستند، صورت نداد.
از این رو با وجود آنکه تهران بارها اعلام کرده میانجی رسمی ایران و آمریکا، کشور پاکستان است اما آرام آرام قطری ها وارد این عرصه شدند و اکنون تلاش دارند نقشی مثبت ایفا کنند. سفر عراقچی و قالیباف در روز دوشنبه به دوحه در همین راستا انجام گرفت. نکته مهم آن است که پیش از این جنگ نیز دوحه به دلیل روابط همزمان با ایران، آمریکا و برخی گروههای منطقهای، توانسته خود را بهعنوان یک کانال مکمل در روندهای دیپلماتیک مطرح کند. نقش قطر بیشتر در حوزه: انتقال پیامهای غیررسمی، تسهیل مذاکرات امنیتی و هماهنگیهای اقتصادی احتمالی در صورت کاهش تنشها تعریف میشود. در ادامه همین شرایط، مقامات قطری جمعه گذشته هیئتی را به ریاست معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی خود به تهران فرستادند.
در کنار قطر، عمانی ها نیز که زمانی که نقش اصلی را در مذاکرات بین ایران و آمریکا ایفا می کردند، اکنون بی تمایل نیستند همان شرایط را دنبال کنند. اما گفته می شود ایالات متحده چندان به رویکرد مسقط خوشبین نیست و این متأثر از روابط خوب عمان و جمهوری اسلامی ایران است. به نوعی ادعا می شود واشنگتن عمان را دیگر یک میانجی بی طرف ارزیابی نمی کند.
اما چرا میانجیهای عربی دوباره مهم شدهاند؟ بازگشت نقش این کشورها را میتوان نتیجه چند عامل کلیدی دانست: ماهیت چندلایه اختلافات (هستهای، منطقهای، اقتصادی) باعث شده مذاکرات مستقیم بهتنهایی کافی نباشد. از سویی سطح بالای بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن، نیاز به کانالهای غیررسمی و واسطهای را افزایش داده است. نکته دیگر آنکه نقش برخی بازیگران اروپایی در مدیریت مستقیم بحران کمرنگتر شده است و از آن مهمتر آنکه کشورهای عربی خلیج فارس نگران به خطر افتادن طولانی مدت انتقال انرژی و امنیت تجارت خود هستند. در واقع باید گفت محرک اصلی امروز قطر برای شدت بخشیدن به تحرکات دیپلماتیکش، ترس از افزایش خسارات اقتصادی ناشی از تداوم این بی ثباتی و وضعیت نه جنگ و نه صلح است. اگر هم دوباره درگیری نظامی آغاز شود که اوضاع برای این کشور و البته همسایگانش بدتر از قبل خواهد شد.
با این حال آنچه در پایتخت های عربی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در رابطه با جنگ ایران و آمریکا در حال وضوع است، به معنای کاهش نقش پاکستان نیست. اسلام آباد همچنان میانجی اصلی و رسمی این مناسبات است و اگر قرار باید توافق صورت بگیرد، با محوریت پاکستان خواهد بود. در این میان کشورهای عربی منطقه فقط نقش تسهیلگر را بازی می کنند.
ارسال نظر