سرخط خبرها
  • سازمان غذا و دارو: شیرهای کارخانه‌ ای مواد نگهدارنده ندارند
  • بخشدار ویژه خارگ: شایعه تخلیه جزیره کذب محض است
  • اسحاقی: دولت در جنگ با قیمت دارو شکست خورده است
  • مذاکره پرسپولیس با بازیکن پیشین بارسلونا
  • غریب‌آبادی: پیگیری خسارت‌های جنگ‌ها در حال انجام است
  • حملات موشکی ایران به عربستان و اردن
  • قدردانی رهبر معظم انقلاب از ملت عراق به‌ پاس حماسه تشییع امام شهید
  • ۱۰ گل و مقام سومی انگلیس در پرگل‌ترین بازی جام جهانی
  • حمله مجدد جنگنده‌های آمریکایی به مناطقی در قشم و شادگان
  • بلیت پرواز تهران ـ نجف حداقل ۲۰ میلیون تومان شد
  • ۳ ستاره آبی‌پوش در استقلال ماندنی می‌شوند/ زلزله در لیست بازیکنان خارجی‌ پرسپولیس
  • تاکنون هیچگونه تلفات و خسارتی از زلزله سالند گزارش نشده است
  • چهار ضربه تا خاموشی هاب امارات

خبرگزاری موج گزارش می دهد؛

آیا باب المندب از نظر ژئوپلیتیک هرمز دوم است؟

در کنار توجه افکار عمومی دنیا به اهمیت تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی، در چند روز گذشته و با عملیاتی که عربستان علیه فرودگاه صنعا انجام داد، بحث جایگاه استراتژیک باب المندب مطرح شده است.

باب المندب
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج

، در مباحث ژئوپلیتیکی خاورمیانه، همواره مسئله تنگه هرمز در رأس موضوعات قرار دارد، آبراهی که حدود یک‌پنجم تجارت نفت جهان از آن عبور می‌کند و جنگ ۳۹ روزه نشان داد تنش و مسدود شدن آن می تواند بازار جهانی نفت و سایر محصولات مرتبط با نفت و گاز مایع را با افزایش شدید قیمت روبرو سازد. اما در روزهای اخیر در کنار مسئله تنگه هرمز، بحث یک گلوگاه راهبردی دیگر نیز در مرکز توجه قدرت‌های جهانی قرار گرفته است؛ تنگه باب‌المندب.

تشدید تنش‌ها در دریای سرخ، افزایش نگرانی‌ها درباره امنیت کشتیرانی و تداوم بحران یمن، موجب شده است باب‌المندب دیگر صرفاً یک گذرگاه دریایی نباشد، بلکه به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های رقابت ژئوپلیتیکی در غرب آسیا تبدیل شود. از همین رو، این پرسش مطرح است که آیا یمن بار دیگر به یکی از تعیین‌کننده‌ترین پرونده‌های امنیتی و سیاسی منطقه تبدیل شده است؟

باب‌المندب تنها ۳۰ کیلومتر عرض دارد، اما اهمیت آن بسیار فراتر از ابعاد جغرافیایی‌اش است. این تنگه دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند و مسیر اصلی دسترسی به کانال سوئز به شمار می‌رود. هر کشتی که از آسیا به اروپا یا بالعکس حرکت می‌کند، در اغلب موارد ناچار است از این مسیر عبور کند. از این رو، هرگونه اختلال در باب‌المندب، تنها تجارت کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه مستقیماً زنجیره تأمین جهانی، تجارت اروپا و انتقال انرژی به بازارهای بین‌المللی را نیز متاثر می‌کند. در سال‌های گذشته، اهمیت این تنگه تا حدی تحت‌الشعاع هرمز قرار گرفته بود، اما اکنون تحولات دریای سرخ بار دیگر آن را به صدر محاسبات امنیتی قدرت‌های جهانی بازگردانده است.

اگر باب‌المندب اهمیت دارد، دلیل اصلی آن موقعیت جغرافیایی یمن است. یمن تنها کشوری است که بر بخش شرقی این تنگه اشراف دارد و به همین دلیل، هر تحول سیاسی یا امنیتی در این کشور، مستقیماً بر امنیت کشتیرانی در دریای سرخ اثر می‌گذارد.

در سال‌های گذشته، جنگ داخلی یمن عمدتاً به عنوان بحرانی انسانی شناخته می‌شد؛ اما امروز این جنگ ابعاد ژئوپلیتیکی پررنگ‌تری یافته است. آنچه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را نگران کرده، صرفاً ادامه درگیری‌های داخلی نیست، بلکه احتمال سرایت ناامنی به یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت جهانی است.

به همین دلیل، پرونده یمن دیگر صرفاً موضوعی مربوط به صنعا یا عدن نیست؛ بلکه به بخشی از معادلات امنیت بین‌المللی تبدیل شده است. مقایسه باب‌المندب با هرمز در نگاه نخست شاید اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما تحولات اخیر نشان می‌دهد که این دو تنگه اکنون در محاسبات راهبردی قدرت‌های جهانی مکمل یکدیگر هستند.

هرمز، شاهراه اصلی صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس است؛ در مقابل، باب‌المندب مسیر اتصال این صادرات به کانال سوئز و بازارهای اروپایی محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، اگر هرمز دروازه خروج انرژی از خلیج فارس است، باب‌المندب مسیر انتقال آن به مدیترانه و اروپا به شمار می‌رود.

همین پیوستگی باعث شده است امنیت این دو آبراه دیگر به صورت جداگانه بررسی نشود. هرگونه بحران در یکی، بلافاصله بر دیگری نیز اثر می‌گذارد و برنامه‌ریزی قدرت‌های بزرگ نیز بر همین اساس انجام می‌شود.

در سال‌های اخیر، دریای سرخ به یکی از شلوغ‌ترین مناطق نظامی جهان تبدیل شده است. آمریکا، بریتانیا و برخی کشورهای اروپایی حضور دریایی خود را افزایش داده‌اند. کشورهای عربی نیز تلاش کرده‌اند امنیت مسیرهای تجاری را حفظ کنند. چین نخستین پایگاه نظامی برون‌مرزی خود را در جیبوتی ایجاد کرده و روسیه نیز به دنبال افزایش حضور دریایی در این منطقه بوده است. در همین راستا اسرائیل نیز با به رسمیت شناخن سومالی لند، تلاش کرد جای پایی در این منطقه برای خود پیدا کرد. این حجم از حضور نظامی، نشان می‌دهد رقابت بر سر باب‌المندب دیگر صرفاً رقابت منطقه‌ای نیست، بلکه به بخشی از رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.

جایگاه ایران در این معادله

برای جمهوری اسلامی ایران، تحولات یمن صرفاً یک موضوع مربوط به جنوب شبه‌جزیره عربستان نیست. تهران همواره بر این نکته تأکید کرده است امنیت منطقه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود و حضور نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به افزایش بی‌ثباتی منجر می‌شود.

از این منظر، افزایش اهمیت باب‌المندب به معنای افزایش اهمیت معادلات دریایی غرب آسیاست؛ معادلاتی که ایران نیز به عنوان یکی از بازیگران اصلی امنیت منطقه، نمی‌تواند نسبت به آن بی‌تفاوت باشد. همچنین هرچه دریای سرخ و باب‌المندب اهمیت بیشتری پیدا کنند، ارتباط امنیت این منطقه با امنیت خلیج فارس نیز عمیق‌تر خواهد شد.

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز نگاه متفاوتی به تحولات یمن پیدا کرده‌اند. اگر در سال‌های گذشته، اولویت اصلی آنها تحولات میدانی داخل یمن بود، اکنون بیش از هر چیز بر امنیت تجارت، صادرات انرژی و ثبات مسیرهای دریایی تمرکز دارند.

برای عربستان، امارات و حتی مصر، ناامن شدن باب‌المندب صرفاً یک تهدید نظامی نیست؛ بلکه مستقیماً بر درآمدهای اقتصادی، سرمایه‌گذاری خارجی و جایگاه آنها در تجارت جهانی اثر می‌گذارد. به همین دلیل، این کشورها امروز بیش از گذشته به دنبال جلوگیری از گسترش دامنه بحران هستند.

بنابراین به طور خلاصه باشد گفت سه متغیر باعث شده است، باب المندب امروز اهمیت زیادی پیدا کند:

نخست، وابستگی بیشتر اقتصاد جهانی به زنجیره‌های تأمین دریایی است. امروز هرگونه اختلال در یک گلوگاه دریایی، تنها بر بازار انرژی اثر نمی‌گذارد، بلکه تجارت کالا، حمل‌ونقل کانتینری و حتی قیمت مواد اولیه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

دوم، هم‌زمانی بحران‌هاست. اکنون هرمز، باب‌المندب و شرق مدیترانه به صورت هم‌زمان در محاسبات امنیتی قرار گرفته‌اند؛ وضعیتی که در دهه‌های گذشته کمتر سابقه داشته است.

سوم، رقابت قدرت‌های بزرگ است. آمریکا، چین، روسیه و اروپا هر یک منافع مستقیمی در امنیت دریای سرخ دارند و همین موضوع، اهمیت ژئوپلیتیکی این منطقه را دوچندان کرده است.

از اینر و تحولات اخیر نشان می‌دهد پرونده یمن دیگر صرفاً یک بحران داخلی یا حتی یک جنگ منطقه‌ای نیست. موقعیت جغرافیایی این کشور باعث شده است که امنیت باب‌المندب، دریای سرخ و حتی مسیرهای انتقال انرژی به مسئله‌ای بین‌المللی تبدیل شود.

در چنین شرایطی، می‌توان گفت باب‌المندب به دومین ضلع مثلث امنیت انرژی جهان در کنار هرمز و کانال سوئز تبدیل شده است. از این منظر، هر تحول در یمن، دیگر تنها بر معادلات داخلی این کشور اثر نمی‌گذارد، بلکه می‌تواند بر سیاست خارجی بازیگران منطقه‌ای، امنیت انرژی جهان و آینده نظم ژئوپلیتیکی خاورمیانه نیز تأثیرگذار باشد. با توجه به این نکات است که در چند روز گذشته دوباره درگیری های منطقه ای و ورود عربستان به تهدید یمن، در سرتیتر اخبار قرار گرفته است.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه