خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
چگونه ابتکار ایران در تنگه هرمز می تواند راهگشای بحران انرژی دنیا باشد؟
ایده جمهوری اسلامی ایران برای تنگه هرمز در راستای کاهش تنش ها و از سرگیری عبور و مرور در این آبراهه می تواند بحران انرژی در دنیا را حل کند.
، در چند روز گذشته اتفاقات مهمی در عرصه سیاست خارجی ایران رخ داده است. دیدار عراقچی با پوتین و رایزنی در خصوص تسهیل اجرای توافق جامع راهبردی دوجانبه، بحث در مورد پیشنهاد تهران در خصوص شکل دادن به مذاکرات آتی و واکنش ترامپ به پافشاری ایران بر لزوم تعیین تکلیف آتش بس مهمترین این مسائل بودند.
نکته مهم آن است که جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد جدیدی مطرح نکرده و طبق همان شروط دهگانه قبلی که مبنای برگزاری نشست اسلام آباد شد، رسانه های دنیا به ویژه آمریکا به ایده مدیریت تنگه هرمز پرداخته است.
تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان، همواره نقشی تعیینکننده در معادلات ژئوپلیتیکی داشته است. بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از این مسیر عبور میکند و هر گونه اختلال در آن، به سرعت بازارهای جهانی انرژی را متأثر می سازد. در روزهای اخیر نیز، کاهش تردد کشتیها و افزایش نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی، بار دیگر این گذرگاه را در کانون توجه قرار داده است.
در چنین شرایطی، ایده تهران مبنی بر تمرکز بر کاهش تنش در تنگه هرمز و ایجاد شرایط باثباتتر برای عبور و مرور انرژی، حامل پیامهای چندلایهای است. از یک سو، این پیشنهاد میتواند بهعنوان نشانهای از تمایل ایران به مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید بیثباتی تفسیر شود؛ و از سوی دیگر، بیانگر آن است که تهران قصد دارد از موقعیت ژئوپلیتیکی خود بهعنوان یک ابزار مؤثر در پیشبرد دیپلماسی استفاده کند. بعد دیگر آنکه جمهوری اسلامی تأکید دارد مدیریت تنگه هرمز از جمله بحث های محیط زیستی و امنیت کشتیرانی عوارضی دریافت کند که به معنای اخذ حق عبور نیست. در این راستا در جریان سفر عراقچی به عمان که چند روز قبل انجام شد، این مسئله مورد رایزنی ویژه قرار گرفت. زیرا برای انجام چنین کاری عمان هم باید همکاری لازم را انجام دهد. در این رابطه قانون تردد در تنگه هرمز بایستی در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد. اما پیش از آن نیاز است مشورت های سیاسی صورت بگیرد.
نکته قابل توجه در این میان، همزمانی این ابتکار با طرح ایدههایی درباره تفکیک نسبی پروندهها در روند مذاکرات است. بر اساس این رویکرد، موضوعاتی مانند امنیت انرژی و ثبات منطقهای میتوانند در اولویت فوری قرار گیرند، در حالی که پروندههای پیچیدهتر از جمله مباحث مرتبط با برنامه هستهای در قالبی زمانبرتر و در شرایطی آرامتر دنبال شوند. این نوع ابتکار میتواند به کاهش فشارهای فوری کمک کرده و فضای مانور بیشتری برای گفتوگو فراهم آورد. از سوی دیگر فرصت تعیین تکلیف آتش بس را هم محقق سازد. شرایط نه جنگ نه صلح وضعیت خوبی نیست و جمهوری اسلامی ایران خواهان آن است در گام اول این مسئله تضمین شود که جنگ خاتمه یافته و تکرار هم نخواهد شد. سپس موضوع تنگه هرمز مورد گفتگو قرار بگیرد.
کارشناسان حوزه روابط بینالملل معتقدند چنین رویکردی، اگرچه با چالشهایی همراه است، اما میتواند یک راهکار واقعگرایانه در شرایط فعلی باشد. در فضای پیچیده کنونی، که سطح بیاعتمادی میان بازیگران بالاست، حرکت به سمت توافقهای محدود و موضوعی، گاه عملیتر از تلاش برای دستیابی به توافقهای جامع در کوتاهمدت ارزیابی میشود.
از منظر دیگر، این پیشنهاد را میتوان در چارچوب تلاش ایران برای بازتعریف نقش خود در معادلات منطقهای نیز تحلیل کرد. تهران در سالهای اخیر کوشیده است ضمن حفظ مؤلفههای بازدارندگی، مسیرهای دیپلماتیک را نیز فعال نگه دارد. طرح موضوع تنگه هرمز در قالب یک ابتکار سیاسی، میتواند بخشی از همین راهبرد باشد.
در همین حال، واکنش سایر بازیگران به این پیشنهاد، نقش تعیینکنندهای در سرنوشت آن خواهد داشت. ایالات متحده و برخی شرکای منطقهای، هر یک با ملاحظات خاص خود به این تحولات نگاه میکنند و میزان استقبال یا تردید آنها، میتواند مسیر آینده را مشخص کند. با این حال، حتی طرح چنین پیشنهادی نیز بهخودیخود نشاندهنده آن است که کانالهای دیپلماتیک همچنان فعال هستند و امکان حرکت به سمت کاهش تنش وجود دارد.
از منظر اقتصادی نیز، هرگونه کاهش تنش در تنگه هرمز میتواند تأثیر مستقیمی بر ثبات بازارهای انرژی داشته باشد. در شرایطی که اقتصاد جهانی با چالشهای متعددی مواجه است، بازگشت آرامش به این گذرگاه حیاتی میتواند به کاهش نوسانات قیمتی و افزایش اطمینان در بازار کمک کند. بنابراین وقتی در این وضعیت ایران به دنیا پیام می دهد که خواهان ادامه تنش و اثرگذاری منفی تحولات تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی نیست، رویکرد سایر کشورها هم نسبت به تهران مثبت تر می شود ضمن آنکه امکان فشار بر ترامپ هم افزایش می یابد.
در مجموع، آنچه در روزهای اخیر از سوی تهران مطرح شده، صرفاً یک اقدام مقطعی نیست، بلکه میتواند نشانهای از یک رویکرد جدید در سیاست خارجی ایران باشد؛ رویکردی که در آن، استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی در کنار تلاش برای فعالسازی دیپلماسی، بهعنوان دو محور مکمل در نظر گرفته میشوند. موفقیت این مسیر، البته به عوامل متعددی وابسته است، اما در هر صورت، نشان میدهد که فضای تحولات منطقهای همچنان سیال بوده و امکان تغییر در معادلات وجود دارد.
ارسال نظر