خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
افشاگری از وضعیت وخیم خدمه ناو آبراهام لینکلن/ وقتی مظهر قدرتِ آمریکا به نقطه ضعف آن تبدیل میشود!
«افشاگری اخیر در مورد وضعیت وخیم خدمه ناو آبراهام لینکلن، بار دیگر سُستبودن ادعاهای دور و دراز دولتمردان آمریکایی با محوریت ابرقدرتی کشورشان را پیش چشم جهانیان قرار داد و البته که به یک نمود عینی از شکست کاخ سفید در جنگ افروزی علیه ایران تبدیل شده است.»
، اعزام ناو هواپیمابر "یواساس جورج واشینگتن" به خاورمیانه برای جایگزینی با "یواساس آبراهام لینکلن" را نمیتوان صرفا یک جابهجایی معمول در آرایش نیروی دریایی آمریکا دانست. این تصمیم در شرایطی گرفته شده که ناو لینکلن بیش از ۲۵۰ روز در ماموریت بوده و بیش از ۲۰۰ روز را بدون توقف در بندر به سر برده است. رکوردی که همزمان با افزایش گزارشها درباره فشار جسمی و روانی بر خدمه آن، تصویری از هزینههای فرسایشی جنگ آمریکا علیه ایران ارائه میدهد.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، ریچارد بلومنتال، سناتور دموکرات آمریکایی، درباره وضعیت خدمه ناو لینکلن به پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، هشدار داده و از گزارشهایی درباره کمبود برخی اقلام ضروری، آلودگی آب، مشکلات سامانه لولهکشی، اختلال در دریافت و ارسال پیام و ارتباطات، نگرانیهای ایمنی و فشارهای روانی خبر داده است. این موارد در کنار مدت زیادِ ماموریت ناو لینکلن، پرسشهایی جدی درباره توانایی نیروی دریایی آمریکا برای حفظ چنین سطحی از استقرار در بلندمدت ایجاد کرده است.
گزارشهایی نیز درباره حوادث مرتبط با خدمه منتشر شده است. از جمله حادثهای که در آن یک ملوان از عرشه به دریا افتاده و پس از نجات، تحت ارزیابی پزشکی قرار گرفته است. با این حال، نیروی دریایی آمریکا افزایش موارد خودکشی یا وخامت گسترده سلامت روان خدمه را تایید نکرده است. اگرچه شواهد زیادی در این رابطه مطرح شده است. با این همه، باید میان گزارشهای رسانهای و خانوادگی و مواردی که رسما از سوی ارتش آمریکا تایید شدهاند، تفاوت گذاشت.
با وجود این، واکنش واشینگتن نیز قابل توجه است. پیت هگست گزارشهای مربوط به وخامت شرایط روحی خدمه را "کاملا تحریفشده" خوانده و تاکید کرده است که برخی ماموریتها طولانیتر از ماموریتهای دیگر هستند. ترامپ نیز نگرانیها درباره طولانی شدن ماموریت ناو لینکلن را کماهمیت جلوه داده و گفته است استقرار لینکلن بهاندازه کافی طولانی نبوده است. این اظهارات فاصلهای آشکار میان نگاه تصمیمگیرندگان سیاسی در واشینگتن و واقعیتی ایجاد میکند که هزاران نیروی نظامی مستقر در دریا با آن مواجهاند.
اعزام ناو "جورج واشینگتن" نیز نشان میدهد آمریکا برای حفظ حضور نظامی خود در منطقه ناچار به چرخش نیروها و تجهیزات است. نکته قابل توجه آن است که انتقال این ناو از اقیانوس آرام به خاورمیانه، حضور ناوهای هواپیمابر آمریکا در اقیانوس آرام را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. مسالهای که میتواند برای متحدان واشینگتن در شرق آسیا نگرانی ایجاد کند.
از منظر ایران، این تحولات را باید جلوه هایی از شکست نظامی آمریکا تفسیر کرد. واضح است که تداوم فشار نظامی بر ایران برای واشینگتن هزینهبر است. آمریکا با یکی از بزرگترین بودجههای نظامی جهان، برای حفظ یک ماموریت طولانی در منطقه باید ناوهای خود را بهطور مداوم جابهجا کند و با پیامدهای فرسودگی تجهیزات و فشار بر نیروی انسانی روبهرو شود.
در نهایت، ماجرای ناو آبراهام لینکلن تصویری متفاوت از آنچه واشینگتن از "قدرت نظامی" خود ارائه میدهد ترسیم میکند. قدرت نظامی فقط تعداد ناوها، هواپیماها و موشکها نیست. توانایی حفظ یک عملیات طولانی بدون فرسایش نیروی انسانی و تجهیزات نیز بخشی از قدرت واقعی است. اکنون جنگ علیه ایران برای آمریکا تنها یک آزمون نظامی نیست. آزمونی برای تحملپذیری، منابع و ظرفیت ادامهدادن یک رویارویی فرسایشی است و اعزام یک ناو تازه برای جایگزینی ناو لینکلن نشان میدهد هزینه این رویارویی برای واشینگتن به شدت در حال افزایش است.
ارسال نظر