قائم مقام وزارت میراث در گفتوگو با خبرگزاری موج:
آسیب به ۶۶ اثر تاریخی ایرانی در جنگ اخیر/ تهران و اصفهان در صدر تخریبها قرار دارند
قائم مقام وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گفت: در حملات اخیر دشمن متخاصم به کشور ۶۶ اثر تاریخی دچار آسیب شد.
،در هفتههای اخیر، حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران، خساراتی فراتر از اهداف نظامی بر جای گذاشته است. در کنار شهادت و آسیب گسترده به مردم بیدفاع، بخش قابلتوجهی از میراث فرهنگی و تاریخی کشور نیز هدف قرار گرفته یا در جریان انفجارها و بمبارانها آسیب دیده است.
کارشناسان میراث فرهنگی میگویند بسیاری از مناطق باستانی کشور، از جمله بناهای ثبتشده در فهرست ملی ایران، دچار ترک، فروریزش یا سوختگی شدهاند.
تصاویر ماهوارهای و شواهد میدانی که توسط خبرنگاران محلی منتشر شده، نشان میدهد برخی از مواضع هدفگیریشده هیچ کاربرد نظامی نداشته و در مجاورت مناطق گردشگری و فرهنگی قرار داشتهاند.
از دید حقوق بینالملل، چنین اقداماتی مصداق روشن "جنایت جنگی فرهنگی" است. طبق کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه درباره حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه و پروتکلهای الحاقی آن (۱۹۵۴ و ۱۹۹۹)، همه دولتها موظفند از تخریب، سرقت، یا استفاده نظامی از آثار فرهنگی خودداری کنند و اقدامات حفاظتی لازم را برای صیانت از آنها در دوران جنگ بهعمل آورند. در ماده ۴ این کنوانسیون آمده است که دولتها باید از هدف قرار دادن اموال فرهنگی، به هر بهانهای، خودداری کرده و مانع استفاده از آنها برای مقاصد نظامی شوند.

علی دارابی قائم مقام وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری موج، اظهار داشت: ۶۶ اثر و پهنه ثبت ملی در بیش از ۱۲ استان کشور آسیب دیده که استان تهران با 23 اثر و پهنه آسیب دیده و حدود 14 بنای واجد ارزش، بیشترین خسارت را داشته است.
وی افزود: از جمله مهمترین این بناها میتوان به مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان اشاره کرد.
دارابی بیان کرد: بعد از تهران، استان اصفهان با 14 اثر و کردستان با ۱۲ اثر و استان لرستان و کرمانشاه با ۴ اثر قرار دارند.
قائم مقام وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی عنوان کرد: در حمله به محدوده بافت تاریخی قم هم خساراتی به 2 بنای تاریخی در این محدوده وارد شده است.

حملات اخیر نشان داده که مدعیان حقوق بشر و حامیان ظاهری صلح، خود بیش از هر زمان دیگر مرتکب نقض فاحش این قوانین شدهاند. ایالات متحده آمریکا از معدود کشورهایی است که با وجود امضای کنوانسیون ۱۹۵۴، عملاً از اجرای مفاد آن سرباز زده و در دوران معاصر سابقه طولانی در تخریب میراث فرهنگی کشورها دارد؛ از بمباران بصره و موصل و نابودی آثار سومری در عراق تا حملات اخیر به زیرساختهای فرهنگی در سوریه و یمن. اکنون تکرار این الگو در خاک ایران، نشاندهنده سیاست مستمر بیتوجهی به هویت فرهنگی ملتهای مستقل است.
در کنار آن، رژیم صهیونیستی نیز، که خود در سرزمینهای اشغالی بارها به تخریب آثار اسلامی و فلسطینی اقدام کرده است، اینبار با حملات هوایی علیه شهرهای تاریخی ایران، وجهی آشکار از تروریسم فرهنگی را به نمایش گذاشته است.
کارشناسان هشدار میدهند نابودی میراث فرهنگی، تنها از بین رفتن خشت و سنگ نیست؛ بلکه حذف حافظه جمعی، معنای تاریخی و هویت ملی یک ملت است که در گذر زمان انباشته شده است.

میراث فرهنگی ایران بخشی از میراث مشترک بشریت است. نابودی آن به معنای حذف بخشی از هویت جهانی است. متأسفانه یونسکو و شورای امنیت در برابر چنین جنایاتی سکوت کردهاند و این سکوت، از جنایتکاران خطرناکتر است.
اگر تخریب مراکز آموزشی و درمانی جنایت علیه انسانیت است، تخریب میراث فرهنگی نیز جنایتی علیه تاریخ و وجدان بشری است. زیرا این آثار نه تسلیحاتاند، نه ابزار سیاست؛ بلکه حافظه و شناسنامه تمدنها هستند.
از منظر حقوقی، سازمانهای بینالمللی موظفاند در برابر چنین حملاتی واکنش نشان دهند. طبق اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی (ICC)، تخریب عامدانه اماکن مذهبی، هنری، آموزشی و تاریخی در زمان مخاصمه مسلحانه، از مصادیق «جنایت جنگی» شناخته میشود و عاملان آن باید در برابر عدالت بینالمللی پاسخگو باشند.

در سال ۲۰۱۶، دیوان کیفری بینالمللی در پروندهی تیمباکتو (مالی)، فردی را بهدلیل تخریب عمدی آثار تاریخی محکوم کرد؛ حکمی که به عنوان نقطه عطفی در شناسایی «تخریب فرهنگی» به عنوان جرم بینالمللی مورد توجه قرار گرفت.
اما امروز با وجود مستنداتی بسیار آشکارتر در ایران و منطقه، همان نهادها در سکوتی پرسشبرانگیز فرو رفتهاند.
به باور تحلیلگران، این رویکرد دوگانه و سیاسی در برخورد با جنایات فرهنگی، مشروعیت نهادهای بینالمللی مدعی صلح و حقوق بشر را به چالش کشیده است.
آنها میگویند تخریب آثار باستانی ایران نه صرفاً تخریب یک میراث، بلکه تلاشی آگاهانه برای آسیب به «ریشههای تمدنی» کشوری است که همواره مهد فرهنگ و سیاست مستقل در خاورمیانه بوده است.
با وجود این، کارشناسان تأکید دارند که حافظه تاریخی ملتها نابودشدنی نیست. اگرچه خشتها و کاشیها میسوزند، اما روایتها، تصاویر و تلاش پژوهشگران میتواند این جنایات را ثبت و جهانی کند.
دفاع از میراث فرهنگی، دفاع از انسانیت است. هر موشکی که بنایی تاریخی را ویران میکند، نه تنها به خاک یک ملت، که به حافظهی مشترک بشری اصابت میکند؛ و تاریخ، فراموش نخواهد کرد که در قرن بیستویکم، هنوز هم قدرتهایی وجود دارند که از نابودی ارزشهای فرهنگی، سلاح میسازند.
ارسال نظر