سرخط خبرها
  • کشف ۱۳۰ میلیارد تومان طلای سرقتی در گلستان
  • مهران غفوریان: آرزو دارم نقش یک شهید را بازی کنم
  • استاد دانشگاه تهران: تصویب لایحه خزر منافع ملی ایران را تضعیف می‌کند
  • زیان ۱۰۰ همتی صندوق نفت از واگذاری سهام خلیج فارس
  • بازداشت ۲۱ مزدور موساد و ۴ شرور مسلح توسط وزارت اطلاعات
  • عبداللهی: پرسپولیس ۹ نفره شد، ۱۰ نفر غریبه به رختکن استقلال آمدند
  • امیر اکرمی‌نیا: ارتش کاملاً آماده است
  • تکذیب ادعای نماینده مجلس درباره نحوه ردزنی محل استقرار شهید لاریجانی
  • مربی خارجی از پرسپولیس دور شد/ پنجره استقلال پلمب شد
  • درخواست رئیس کمیسیون صنایع از رئیس جمهور: توقف دستورالعمل احراز صلاحیت مدیران عامل
  • بانک مرکزی فقط با یک‌‎پنجم درخواست پول بانک‌ها موافقت کرد
  • حمله تند فیگو به اینفانتینو: دروغگو، پَست‌ و حیله‌گر
  • قیمت گوسفند زنده ۳۰ درصد کاهش یافت؛ گوشت ارزان نشد
  • ورود موج تازه گرما به کشور
  • بازداشت عامل ارسال تصاویر پرتاب موشک به رسانه‌های معاند در یزد
  • دستگیری خانم زورگیر طلا‌های بانوان
  • مسابقات دوومیدانی بلاروس/ کسب ۶ مدال توسط ملی‌پوشان ایران
  • اگر تا امروز مانده‌ایم، به‌خاطر مردم نجیب ایران است/ حتی گلایه‌مندان هم همراهی کردند
  • اعلام شرایط فروش مشارکت در تولید محصول سایپا از هفته آینده
  • آمریکا برخی از تحریم‌های مرتبط با ایران را لغو کرد

عضو جداشده منافقین از جنایت علیه کُردهای عراق پرده برداشت

یک عضو جداشده از منافقین، روایتی از جنایات این گروهک تروریستی علیه کُردهای عراق را مطرح می‌کند.

گروهک منافقین
به گزارش خبرگزاری موج

، طالب جلیلیان از اعضای جداشده گروهک تروریستی منافقین در جلسه اخیر دادگاه منافقین، طی سخنانی درخصوص جنایات این سازمان تروریستی علیه کُردها در عراق گفت: یکی از عللی که من با این سازمان زاویه پیدا کردم، مسئله‌ی کُردهاست. وقتی آمریکا به صدام حمله کرد، کُردها هم از شمال عراق حمله کردند.

وی افزود: جنوب عراق به‌دست سپاه بدریون بود و ما در جبهه‌ی شمالی در مقابل کردها حمایت می‌کردیم؛ آن‌جا من دیدم فرمانده لشکر که نام مستعار او منوچهر و اسم حقیقی‌اش فرهاد الفت بود به من گفت که پیش دیده‌بانِ بالای تپه بروم. ما روبروی شهر کلار مستقر بودیم.

این عضو جداشده از منافقین می‌گوید: یک دیده‌بان بالای تپه بود که نام او شهریار بود؛ در روستایی که ما به آن مُشرف بودیم، یک مرد هم نبود و همه زن و بچه بودند و فرار می‌کردند؛ یک‌باره دیدم که این دیده‌بان آن روستا را به توپ بست. به او گفتم چرا این‌ها را می‌زنی؟ مردی در آن‌جا نیست! او گفت دستور دارم که این کار را انجام دهم.

جلیلیان اضافه کرد: به او گفتم دستور داری ولی تو ربات نیستی و انسانی، چرا می‌زنی؟ گفت به من دستور داده‌اند. البته او هم در محاصره کشته شد.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه