سرخط خبرها
  • تبدیل سالن لیگ ملت های والیبال به سونا با ۳۰ درجه گرما
  • هلال‌احمر برای امدادرسانی به زلزله‌زدگان ونزوئلا اعلام آمادگی کرد
  • طرح ۵۶ بندی آلمان برای ممنوعیت حضور کودکان در فضای مجازی
  • اسکورت ۴ طرفه ایران در سیاتل
  • درخشش تیم ملی المپیاد جغرافیای ایران در رقابت‌های بین‌المللی
  • قوه قضائیه: خبر ممنوعیت شعار علیه آمریکا جعلی است
  • پیر ترین زن ایران در ۱۴۰ سالگی درگذشت
  • عارف: مردم اصلی‌ترین میزبانان بدرقه آقای شهید ایران هستند
  • رونالدو: بازنشسته نمی شوم
  • بازیگر سریال برکینگ بد مسلمان شد
  • ایران از تاریخ ۱۵ ژوئن (۲۵ خرداد) تاکنون ۴۰ میلیون بشکه نفت خام صادر کرده است
  • وزیر ارشاد: ترامپ به چوپان دروغگو تبدیل شده
  • نایب رئیس کمیسیون کشاورزی: زمان گرانی نان نبود/ فشار نباید از جیب مردم جبران شود
  • دزدی در کمپ تیم ملی فوتبال انگلیس
  • تاج: ۵۰ هزار پرچم ایران برای سیاتل چاپ کردیم
  • دنیامالی: باید به باشکوه‌تر شدن مراسم وداع با رهبر شهید کمک کنیم
  • ۹ تیر، تشییع پیکر شهدای تفحص‌شده مدرسه شجره طیبه میناب
  • بقائی خطاب به روبیو: صلح با تداوم سیاست‌های آمریکا ممکن نیست
  • عزاداری ملی‌پوشان فوتبال ایران در شب تاسوعای حسینی
  • چاقی کودکان و نوجوانان: تهدیدی خاموش برای سلامت نسل آینده

رمان زندگی عاشقانه آبراهام لینکلن منتشر شد

رمان «عشق جاوید است» نوشته ایروینگ استون با ترجمه پرویز داریوش توسط انتشارات گل آذین منتشر و راهی بازار نشر شد.

lr454IaTgwEb
به گزارش خبرگزاری موج، رمان «عشق جاوید است» نوشته ایروینگ استون به تازگی با ترجمه پرویز داریوش توسط انتشارات گل آذین منتشر و راهی بازار نشر شده است. این کتاب، یک رمان تاریخی و درباره زندگی آبراهام لینکلن رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در سال های جنگ داخلی این کشور است. داستان این رمان، تصویر گر رابطه عاشقانه و اجتماعی سیاسی لینکلن و همسرش ماری تاد است. لینکلن رئیس جمهوری بود که علیه نظام برده داری جنگید. ایرینگ استون نویسنده این رمان، در اثر پیش رو، روایت گر عشق و ازدواج سراسر آشوب این دو شخصیت است. از این رمان، ترجمه دیگری در سال ۱۳۷۲ توسط عباس آریانپور منتشر شده است. در قسمتی از این رمان آمده است: لینکلن خود را بالا کشید، چشمانش از عشق و سپاس آکنده آنگاه به همان تندی که آمدند بودند، آن عشق و سپاس، رفته بودند و عاطفه دیگری جای آنها را گرفته بود. اضطراب، ترس، ماری نمی خواست حدس بزند. «... مدت بیشتری... یکی دو سال» و در یکی دو سال چه خواهیم داشت که حالا نداریم! جوانی بیشتر، امید بیشتر، شجاعت بیشتر؟ «پول... خاطر جمعی» «مگر پول خاطر جمعی می آورد؟ چنان تند می آید و می رود. مگر عشق ما تنها خاطر جمعی ما نیست؟» «این راست است، ولی؛ عشق جاوید است.» «پس عزیز دلم، خواهش می کنم بگذاری حالا ازدواج کنیم» لینکلن خاموش نشسته بود. دیگر با ماری مخالفت نمی کرد...
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه