شکاف عمیق میان خدمات درمانی و رضایت بیماران
نظام سلامت کرمانشاه با چالش کمبود متخصصان و تاخیر در پرداخت مطالبات پرستاری دستوپنجه نرم میکند و بررسی عملکرد دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه نشان میدهد کیفیت هتلینگ و دسترسی به خدمات همچنان نارضایتی بیماران را در پی دارد.
، نگاهی به عملکرد نظام درمانی کرمانشاه در سال جاری نشان میدهد که تضاد معناداری میان آنچه در گزارشهای مدیریتی به عنوان دستاورد مطرح میشود و آنچه بیماران در راهروهای سرد و شلوغ بیمارستانهای آموزشی تجربه میکنند، وجود دارد.
مسئولان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در حالی از «حکمرانی شبکهای» و گذار از فعالیتهای جزیرهای سخن میگویند که واقعیتهای میدانی، از استمرار همان چالشهای قدیمی و ساختاری حکایت دارد، مشکلاتی که نه تنها با افتتاح چند بخش جدید در بیمارستان امام رضا (ع) حل نمیشود، بلکه در عمق ساختار آموزشی-درمانی استان ریشه دوانده است.
کیان ظهرابی، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در آخرین اظهارات در سال گذشته نسبت به وضعیت مطالبات پرسنل گفت: «مطالبات پرستاران که تا ۱۵ ماه به تعویق افتاده بود، اکنون به ۷ تا ۸ ماه کاهش یافته است، این اعتراف صریح نشان میدهد که موتور محرک سیستم درمان، یعنی نیروی انسانی، همچنان زیر بار فشارهای مالی ناشی از سوءمدیریت منابع است و بدیهی است که در چنین فضای انباشته از نارضایتی شغلی، نمیتوان انتظار ارائه خدمات با کیفیت و اخلاقمدارانه به بیماران را داشت.»
بحران نیروی انسانی در کرمانشاه تنها به تاخیر در پرداخت کارانهها محدود نمیشود، بلکه در حوزه تخصصی نیز به نقطه هشدار رسیده است. دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در حالی از کمبود شدید متخصص در چهار رشته پایه شامل بیهوشی، فنی، اطفال و اورژانس خبر میدهد که این رشتهها ستون فقرات خدمات حیاتی در هر بیمارستانی محسوب میشوند.
وقتی متولیان امر از کاهش تمایل پزشکان به ورود به این تخصصها به دلیل سطح درآمدی و سختی کار سخن میگویند، در واقع به شکست سیاستهای جذب و نگهداری نیروی انسانی اعتراف میکنند در واقع این مسئله زمانی بغرنجتر میشود که نگاهی به مطبهای خصوصی و میل پزشکان به خروج از سیستم دولتی داشته باشیم، در حالی که بیمارستانهای دولتی کرمانشاه با کمبود جدی پزشک مقیم مواجهاند، سیستم فعلی نظام سلامت نتوانسته است مشوقهای لازم را برای حفظ سرمایههای انسانی در بخش دولتی فراهم کند.
متاسفانه این شکاف عمیق باعث شده تا بیمارانی که توان مالی استفاده از بخش خصوصی را ندارند، عملاً قربانیان اصلی این ناکارآمدی ساختاری باشند و صفهای طولانی نوبتدهی را به عنوان تنها گزینه پیش روی خود ببینند، صفوف طویلی که حتی به ساعات پایانی حتی نیمه های شب برای دریافت خدمات درمانی کشیده میشود.
از طرفی موضوع «آموزش در کنار درمان» که یکی از نقاط کور بیمارستانهای آموزشی کرمانشاه است، همچنان به عنوان یکی از مهمترین عوامل نارضایتی بیماران باقی مانده است.
در گزارشهای پژوهشی نظام سلامت بارها اشاره شده است که حضور کمرنگ اساتید و سپردن روند تشخیص و درمان به دانشجویان و رزیدنتها، اعتماد بیمار به نظام درمانی را سلب کرده است، اینکه بیمار در مراکز دولتی کرمانشاه مجبور است با جمله «منتظر نظر استاد هستیم» مواجه شود، نشان از یک گسست مدیریتی است که در آن مسئولیت نهایی درمان به درستی پذیرفته نمیشود.
حتی وعده ایجاد «داشبورد هوشمند» برای پایش عملکرد دانشگاهها نیز تا زمانی که این سیستم به اصلاح رفتار بالینی و افزایش حضور فیزیکی پزشکان متخصص در بخشهای بستری منجر نشود، چیزی جز یک ابزار اداری برای جمعآوری آمار نخواهد بود.
به واقع بیماران در کرمانشاه نه به دنبال «حکمرانی شبکهای» روی کاغذ، بلکه به دنبال دسترسی سریع و بیواسطه به پزشک متخصص و دریافت خدمات تشخیصی بدون معطلیهای چندساعته در اورژانس هستند.
ارقام منتشر شده از بازرسیهای انجام شده در کرمانشاه نیز خود گویای وضعیت نامطلوب نظارت بر بازار سلامت است، مسئولان دانشگاه اعلام کردند: در چند ماه اخیر بیش از ۱۳۰۰ بازدید از مراکز درمانی انجام شده و ۷۰ مرکز غیرمجاز پلمب شدهاند.
این عدد در کنار ۲۷۲ شکایت ثبت شده در سامانه ۱۹۰، نه نشانه قدرت نظارتی دانشگاه، بلکه نشاندهنده ابعاد گسترده تخلفات و آشفتگی در بازار سلامت استان است که امنیت و سلامت شهروندان را به بازی گرفته است، وقتی ۷۰ مرکز به صورت غیرمجاز فعالیت میکردهاند، یعنی سیستم نظارتی در شناسایی و برخورد پیشدستانه با تخلفات، ضعیف عمل کرده است.
این وضعیت زمانی به اوج خود میرسد که بدانیم ۲۷ بیمارستان فعال در سطح استان وجود دارند که عمده آنها تحت نظارت مستقیم دولتی هستند و با این حال، همچنان شاهد شکایتهای مستمر از کیفیت هتلینگ، نظافت و برخورد پرسنل در این مراکز هستیم و قطعا مدیریت عالی درمان باید به جای اتکا به تعداد بازدیدهای تشریفاتی، به دنبال پاسخگویی در قبال خروجی نهایی این نظارتها باشد.
متاسفانه سیاست «توسعه کیفی» که از سوی مسئولان کرمانشاه مطرح میشود، در عمل با چالشهای بودجهای و زیرساختی مواجه است، علی سروش، رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در نشست شورای کلانمنطقه سه، بر حرکت از فعالیتهای جزیرهای به حکمرانی شبکهای تاکید کرد و گفت: تصمیمگیریها باید کارشناسی، هدفمند و مبتنی بر اطلاعات دقیق انجام شود.
اما پرسش این است که آیا این مدل حکمرانی میتواند مشکل بیماران محروم مناطق حاشیهای استان را که برای یک عمل ساده جراحی باید به مرکز استان سرازیر شوند، حل کند؟ توزیع نابرابر منابع و تمرکز امکانات در مرکز استان، باعث شده تا بسیاری از بیمارستانهای شهرستانی با کمبود تجهیزات و پزشک متخصص مواجه باشند، این ساختار نه تنها به عدالت در سلامت کمک نمیکند، بلکه بار مراجعات به بیمارستانهای اصلی شهر کرمانشاه را به قدری افزایش داده که عملاً کیفیت خدمات در این مراکز نیز تحتالشعاع قرار گرفته است.
بیماران کرمانشاهی به خوبی میدانند که تفاوت عملکرد بیمارستانهای خصوصی با دولتی تنها در هتلینگ نیست، بلکه در دسترسی مستقیم به پزشکی است که وقت میگذارد و بیمار را میبیند. در بخش دولتی، درمان بیمار به یک فرایند بوروکراتیک تبدیل شده که در آن استاد، رزیدنت، پرستار و دانشجو هر یک بخشی از کار را پیش میبرند و در نهایت هیچکس پاسخگوی نهایی وضعیت بیمار نیست.
معاون درمان کرمانشاه در این خصوص گفت: در زمینه تجهیزات و توسعه بیمارستانی با وجود کمبود شدید منابع، توسعه دانشگاه متوقف نشده است، اما تجربه نشان داده که خرید دستگاههای جدید بدون داشتن نیروی متخصص برای کار با آنها، تنها به انباشت سرمایه منجر میشود. تجهیزات پزشکی بدون پزشک متخصص، دردی از بیمار دوا نمیکند و این همان نکتهای است که در اولویتبندیهای دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه به درستی دیده نشده است.
به طور قطع نظام سلامت کرمانشاه برای خروج از این وضعیت، نیازمند تغییر ریل است، تغییری که از شعارهای «آمایش سلامت» و «مدیریت کلانمنطقهای» فراتر رود، تا زمانی که تعرفههای پزشکی، وضعیت معیشتی کادر درمان و حضور واقعی اساتید در بیمارستانهای دولتی به صورت ریشهای حل نشود، نارضایتی بیماران به عنوان یک شاخص عملکردی، همچنان روند صعودی خواهد داشت. مردم کرمانشاه حق دارند بدانند منابعی که صرف نظام سلامت میشود، چگونه و در چه مسیری هزینه میشود که نتیجه آن نه بهبود کیفیت خدمات، بلکه تداوم صفهای نوبتدهی و کمبود دارو و تجهیزات است.
شاید وقت آن رسیده باشد که مدیریت درمان استان، به جای فرافکنی و ارجاع مشکلات به سطح ملی، گزارش دقیقی از چرایی شکاف عمیق میان درآمدها و هزینههای مراکز دولتی ارائه دهد و نشان دهد که چگونه میتوان با منابع موجود، به جای توسعه کمی و پرطمطراق، به توسعه کیفی واقعی دست یافت.
اصرار بر ادامه مدلهای مدیریتی فعلی، تنها به تعمیق بیاعتمادی مردم نسبت به بخش دولتی منجر خواهد شد. اگرچه برخی تلاش میکنند تا مشکلات را به گردن کمبود منابع بیندازند، اما واقعیت این است که در همین شرایط نیز مدیریتهای کارآمدتری در سایر نقاط کشور وجود دارند که توانستهاند با بهرهگیری از خرد جمعی و حذف هزینههای زاید، رضایت نسبی بیماران را جلب کنند. در کرمانشاه اما، چرخه معیوب پرداختهای دیرهنگام، کمبود متخصص و ضعف در نظارت، باعث شده تا بخش دولتی به جای آنکه پناهگاه مردم باشد، به کلافی سردرگم تبدیل شود که عبور از آن برای بیماران بیبضاعت بسیار دشوار است. این وضعیت، نوعی بیعدالتی پنهان در دسترسی به خدمات سلامت ایجاد کرده است که با شعارهای عدالتمحور دولت و وزارت بهداشت، فاصله نجومی دارد.
در نهایت باید گفت، آنچه در گزارشهای دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه درباره عملکرد سالهای اخیر آمده، بیش از آنکه گزارش درمان باشد، گزارش عملیات اداری است و آنچه مردم میخواهند، نه داشبورد هوشمند است و نه آمار تعداد بازدیدها، مردم درمان میخواهند، پزشک متخصص میخواهند و مهمتر از همه، کرامت انسانی که در شلوغیهای بیمارستانهای دولتی گاه به فراموشی سپرده میشود. اگر مدیریت دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه به جای تمرکز بر ساختوساز و توسعه کمی، نیمی از انرژی خود را صرف اصلاح فرآیندهای بالینی و تکریم بیمار در لحظات طلایی درمان کند، شاید بتواند بخشی از این شکاف عمیق را پر کند. در غیر این صورت، این گزارشهای عملکرد تنها در قفسههای کتابخانههای اداری باقی خواهند ماند و دردهای واقعی مردم، همچنان بیدرمان باقی میماند.
آینده نظام سلامت کرمانشاه نه در بخشنامههای دولتی، بلکه در تغییر نگاه به «بیمار» به عنوان «مشتری و ولینعمت» تعریف میشود. تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، پزشکانی که از مطبهای خصوصی به بیمارستانهای دولتی میآیند و بدون تعهد واقعی، صرفاً به انجام وظایف حداقلی میپردازند، تغییری در وضعیت کلی ایجاد نخواهند کرد.
نظام سلامت نیازمند جراحی است، نه مسکن و این جراحی باید از ریشههای ناکارآمد مدیریتی آغاز شود که سالهاست بر این سیستم حاکم است. زمان آن رسیده که مدیریت درمان کرمانشاه با پذیرش صریح شکست در مدلهای پیشین، جسارت تغییر را داشته باشد و با مشارکت واقعی پزشکان، پرستاران و مردم، نقشه راهی تدوین کند که در آن شاخص رضایت بیمار، نه یک عدد تزیینی در گزارشها، بلکه هدف غایی و نهایی تمام اقدامات باشد.
شیما فتحی
ارسال نظر