خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
جنگ در یمن چه اثری بر بازار جهانی نفت و تردد از تنگه باب المندب دارد؟
تشدید درگیری های نظامی داخلی در یمن که حضور پررنگ عربستان را در این جنگ می توان شاهد بود، پیامد قابل توجهی بر بازار انرژی جهان خواهد داشت.
، در دو روزه گذشته عرصه یمن تبدیل به کارزار سختی شده است که می توان آثار و پیامدهای آن را در سایر حوزههای خاورمیانه نیز شاهد بود.در روزهای اخیر نیروهای انصارالله یمن حملاتی را علیه اهدافی در عربستان سعودی انجام دادهاند؛ حملاتی که بر اساس گزارشهای منتشرشده، شماری از شهرها و مناطق جنوبی این کشور و برخی زیرساختها را دربر گرفته است. مقامهای سعودی نیز از وقوع خسارت و زخمی شدن تعدادی از افراد خبر دادهاند.
اهمیت تحولات اخیر اما تنها به گستردگی حملات یا نوع اهداف انتخابشده محدود نمیشود. این رویدادها در شرایطی رخ میدهد که همزمان نشانههایی از افزایش تنش و تحرکات نظامی در جبهههای داخلی یمن نیز مشاهده میشود؛ موضوعی که نگرانیها درباره بازگشت این کشور به دور تازهای از درگیریهای گسترده را افزایش داده است.
جنگ داخلی یمن در سالهای گذشته فراز و نشیبهای متعددی را تجربه کرده است. پس از سالها درگیری گسترده میان نیروهای انصارالله، دولت مستقر در عدن و ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی، روندهای سیاسی و توافقهای موقت توانسته بود در مقاطعی از شدت نبردها بکاهد. با این حال، تحولات اخیر نشان میدهد که این آرامش نسبی همچنان شکننده بوده است.
درگیریهای زمینی در برخی جبهههای داخلی، افزایش تحرکات نظامی و تشدید رویارویی میان نیروهای درگیر، بار دیگر احتمال تغییر وضعیت میدانی در یمن را مطرح کرده است. در چنین شرایطی، انتقال بخشی از تقابل به خارج از مرزهای یمن و هدف قرار گرفتن عربستان میتواند به پیچیدهتر شدن معادلات بحران منجر شود.
در واقع، حملات اخیر را باید در چارچوب گستردهتر تحولات یمن ارزیابی کرد. تشدید نبرد در داخل کشور و همزمان افزایش حملات علیه عربستان، نشاندهنده احتمال ورود بحران به مرحلهای است که در آن، تحولات جبهههای داخلی و تقابل منطقهای بیش از گذشته به یکدیگر گره میخورند.
یکی از مهمترین نگرانیها در شرایط کنونی، شکلگیری دوباره چرخه حمله و پاسخ است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرگونه تشدید عملیات نظامی در یمن یا حمله به اهدافی در عربستان، میتواند به پاسخ متقابل و گسترش دامنه درگیری منجر شود. در صورتی که این روند ادامه پیدا کند، احتمال افزایش حملات موشکی و پهپادی، تشدید عملیات هوایی و گسترش نبردهای زمینی دور از انتظار نخواهد بود.
این مسئله برای عربستان سعودی نیز اهمیت ویژهای دارد. ریاض در سالهای گذشته تلاش کرده بود از هزینههای مستقیم جنگ یمن بکاهد و مسیرهایی را برای کاهش تنش و مدیریت بحران دنبال کند. اکنون حملات جدید، میتواند این سیاست را با چالش مواجه کند.
عربستان از یک سو با ضرورت تأمین امنیت شهرها و زیرساختهای خود روبهروست و از سوی دیگر، بازگشت به یک جنگ گسترده و طولانی در یمن میتواند هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی قابل توجهی برای این کشور داشته باشد.
به همین دلیل، واکنش ریاض به تحولات اخیر میتواند یکی از عوامل تعیینکننده در آینده بحران باشد. پاسخ گسترده نظامی ممکن است به تشدید رویارویی منجر شود و خویشتنداری نیز میتواند از سوی طرف مقابل بهعنوان فرصتی برای افزایش فشار تلقی شود.
یمن و اهمیت راهبردی دریای سرخ
بحران یمن تنها یک مسئله داخلی یا حتی صرفاً یک منازعه میان صنعاء و ریاض نیست. موقعیت جغرافیایی این کشور باعث شده است تحولات آن با امنیت یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان پیوند بخورد. یمن در مجاورت تنگه بابالمندب و دریای سرخ قرار دارد؛ منطقهای که نقش مهمی در تجارت جهانی و انتقال انرژی ایفا میکند. از این رو، هرگونه تشدید درگیری در مناطق ساحلی و غربی یمن میتواند بر امنیت کشتیرانی و مسیرهای تجاری تأثیر بگذارد.
اهمیت این مسئله در شرایط کنونی دوچندان است؛ زیرا منطقه همزمان با نگرانیهایی درباره امنیت دیگر آبراههای راهبردی از جمله خلیج فارس و تنگه هرمز نیز مواجه است. در چنین شرایطی، تشدید بحران یمن میتواند بر نگرانیهای موجود درباره امنیت انرژی و تجارت دریایی بیفزاید. هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی عربستان نیز نشان میدهد که پیامدهای احتمالی گسترش بحران میتواند از حوزه نظامی فراتر رفته و بازارهای جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در سالهای گذشته، کاهش نسبی درگیریهای مستقیم میان عربستان و انصارالله، این امید را ایجاد کرده بود که امکان حرکت به سمت یک راهحل سیاسی فراهم شود. اما حلنشدن ریشههای بحران، ادامه اختلافات داخلی و باقی ماندن بازیگران متعدد نظامی و سیاسی، باعث شده است وضعیت همچنان شکننده باقی بماند. اکنون افزایش درگیریهای داخلی و حملات جدید به عربستان، میتواند تلاشها برای پیشبرد راهحل سیاسی را با دشواری بیشتری روبهرو کند.
از سوی دیگر، گسترش بحران در شرایطی رخ میدهد که خاورمیانه با مجموعهای از تنشهای امنیتی و سیاسی در جبهههای مختلف مواجه است. به همین دلیل، هرگونه خروج وضعیت یمن از کنترل میتواند بر دیگر پروندههای منطقهای نیز تأثیر بگذارد.
آیا یمن به جنگ فراگیر بازمیگردد؟
هنوز برای نتیجهگیری درباره بازگشت کامل یمن به شرایط جنگ تمامعیار زود است، اما مجموعه تحولات روزهای اخیر نشانههایی جدی از افزایش خطر را نمایان کرده است.
تشدید نبردهای زمینی، افزایش حملات متقابل، هدف قرار گرفتن شهرها و زیرساختهای عربستان و حساسیت بالای مسیرهای دریایی اطراف یمن، همگی نشان میدهد که بحران وارد مرحلهای حساس شده است.
مهمترین مسئله در روزها و هفتههای آینده، نحوه واکنش طرفهای درگیر خواهد بود. اگر حملات و پاسخهای متقابل ادامه پیدا کند، احتمال گسترش دامنه بحران افزایش خواهد یافت. در مقابل، بازگشت به مسیرهای سیاسی و تلاش برای جلوگیری از تبدیل تحولات اخیر به یک چرخه فراگیر نظامی، میتواند مانع از بازگشت کامل یمن به شرایط سالهای اوج جنگ شود.
با این حال، آنچه اکنون روشن به نظر میرسد، این است که یمن بار دیگر از حاشیه تحولات منطقه خارج شده است. حملات اخیر به عربستان و همزمانی آن با افزایش درگیریهای داخلی، نشان میدهد که پرونده یمن میتواند بار دیگر به یکی از مهمترین کانونهای بحران در غرب آسیا تبدیل شود؛ بحرانی که پیامدهای آن تنها به طرفهای درگیر محدود نخواهد ماند و امنیت انرژی، تجارت دریایی و ثبات منطقه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
نکته مهم آنکه در شرایط امروز، نبرد و درگیری نظامی در یمن توجه ویژه سایر کشورهای دنیا به ویژه اروپا را به خود جلب کرده است. زیرا در وضعیتی که مسیر تجارت تنگه هرمز به دلیل رفتارهای ناامن کننده آمریکا مسدود شده، امکان عبور کشتیهای نفتکش از باب المندب یک راه جایگزین برای مصرف کننده اروپایی بود. کشیده شدن درگیری به این تنگه و ناامن شدن آن، اثر مستقیمی روی بازار جهانی نفت و مشتقات آن خواهد داشت.
ارسال نظر