خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
پشتپرده دروغ جدید نتانیاهو علیه ایران چیست؟/ بنبست نخستوزیرِ جنایتکار در ایستگاه ایران
نخست وزیر صهیونیست ها به تازگی موضعگیری دروغینی را به فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با محوریت مساله هستهای ایران نسبت داده است. باید توجه داشت در برابر جنگ روایتها، حقیقتِ مستند، سرعت عمل و روایتسازی حرفهای، بخشی از قدرت ملی و بازدارندگی کشور است.
، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به تازگی در اظهاراتی مدعی شده: "امروز شنیدیم که احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، به صراحت از قصد ایران برای توسعه سلاح هستهای سخن گفته است." این ادعا در حالی مطرح شده که هیچگونه نقلقول مشابهی در گزارشهای رسمی روابط عمومی سپاه یا رسانههای معتبر کشور منتشر نشده و برای این ادعا نیز سند قابل اتکایی ارائه نشده است. به بیان روشنتر، نتانیاهو سخنی را به یک مقام ایرانی نسبت داده که اساسا منشا و مستند معتبری برای آن وجود ندارد و کاملا دروغ است. اهمیت این اتفاق اما فراتر از یک خبر جعلی یا یک خطای رسانهای است. آنچه رخ داده، نمونهای روشن از سازوکار جنگ روایتها علیه ایران است. جنگی که در آن واقعیت لزوما نقطه آغاز روایت نیست و گاهی ابتدا یک ادعا ساخته میشود و سپس تلاش میشود واقعیت بر اساس همان ادعا بازتعریف شود.
در این چهارچوب، ساختن یک نقلقول از یک مقام ارشد ایرانی میتواند کارکرد مشخصی داشته باشد. وقتی یک جمله به نام یک فرمانده نظامی یا مقام رسمی ایران منتشر میشود، بخشی از مخاطبان ممکن است پیشاپیش آن را معتبر تلقی کنند. سپس همان ادعا میتواند توسط رسانهها و سیاستمداران دیگر بازنشر شود و در مرحله بعد، بهعنوان مدرک یا شاهد برای اثبات یک ادعای بزرگتر مورد استفاده قرار گیرد. این همان نقطهای است که خبر جعلی از یک دروغ ساده به ابزار سیاستسازی تبدیل میشود.
پرونده هستهای ایران نیز به دلیل حساسیت بالای سیاسی و امنیتی، بستر مناسبی برای چنین عملیاتهایی است. سالهاست که برنامه هستهای ایران نه فقط در سطح فنی، بلکه در میدان رسانهای و سیاسی نیز مورد مناقشه قرار دارد. در چنین فضایی، نسبت دادن قصد ساخت سلاح هستهای به یک مقام ایرانی میتواند با هدف تقویت این تصویر صورت گیرد که ایران در حال عبور از خطوط مشخصی است و بنابراین فشار، تحریم و البته اقدامات نظامی علیه آن قابل توجیه است.
از این منظر، ماجرای اخیر را باید در چهارچوب تلاش مستمر رژیم صهیونیستی برای ایرانهراسی و ایجاد اجماع سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد. هنگامی که ادعاهای بیسند به اظهارات رسمی مقامهای سیاسی تبدیل میشوند، مرز میان عملیات روانی و سیاست رسمی از بین میرود. نتیجه چنین فرآیندی میتواند شکلدهی به افکار عمومی، اثرگذاری بر دولتها و فراهمکردن زمینه سیاسی برای اقدامات بعدی باشد.
ایران در برابر این روند، البته نباید به تکذیبهای پراکنده بسنده کند. جنگ روایتها نیازمند پاسخ سریع، مستند و حرفهای است. باید منشا ادعاها شناسایی، زنجیره بازنشر آنها آشکار و تفاوت میان سخنان واقعی مقامهای ایرانی و مطالب جعلی بهروشنی برای افکار عمومی تبیین شود. در این میان، رسانههای ایرانی نیز میتوانند نقش مهمی در شکستن انحصار روایتهای ضدایرانی ایفا کنند.
این ماجرا همچنین یک واقعیت مهم را درباره جبهه مقاومت نشان میدهد: تقابل امروز تنها در میدان نظامی رخ نمیدهد. رسانه، افکار عمومی و اعتبار روایتها نیز بخشی از میدان نبرد هستند. اگر یک روایت جعلی بتواند بدون هزینه تولید و بازنشر شود، میتواند در خدمت اهداف سیاسی دشمن قرار گیرد اما اگر همان روایت بهسرعت با سند و استدلال افشا شود، خود میتواند به فرصتی برای آشکارکردن سازوکار عملیات روانی طرف مقابل تبدیل شود.
از این منظر، نقلقول جعلی منتسب به سردار احمد وحیدی بیش از آنکه نشانه قدرت روایت صهیونیستی باشد، میتواند نشانهای از نگرانی این جریان از شکلگیری واقعیتی باشد که برای پیشبرد پروژه ایرانهراسی به ادعاهای ساختگی نیاز پیدا میکند. پاسخ ایران باید روشن باشد: در برابر جنگ روایتها، حقیقتِ مستند، سرعت عمل و روایتسازی حرفهای، بخشی از قدرت ملی و بازدارندگی کشور است.
ارسال نظر