خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
تأثیر همراهی عربستان با آمریکا برای حمله به حشدالشعبی چیست؟
در اتفاقی ویژه، عربستان همراه با آمریکا مقر نیروهای حشدالشعبی در شرق عراق را مورد هدف قرار داد. این مسئله موجب واکنش شدید بغداد شد.
، آنچه در بامداد روز چهارشنبه علیه نیروهای حشدالشعبی از سوی عربستان و آمریکا رخ داد، عراق را به کانون اصلی تحولات امنیتی و سیاسی خاورمیانه تبدیل کرد. این حمله که موجب کشته و زخمی شدن ده ها نیروی حشدالشعبی شد، واکنش شدید بغداد را به همراه داشت. براساس اخبار منتشر شده نیروهای آمریکایی با مشارکت عربستان، حملاتی را علیه مراکز و انبارهای تسلیحاتی حشد الشعبی در شرق عراق انجام دادهاند. واشنگتن مدعی است این عملیات در پاسخ به حملات پهپادی علیه نیروهای آمریکایی و برخی زیرساختهای انرژی عربستان صورت گرفته است. در مقابل، دولت عراق این حملات را نقض آشکار حاکمیت ملی خود توصیف و نسبت به انجام عملیات نظامی بدون هماهنگی با بغداد اعتراض کرد.
آنچه این دور از تحولات را از موارد مشابه گذشته متمایز میکند، ورود آشکار عربستان به عملیات نظامی در خاک عراق است. اگر این روند ادامه یابد، معادلات امنیتی عراق وارد مرحلهای تازه خواهد شد؛ زیرا بغداد دیگر تنها با چالش روابط میان ایران و آمریکا روبهرو نیست، بلکه باید همزمان روابط خود با کشورهای عربی، بهویژه عربستان، را نیز مدیریت کند.
در همین حال، دولت عراق در بیانیههای رسمی خود تأکید کرده است خاک این کشور نباید به میدان تسویهحساب قدرتهای منطقهای و بینالمللی تبدیل شود. این موضع در سالهای اخیر بارها تکرار شده، اما تشدید درگیریهای منطقهای باعث شده اجرای عملی این سیاست با دشواری بیشتری همراه شود. از یک سو، بغداد روابط گسترده سیاسی، اقتصادی و امنیتی با جمهوری اسلامی ایران دارد و از سوی دیگر، همچنان در حوزه آموزش، اطلاعات و مبارزه با تروریسم با ایالات متحده همکاری میکند. همین موقعیت دوگانه، سیاست خارجی عراق را پیچیدهتر از گذشته کرده است.
موضوع مهم دیگر، جایگاه «الحشد الشعبی» در ساختار امنیتی عراق است. بخش قابل توجهی از این نیروها بهصورت رسمی در چارچوب نهادهای امنیتی عراق فعالیت میکنند و از بودجه دولت برخوردارند. از این رو، حمله به مواضع آنها از نگاه بغداد صرفاً حمله به یک گروه غیردولتی تلقی نمیشود، بلکه اقدامی علیه بخشی از ساختار امنیتی کشور محسوب میشود؛ موضوعی که دلیل واکنش شدید دولت عراق را نیز توضیح میدهد.
در سطح منطقهای نیز این تحولات پیامدهای قابل توجهی دارد. عراق طی سالهای اخیر تلاش کرده است نقش یک میانجی میان تهران و برخی کشورهای عربی و همچنین میان ایران و آمریکا را ایفا کند. ادامه ناامنی در خاک عراق میتواند این نقش را تضعیف کرده و ابتکارهای دیپلماتیک بغداد را با چالش مواجه سازد. در مقابل، اگر دولت عراق بتواند از تشدید تنش جلوگیری کند، جایگاه آن بهعنوان بازیگری متوازن در منطقه تقویت خواهد شد.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، ثبات عراق همواره یکی از مؤلفههای اصلی امنیت منطقهای تلقی شده است. تهران بارها بر ضرورت احترام به حاکمیت عراق و مخالفت با هرگونه اقدام نظامی بدون موافقت دولت این کشور تأکید کرده است. در چنین شرایطی، هرگونه افزایش تنش در عراق میتواند بر روند همکاریهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی میان دو کشور نیز اثرگذار باشد.
بنابراین تحولات اخیر نشان میدهد عراق دیگر صرفاً صحنه رقابت قدرتها نیست؛ بلکه به یکی از نقاط تعیینکننده آینده نظم امنیتی منطقه تبدیل شده است. اگر روند کنونی ادامه یابد، بغداد ناچار خواهد بود میان حفظ روابط با همسایگان، تداوم همکاری با آمریکا و جلوگیری از گسترش بحران در داخل کشور توازن برقرار کند؛ توازنی که موفقیت یا ناکامی آن، نهتنها بر آینده عراق، بلکه بر امنیت کل منطقه نیز تأثیر خواهد گذاشت.
نکته مهم دیگر، سناریوهای مذکور در واقع آزمونی برای نخست وزیر جدید عراق، علی الزیدی است که در روزهای اخیر تلاش کرده با سفر به آمریکا، ایران و ترکیه سیاست خارجی این کشور را بازتعریف کند و در آن مؤلفه اقتصادی را پررنگ سازد، بلکه از این طریق مشکلات و نارضایتی های سیاسی را کاهش دهد.
ارسال نظر