خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
حملات آمریکا به زیرساخت های غیرنظامی ایران و ارتکاب جنایت جنگی توسط ترامپ
در یک هفته اخیر ترامپ آشکارا و صریح اعلام کرده است تصمیم دارد زیرساخت های غیرنظامی ایران را هدف قرار دهد. وی در حالی بدون نگرانی از پیامدهای این اظهارات، این نکات را مطرح می کند که طبق حقوق بین الملل حملات به تأسیسات غیرنظامی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی محسوب می شود.
، در جریان حملات آمریکا به شهرهای و منلطق جنوبی ایران که گستره وسیعی از اهواز تا چابهار را شامل می شود، در ساعات نخست روز جمعه اخباری در مورد هدف قرار گرفتن پل های ارتباطی در اطراف بندر عباس منتشر شد، حملاتی که به گفته مقامات ایرانی، بر تردد شهروندان، امدادرسانی و فعالیتهای اقتصادی مناطق جنوبی کشور می تواند اثر مستقیم بگذارد. بنابراین با توجه به ماهیت غیرنظامی این زیرساخت ها، اکنون این مسئله از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه محل پرسش و بررسی جدی است.
زیرساختهای غیرنظامی؛ هدف مشروع یا خط قرمز؟
یکی از اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه، اصل تفکیک است؛ اصلی که بر اساس آن، طرفهای درگیر باید میان اهداف نظامی و اشخاص و اموال غیرنظامی تمایز قائل شوند. به همین دلیل، زیرساختهایی مانند پلها، شبکههای حملونقل، تأسیسات آب و برق یا مراکز درمانی، صرفاً در صورتی میتوانند هدف حمله قرار گیرند که در زمان حمله، استفاده نظامی مؤثر از آنها احراز شده باشد و حمله نیز با رعایت سایر الزامات حقوقی انجام شود.
در کنار آن، اصل تناسب نیز مقرر میکند که حتی اگر هدفی دارای کاربری نظامی باشد، حمله نباید به گونهای باشد که خسارات پیشبینیشده به غیرنظامیان در مقایسه با مزیت نظامی مورد انتظار، بیش از حد و نامتناسب باشد. همچنین اصل احتیاط طرفهای درگیر را ملزم میکند همه اقدامات ممکن را برای کاهش آسیب به غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی انجام دهند. از این رو هدف قرار دادن پلها و مسیرهای ارتباطی خط قرمز محسوب می شود.
در جنگهای کلاسیک، هدف اصلی معمولاً مراکز فرماندهی، پایگاههای نظامی یا تجهیزات رزمی بود. اما در دهههای اخیر، در برخی درگیریها شاهد افزایش حملات به زیرساختهای حیاتی بودهایم؛ زیرساختهایی که هرچند ممکن است آثار نظامی نیز داشته باشند، اما زندگی روزمره میلیونها شهروند به آنها وابسته است.
تخریب پلهای ارتباطی تنها به معنای آسیب به یک سازه عمرانی نیست. چنین اقدامی میتواند مسیر انتقال بیماران، ارسال کمکهای امدادی، جابهجایی کالاهای اساسی و ارتباط میان شهرها را مختل کند. به همین دلیل، آثار انسانی این حملات گاه بسیار فراتر از خسارت فیزیکی اولیه است.
آیا الگوی جدیدی در جنگها در حال شکلگیری است؟
یکی از ابعاد قابل توجه تحولات اخیر، آن است که برخی مقامات آمریکایی به ویژه شخص ترامپ در اظهارات خود از هدف قرار دادن زیرساختها بهعنوان بخشی از راهبرد فشار سخن گفتهاند. اگر این رویکرد به یک سیاست اعمالی تبدیل شود، میتواند این نگرانی را ایجاد کند که مرز میان اهداف صرفاً نظامی و زیرساختهای دارای کارکرد عمومی بیش از گذشته کمرنگ شود.
چنین روندی، در صورت گسترش، میتواند پیامدهایی فراتر از یک بحران منطقهای داشته باشد. زیرا اگر هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی به یک رویه قابل قبول در عمل تبدیل شود، این الگو ممکن است در سایر منازعات نیز تکرار شود و دامنه آسیب به جمعیت غیرنظامی افزایش یابد.
بنابراین طبق مفاد حقوق بین الملل بشردوستانه آنچه در شب پنجشنبه و بامداد روز جمعه رخ داد، جنایت جنگی محسوب می شود و رئیس جمهور آمریکا متهم اصلی در این رابطه است. بنابراین انتظار می رود نهادهایی شورای امنیت سازمان ملل به این مسئله وورد کنند تا از تضعیف قواعد حقوق بشردوستانه جلوگیری شود.
زیرا حمله به زیرساختهای حیاتی، حتی اگر با هدف ایجاد فشار بر طرف مقابل انجام شود، میتواند آثار بلندمدتی بر جامعه غیرنظامی بر جای بگذارد. اختلال در شبکه حملونقل، افزایش هزینههای بازسازی، کاهش دسترسی به خدمات عمومی و آسیب به فعالیتهای اقتصادی، پیامدهایی هستند که ممکن است مدتها پس از پایان درگیری نیز ادامه یابند.
بنابراین رویکرد وقیحانه ای که ترامپ آشکارا در پیش گرفته و بدون نگرانی از تبعات حقوقی این مسئله، رسماً در تربیون ها اعلام می کند هدفش زدن نیروگاه ها و پل های در ایران است، جنایت علیه بشریت نیز محسوب می شود. گفتنی است جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت دو مقوله متفاوت است که در قواعد حقوق بین الملل به عنوان بالاترین جرایم به شمار می رود و اکنون ترامپ هر دو جرم را مرتکب شده است. در همین حال هیچ واکنشی از سوی نهادهای حقوق بشری، سازمان ملل و یا کشورهای مدعی حقوق بشر دیده نمی شود.
ارسال نظر