خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
چرا بازار جهانی نفت هنوز به درگیری نظامی در خلیج فارس واکنشی نشان نداده است؟
در حالی که درگیری نظامی بین آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در حوزه خلیج فارس آغاز شده اما هنوز بازار جهانی نفت به این مسئله واکنشی نشان نداده است.
، در یک هفته اخیر موج تازه ای از درگیری های نظامی بین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز آغاز شده است. این اقدام در نتیجه رویکرد دولت ترامپ مبنی بر نقض بند پنج تفاهم نامه ای که در سوئیس طرفین بر سر آن توافق کردند، رخ داد. متأثر از تجربه جنگ ۳۹ روزه انتظار میرفت تشدید درگیریها بازار جهانی نفت را با جهش قابل توجه قیمتها مواجه کند. با این حال، تحولات اخیر نشان داد واکنش بازار محدودتر از گذشته بوده است. اگرچه قیمت نفت در مقاطعی افزایش یافت، اما این رشد پایدار نماند و بخشی از آن در ادامه معاملات تعدیل شد.
این رفتار، پرسش مهمی را مطرح میکند؛ چرا بازاری که همواره نسبت به تحولات خاورمیانه حساس بود، این بار واکنشی محتاطانهتر نشان داد؟
نخستین دلیل را باید در تغییر ساختار بازار جهانی انرژی جستوجو کرد. در دهههای گذشته، هرگونه بحران در خلیج فارس به معنای احتمال کاهش فوری عرضه نفت تلقی میشد، اما امروز معاملهگران صرفاً به وقوع یک بحران سیاسی یا نظامی واکنش نشان نمیدهند؛ بلکه این سؤال را مطرح میکنند که آیا این بحران واقعاً موجب کاهش پایدار صادرات نفت خواهد شد یا خیر.
به بیان دیگر، بازار بیش از آنکه به «اخبار» واکنش نشان دهد، به «اختلال واقعی در عرضه» توجه میکند. تا زمانی که تصور غالب این باشد که صادرات جهانی نفت، هرچند با دشواری، ادامه خواهد یافت، واکنش قیمتها نیز محدودتر خواهد بود.
عامل دوم، تجربهای است که فعالان بازار طی سالهای گذشته به دست آوردهاند. از حمله به تأسیسات آرامکوی عربستان در سال ۲۰۱۹ گرفته تا بحرانهای دریای سرخ و تنشهای مکرر در خلیج فارس، بازار بارها با شوکهای ژئوپلیتیکی روبهرو شده است. در بسیاری از این موارد، قیمت نفت در روزهای نخست افزایش یافت، اما پس از روشن شدن ابعاد واقعی بحران، روند قیمتها متعادل شد. این تجربه باعث شده است که سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری به اخبار امنیتی نگاه کنند و از واکنشهای هیجانی فاصله بگیرند. به همین دلیل، صرف تشدید تنش الزاماً به معنای جهش ماندگار قیمت نفت نیست.
عامل مهم دیگر، وضعیت عرضه جهانی نفت است. در ماههای اخیر، افزایش تولید برخی کشورهای صادرکننده و همچنین ظرفیت مازاد تولید در تعدادی از اعضای اوپک و اوپکپلاس، این تصور را تقویت کرده است که در صورت بروز اختلال محدود، امکان جبران بخشی از کمبود عرضه وجود دارد.
نکته مهم دیگر آنکه در فاصله آتش بس که در ۱۹ فروردین به دست آمد و شروع دوباره درگیری ها در یک هفته اخیر، کشورهای مختلف تلاش کردند به سرعت ذخایر نفتی خود را پر کنند. این مهم با اجرای تفاهم نامه سوئیس تسهیل شد که در نتیجه آن جمهوری اسلامی ایران اجازه عبور کشتی های تجاری را در تنگه هرمز صادر کرد.
متغیر بعدی آنکه اگر سرمایهگذاران پیشبینی کنند رشد اقتصادی کندتر خواهد شد، انتظار کاهش تقاضا برای نفت نیز تقویت میشود و این موضوع میتواند اثر افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی را تا حدی خنثی کند. به همین دلیل، بازار نفت همزمان دو متغیر را رصد میکند؛ از یک سو امنیت عرضه و از سوی دیگر چشمانداز تقاضای جهانی. گاهی کاهش انتظارات نسبت به تقاضا، اثر افزایش ریسکهای امنیتی را تعدیل میکند.
براین اساس واکنش محدود بازار به معنای کاهش اهمیت تنگه هرمز نیست. همچنان بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان از این آبراه عبور میکند و هرگونه اختلال طولانیمدت در آن میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد. آنچه تغییر کرده، ارزیابی بازار از احتمال وقوع چنین اختلالی است. به عبارت دیگر، معاملهگران معتقدند که میان تنش سیاسی و توقف کامل صادرات نفت فاصله قابل توجهی وجود دارد. تجربه جنگ اخیر در این منطقه نشان داد حتی در اوج بحرانها نیز بازیگران مختلف منطقهای و فرامنطقهای تلاش کردهاند از ایجاد اختلال پایدار در جریان تجارت انرژی جلوگیری کنند.
از این رو عامل دیگری که به آرامش نسبی بازار کمک کرده، اطمینان سرمایهگذاران از تلاش قدرتهای بزرگ برای جلوگیری از بحران فراگیر انرژی است. اقتصادهای بزرگ جهان، چه مصرفکنندگان آسیایی و چه کشورهای غربی، همگی به ثبات بازار نفت نیاز دارند و همین موضوع باعث میشود در شرایط بحرانی، از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و حتی دیپلماتیک برای جلوگیری از اختلال گسترده استفاده کنند.
اما با وجود آرامش نسبی بازار، این وضعیت به معنای از بین رفتن ریسک نیست. اگر تنشها به گونهای پیش برود که صادرات نفت کشورهای منطقه بهطور محسوس کاهش یابد یا مسیرهای اصلی انتقال انرژی برای مدت طولانی مختل شوند، واکنش بازار نیز میتواند کاملاً متفاوت باشد. برخی مؤسسات مالی بینالمللی نیز هشدار دادهاند که در صورت تداوم اختلال در عرضه، قیمت نفت میتواند بهطور قابل توجهی افزایش یابد.
براین اساس ترامپ نمی تواند روند کنونی را برای مدت طولانی ادامه دهد. بازار جهانی به ثبات در تنگه هرمز نیازمند است و این مهم فقط در صورتی به وقوع می پیوندد که حاکمیت ایران بر تنگه هرمز اعمال گردد، کشتی ها با کسب مجوز از ایران از این مسیر عبور کنند و آمریکا به اقدامات اخلال گرانه خود پایان دهد.
ارسال نظر