خبرگزاری موج گزارش میدهد؛
پیامدهای اقتصادی ناامنی هوایی در خلیج فارس چقدر است؟
تحولات نظامی و امنیتی در یکسال گذشته در حوزه خلیج فارس اثر مستقیمی روی درآمدهای صنعت هواپیمایی و گردشگری داشته است.
، در یک سال گذشته که خلیج فارس درگیر دو جنگ علیه ایران شد، صنعت هوانوردی کشورهای این منطقه آسیب جدی دید. تا پیش از جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه، آسمان خلیج فارس یکی از پرترددترین کریدورهای هوایی جهان به شمار میرفت، اما اکنون متأثر از شرایط نظامی-امنیتی به یکی از پر ریسکترین مناطق برای پروازهای غیرنظامی تبدیل شده است.
زیرا تشدید درگیریها و حملات متقابل در منطقه، علاوه بر زمین و دریا، به عرصه هوانوردی نیز کشیده شده و پیامدهای اقتصادی، امنیتی و انسانی گستردهای را به همراه داشته است.
طی روزهای گذشته با نقض مکرر آتش بس از سوی آمریکا نیز چندین کشور منطقه از جمله عراق و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس به طور موقت حریم هوایی خود را بستند یا محدودیتهایی برای پروازها اعمال کردند. شرکتهای هواپیمایی بینالمللی نیز ناچار شدند هزاران پرواز را لغو یا مسیر آنها را تغییر دهند و میلیونها مسافر در نقاط مختلف جهان تحت تأثیر این بحران قرار گرفتند.
بر اساس برآوردهای انجمن بینالمللی حملونقل هوایی (IATA)، شرکتهای هواپیمایی خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ با زیانی معادل ۴.۳ میلیارد دلار روبهرو خواهند شد؛ در حالی که این شرکتها در سال گذشته حدود ۷.۲ میلیارد دلار سود ثبت کرده بودند. به این ترتیب، خاورمیانه تنها منطقه جهان است که صنعت هوانوردی آن در سال جاری میلادی وارد محدوده زیان شده است. همچنین پیشبینی میشود تقاضای سفر هوایی در منطقه ۱۱.۴ درصد کاهش یابد و ظرفیت پروازی نیز ۴.۴ درصد کمتر شود.
بحران کنونی، تنها یک مسئله فنی یا مربوط به صنعت حملونقل نیست، بلکه به یکی از ابعاد مهم جنگ و رقابتهای ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. در واقع، امنیت آسمان این منطقه اکنون به اندازه امنیت تنگه هرمز یا آبراههای دریایی اهمیت پیدا کرده است.
خسارات جنگ بر صنعت هواپیمایی
اختلال در حریمهای هوایی باعث شده شرکتهای هواپیمایی مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتری را برای اتصال اروپا، آسیا و آفریقا انتخاب کنند. افزایش زمان پرواز، مصرف بیشتر سوخت و بالا رفتن هزینههای عملیاتی، صنعت هوانوردی را با یکی از دشوارترین دورههای خود پس از همهگیری کرونا مواجه کرده که البته محدود به شرکتهای این منطقه نیست و تقریباً همه دنیا را درگیر خود کرده است.
در حالی که پیشتر سود جهانی این صنعت ۴۱ میلیارد دلار برآورد شده بود، اکنون این رقم به ۲۳ میلیارد دلار کاهش یافته است. هزینه سوخت هواپیماها نیز از ۲۵۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ به حدود ۳۵۰ میلیارد دلار در سال جاری افزایش یافته و بیش از ۳۱ درصد هزینههای عملیاتی شرکتهای هواپیمایی را به خود اختصاص داده است.
شرکتهای هواپیمایی نیز به طور جداگانه خسارات قابل توجهی را تجربه کردهاند. شرکت «ویز ایر» مجارستان اعلام کرده است که جنگ و اختلال در مسیرهای خاورمیانه حدود ۵ درصد ظرفیت صندلیهای این شرکت را تحت تأثیر قرار داده و نزدیک به ۵۰ میلیون یورو به سود این شرکت آسیب زده است. این شرکت به دلیل نااطمینانی ناشی از بحران، حتی از ارائه چشمانداز مالی سال آینده خودداری کرده است.
همزمان بسیاری از شرکتهای بزرگ اروپایی از جمله لوفتهانزا، ایرفرانس و بریتیش ایرویز بخشی از برنامههای پروازی خود را کاهش دادهاند و برخی مسیرها را به حالت تعلیق درآوردهاند.
عوامل موثر بر صنعت هواپیمایی
در چنین فضایی خطر اصلی تنها به خسارات اقتصادی محدود نمیشود. کارشناسان معتقدند عبور موشکها و پهپادها، فعال شدن سامانههای پدافندی و افزایش حجم تحرکات نظامی، احتمال بروز اشتباهات مرگبار را افزایش میدهد.
تجربه سرنگونی هواپیمای مالزی بر فراز اوکراین در سال ۲۰۱۴ نشان داد خطای انسانی و اشتباه در تشخیص اهداف میتواند فاجعههای بزرگی رقم بزند.
به همین دلیل، نهادهای بینالمللی هوانوردی و آژانس ایمنی هوانوردی اتحادیه اروپا نسبت به پرواز بر فراز برخی مناطق ایران، عراق، لبنان و بخشهایی از خاورمیانه هشدار دادهاند و از شرکتهای هواپیمایی خواستهاند ارزیابیهای امنیتی خود را به صورت مستمر بهروزرسانی کنند.
براین اساس با توجه به تحولات نظامی خلیج فارس و نقض های مکرر آتش بس باید گفت نقشه سنتی پروازهای بینالمللی تغییر کرده است. مسیرهایی که سالها از آسمان ایران، عراق و کشورهای خلیج فارس عبور میکردند، اکنون دستخوش تغییر شدهاند و شرکتهای هواپیمایی ناچارند مسیرهای طولانیتر و پرهزینهتری را انتخاب کنند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس که طی دو دهه گذشته به قطب ترانزیت هوایی جهان تبدیل شده بودند، بیش از دیگران از این وضعیت آسیب دیدهاند. مدل اقتصادی شرکتهایی مانند امارات، قطر ایرویز و الاتحاد بر انتقال مسافران میان آسیا، اروپا و آفریقا استوار است؛ مدلی که نیازمند آسمانی امن و مسیرهای پایدار است.
اکنون با بسته شدن مقطعی حریمهای هوایی و افزایش هزینهها، این مزیت راهبردی با چالش روبهرو شده است و کارشناسان معتقدند تداوم بحران میتواند جایگاه هابهای هوایی خلیج فارس را در اقتصاد جهانی تحت تأثیر قرار دهد.
اهمیت امنیت هوایی بر درآمدهای دولت ها
اگر در دهههای گذشته تنگه هرمز نماد اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس بود، امروز آسمان منطقه نیز به یکی از میدانهای اصلی رقابت قدرتها تبدیل شده است.
جنگ نشان داده است که امنیت هوایی دیگر صرفاً مسئلهای فنی نیست، بلکه بخشی از معادلات بازدارندگی، تجارت جهانی و امنیت اقتصادی کشورها محسوب میشود. از این منظر، هرگونه تشدید تنشها میتواند نه تنها صادرات نفت و تجارت دریایی، بلکه شبکه حملونقل هوایی جهان را نیز دچار اختلال کند.
از این رو به نظر میرسد تا زمانی که چشمانداز روشنی برای کاهش تنشها در خلیج فارس شکل نگیرد، آسمان منطقه همچنان یکی از حساسترین و پرمخاطرهترین نقاط جهان باقی خواهد ماند؛ آسمانی که هزینه ناامنی آن، از میلیاردها دلار خسارت اقتصادی فراتر رفته و به یکی از مهمترین چالشهای امنیتی قرن بیست و یکم تبدیل شده است.
این موضوع می تواند روی گردشگری منطقه، سرمایه گذاری ها، برگزاری نمایشگاه ها، فروش محصولات، درآمدهای صادراتی و ایجاد پیش زمینه برای رونق اقتصادی در سالهای آینده اثر منفی مستقیم و فوری بگذارد.
ارسال نظر