سرخط خبرها
  • هزینه واردات قطعات موتورسیکلت از ۷۰ تا ۵۰۰ درصد افزایش یافت
  • قیمت نفت از ۹۲ دلار گذشت
  • برق بندرگاه بوشهر کمتر از ۲ ساعت پس از اصابت موشک دشمن وصل شد
  • ۹ مسئول برگزاری آزمون های نهایی در پی تخلفات برکنار شدند
  • خطر محکومیت ۶ میلیون دلاری در انتظار استقلال
  • بنادر عربستان در محاصره یمن؛ تهدید صنعا به خفه‌کردن تجارت سعودی‌ها
  • شرط مهم سفر اربعین/ اعتبار ۶ ماهه گذرنامه را جدی بگیرید
  • مهلت جدید برای استفاده از کالابرگ خرداد
  • توصیه هاشمی به زائران اربعین: نیازی به خرید سیمکارت عراقی نیست
  • رکوردشکنی مردم در مدیریت مصرف برق
  • زیدان سرمربی تیم ملی فرانسه شد
  • پزشکیان: با هدایت رهبری از حقوق ملت کوتاه نمی‌آییم
  • رشیدی: تیم‌های عربی با جت حرکت می‌کنند ما لاک‌پشتی
  • حقوق بازنشستگان واریز شد/پرداخت حقوق کارکنان دولت حداکثرتا فردا
  • علت پلمب برخی کافه‌های مرکز تهران مشکلات صنفی بوده است
  • پایان همیشگی خاموشی تا شهریور: خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان معاف
  • رئیس جمهور به وزارت نیرو: برق دولت را قطع کنید اما برق تولید کننده را خیر
  • علت توقف برنامه فردوسی‌پور دعوت از علیرضا فغانی بود
  • هشدار ایران به بلغارستان درباره میزبانی از هواپیماهای نظامی آمریکا

بقایی در پیامی از دانش‌آموزان شهید مینابی:

مبادا زمین را به شب تسلیم کنید...

سخنگوی وزارت امور خارجه، نماهنگ لگویی درباره دانش‌آموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب، در شبکه ایکس منتشر کرد.

مدرسه میناب
به گزارش خبرگزاری موج

، اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه، نماهنگ لگویی درباره دانش‌آموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب، در شبکه ایکس منتشر کرد.

متن آهنگ به شرح زیر است:

سلام ای فرشته‌ها...

با بال‌های سپیدتان

آهنِ سرد فرود آمد،

و همه روشنایی را با خود برد...

شما مرا به این فضای آرام و پرشکوه آوردید،

اما من، قلبم را در میان ویرانه‌ها جا گذاشته‌ام.

ما داشتیم روی تخته‌سیاه، ستاره‌های کوچک می‌کشیدیم...

که ناگهان آسمان شکافت و رعد غرید.

شما اینجا، در این بلندی‌های پاک، چنگ می‌نوازید و آواز می‌خوانید،

اما من... تنها زوزه‌ی آژیرها را می‌شنوم.

من در آغوش ابرهای شما در امانم،

اما خواب به چشمانم نمی‌آید،

زیرا دوستانم زیر تلی از خاکستر خفته‌اند.

کسی باید از دلِ آسمان به پایین پر بکشد...

کسی باید در چشمان هیولا خیره شود...

کسی باید قساوت را در هم بشکند...

کسی باید نگهبان دروازه‌های مدرسه باشد...

کسی...

باید...

کسی باید...

چنگ‌هایتان را زمین بگذارید،

و به این درد و رنج بنگرید...

کسی باید برود،

و زیر باران بایستد.

شما که بال دارید...

شما که نور دارید...

لطفاً... زمین را به آغوش شب نسپارید.

من دیگر نمی‌توانم برگردم...

اما کسی...

این کار را خواهد کرد.

تقدیم به کودکانی که هرگز فارغ‌التحصیل نشدند...

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه