خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
نقش ایران در دریای سرخ/ از اتهامزنی غرب تا بازتعریف موازنه منطقهای
در حالی که غرب تلاش دارد با اتهام زنی به جمهوری اسلامی ایران در خصوص همسویی انصارالله یمن با جهت گیری های تهران این ظرفیت سیاسی را تضعیف کند؛ اما واقعیت آن است که پشتیبانی یمنی ها از ایران تبدیل به ابزار قدرتی شده است که می تواند توزان منطقه ای را بازتعریف کند.
، در فضای پس از جنگ ۳۹ روزه، موضوع دریای سرخ و تنگه باب المندب یکبار دیگر مورد توجه قرار گرفته است که دلیل آن به واکنش انصارالله یمن در حمایت از جمهوری اسلامی در جریان جنگ اخیر برمی گردد. انصارالله یمن در دو سال گذشته به منظور پشتیبانی از آرمان فلسطین و در راستای کمک به مردم غزه، هر کشتی با مقصد اسرائیل که از این آبراهه عبور می کرد را هدف قرار می داد.
با توجه به اهمیت این گذرگاه آبی در امنیت و اقتصاد جهانی، اکنون آمریکا و متحدانش نگران هستند تهران با نفوذ معنوی که بر انصارالله دارد و به جهت تصمیم رهبران این گروه برای حمایت از ایران، این منطقه دوباره صحنه درگیری شود.
دریای سرخ یکی از مهمترین شریانهای تجارت جهانی است. بخش بزرگی از صادرات انرژی، حملونقل کالا، و تجارت میان آسیا و اروپا از این مسیر عبور میکند. از این رو هرگونه ناامنی در این منطقه بلافاصله روی قیمت نفت، هزینه بیمه کشتیها، زنجیره تأمین جهانی و حتی تورم در دنیا اثر میگذارد. بنابراین تحولات یمن و تصمیماتی که انصارالله در حمایت از محور مقاومت و یا جمهوری اسلامی ایران اتخاذ می کند صرفاً یک اثر منطقه ای ندارد بلکه ابعاد بین المللی پیدا می کند.
در نگاه بسیاری از تحلیلگران غربی، ایران از طریق نزدیکی سیاسی و راهبردی و همفکری با انصارالله توانسته است در یکی از حساسترین مسیرهای دریایی جهان به یک بازیگر اثرگذار تبدیل شود. تا چند سال پیش، بسیاری از کشورهای اروپایی بحران یمن را بیشتر یک جنگ داخلی یا رقابت منطقهای میان عربستان و انصارالله میدانستند. اما اکنون نگاه اروپا تغییر کرده است. دلیل آن هم متغیر اقتصادی است. بنابراین اروپایی ها امروز بیش از گذشته نگران گسترش تنش در دریای سرخ هستند و تلاش دارند از تشدید درگیری جلوگیری کنند. این مسئله باعث شده برخی پایتختهای اروپایی از مسیرهای دیپلماتیک با ایران بخواهند مانع بروز بحران در دریای سرخ و تنگه باب المندب شوند.
در این شرایط تحولات دریای سرخ برای ایران، فرصتی بزرگی ایجاد کرده است. نگرانی اروپا از بروز تنش در دریای سرخ به دلیل واکنش انصارالله به جنگ در ایران، نشان می دهد جمهوری اسلامی در معادلات امنیت منطقهای قابل حذف نیست. به بیان دیگر، هرگونه طراحی امنیتی در خاورمیانه -از خلیج فارس تا باب المندب- بدون در نظر گرفتن نقش و نفوذ ایران دشوار است، هرچند که این نفوذ معنوی و فکری باشد. این وضعیت میتواند برای تهران یک اهرم سیاسی ایجاد کند؛ بهویژه در مذاکرات و تعاملات منطقهای و بینالمللی.
در این رابطه برخی مقامات کشورمان به مسئله امکان بستن تنگه باب المندب اشاره کرده اند. با توجه به پیامدهای مسدود شدن تنگه هرمز به روی کشتی های متخاصم و در شرایطی که امنیت و حاکمیت ایران مورد تهدید قرار گرفته بود، امکان اثرگذاری روی تنگه باب المندب، قدرت مانور جمهوری اسلامی را افزایش می دهد. بنابراین امروز آنچه در تصمیم گیری ترامپ برای ازسرگیری جنگ و یا پایان دادن به وضعیت نه جنگ و نه صلح کنونی، اثرگذار است، نه فقط قدرت موشکی و توان آفندی ایران بلکه ظرفیت اثرگذاری آن در فراتر از مرزهایش است. منتسب کردن انصارالله یمن و دیگر گروه های مقاومت به «نیابتی» های جمهوری اسلامی ایران، در واقع تلاشی برای کمرنگ کردن نفوذ معنوی ایران در منطقه است.
انصارالله یمن خط فکری مشترکی با مقاومت فلسطین، حزب الله لبنان، گروه های مقاومت عراقی و همچنین جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با استکبار و رژیم صهیونیستی دارد. همین تفکر مشترک موجب می شود در زمان بحران، آنها نسبت به یکدیگر واکنش نشان دهند. از این رو علیرغم آنکه این پتانسیل خوشایند غرب نیست اما ایران از آن برخوردار است.
ارسال نظر