سرخط خبرها
  • پایان مرمت تعدادی از بناهای تاریخی آسیب‌دیده از جنگ
  • رشد ۷۲ درصدی قیمت برگ سبز چای درجه یک/ تولید ۲۳ هزار تن چای خشک
  • تولید نخستین اثر نمایشی مشترک معاونت برون‌مرزی صداوسیما با ترکیه 
  • تولید روزانه ۷ میلیون لیتر بنزین در پالایشگاه تهران
  • هدررفت فیزیکی آب در کشور حدود ۱۵ درصد و در تهران حدود ۱۱ درصد است
  • آغاز سال تحصیلی با فعالیت ۱۲۵ هزار مدرسه/ استقرار نظام پرداخت عملکردی برای مدیران از مهر ماه
  • بازار طلای آنلاین نیازمند یک نظام تنظیم‌گری دقیق، شفاف و قابل پیش‌بینی است
  • رایگان شدن CNG روزانه ۲ تا ۳ میلیون لیتر از ناترازی بنزین را کاهش داد
  • ثبت بیش از ۴۱۰ هزار فقره تخلفات شبانه وسایل نقلیه سنگین از ابتدای امسال
  • انهدام شبکه سازمان‌یافته قاچاق گوشی‌های سرقتی در پایتخت
  • ورود محموله واکسن آنفلوآنزا در آینده‌ای نزدیک
  • تولید بیش از ۹۸ درصد از داروی بازار در داخل کشور
  • ۳۰۰ واحد آموزشی آسیب‌دیده بازسازی شدند/ الزامی بودن مدارک هویتی برای ثبت‌نام اتباع
  • بازار خودرو در مسیر گرانی/ ارز اسقاط و ابهام واردات زیر پای قیمت‌ها را خالی کرد
  • نقره جهانی طناب‌کشی بر گردن ایران
  • کاظمی: مدارس حتی در شدیدترین شرایط حضوری برگزار می‌شوند
  • ترخیص مجروحان حمله آمریکا به سیریک از بیمارستان /بیشتر مصدومان زن و کودک بودند
  • پیگیری‌های مکرر هلال‌احمر برای تعیین وضعیت خلبانان ایرانی در قطر
  • عراقچی خطاب به همتای اردنی: ایران برای پاسخ به متجاوز چقدر باید منتظر باشد

خبرگزاری موج گزارش می دهد؛

موضع اروپا در قبال ایران: مدیریت ریسک یا تلاش برای استقلال از سیطره آمریکا؟

اروپا در جریان جنگ ۳۹ روزه و فضای آتش بس کنونی، تلاش کرده است جهت گیری متفاوتی نسبت به یکسال گذشته در قبال ایران اتخاذ کند که بین مدیریت خطرات و دستیابی به استقلال سیاسی از آمریکا در نوسان است.

اروپا
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج

، تا پیش از شروع جنگ ۳۹ روزه در نهم اسفند، اروپا به اشکال مختلفی علیه جمهوری اسلامی ایران موضع گرفت. یک روز قبل از جنگ ۱۲ روزه در شورای حکام قطعنامه ضدایرانی را به تصویب رساند، سپس در شهریور ماه اسنپ بک را فعال کرد و در روزهای منتهی به جنگ دوم قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب کرد، همچنین اتحادیه اروپا سپاه پاسداران را در فهرست گروه های تروریستی قرار داد. اما با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل و پس از واکنش ایران به جلوگیری از سوء استفاده از تنگه هرمز، موضع اروپا تغییر کرد.

براین اساس در دو ماه گذشته شاهد هستیم اروپایی ها مایل به حفظ کانال‌های محدود و کنترل‌شده با ایران هستند، حتی در شرایطی که هماهنگی کامل با آمریکا در سطح حداکثری وجود ندارد. این وضعیت را می‌شود نه یک «استقلال کامل»، بلکه یک نوع مدیریت ریسک چندلایه در خصوص سیاست خارجی اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران دانست.

اروپا از یک طرف تحت فشار آمریکاست که سیاست فشار، بازدارندگی و محدودسازی فعالیت‌های هسته‌ای و منطقه‌ای ایران را دنبال می‌کند، و از طرف دیگر با مجموعه‌ای از واقعیت‌های عملی مواجه است که اجازه قطع کامل تعامل را نمی‌دهد: از امنیت انرژی گرفته تا مهاجرت، امنیت دریایی و ثبات منطقه‌ای.

از نگاه آلمان، فرانسه و انگلیس پرونده ایران دیگر صرفاً یک موضوع هسته‌ای نیست. این پرونده به یک پکیج امنیتی-اقتصادی-منطقه‌ای تبدیل شده است که در قالب نگرانی از تشدید بحران انرژی در صورت افزایش تنش در خلیج فارس، نگرانی از گسترش درگیری‌ها به مسیرهای تجاری و دریایی، فشار داخلی ناشی از مهاجرت و بی‌ثباتی منطقه‌ای و همچنین بروز هزینه­ های سیاسی ناشی از همراهی با سیاست های پرریسک بین المللی خود را نشان می دهد.

در این چارچوب، اروپا تلاش می‌کند حداقلی از کانال‌های دیپلماتیک را باز نگه دارد، حتی اگر این کانال‌ها الزاماً به توافق بزرگ منجر نشوند. نکته دیگر آنکه برخلاف تصور رایج، اروپا در قبال ایران یک بلوک یکپارچه نیست. اختلاف دیدگاه‌ها قابل توجه است: برخی کشورها (به‌ویژه در شمال و شرق اروپا) رویکرد نزدیک‌تری به آمریکا دارند که علت آن می تواند نیاز شدیدشان به تأمین منافع امنیتی-نظامی در فضای جنگ اوکراین و نگرانی از تسری این جنگ به کشورهایشان باشد. در واقع همسایگی با روسیه و تجربه جنگ سرد موجب چنین جهت گیری در این کشورها می شود.

در طرف دیگر، فرانسه معمولاً نقش دیپلماسی فعال و میانجی‌گرانه را پررنگ‌تر می‌بیند. آلمان بین فشار سیاسی و ملاحظات اقتصادی و انرژی در نوسان است. بریتانیا نیز بعد از برگزیت، بیشتر در مدار امنیتی آمریکا حرکت می‌کند، اما کاملاً هم همگرا نیست. این اختلافات باعث شده سیاست اروپا بیشتر به سمت مدیریت مسئله ایران به جای حل آن حرکت کند.

پس از تجربه برجام، اکنون اروپایی ها خواهان توافقات مرحله ای و مدیریت بحران هستند. تنش در خلیج فارس و از بین رفتن تجارت نفت و سوخت از این منطقه، این ضرورت برای آنها ایجاد کرد که آنچه در حال حاضر اهمیت دارد کنترل سطح تنش است تا بحران انرژی بیش از این گسترش پیدا نکند.

در واقع اروپا تلاش می کند در این مقطع علیرغم فشار شدید ترامپ برای همراهی آنها با محاصره دریایی علیه ایران، تصمیمات مستقل تری اتخاذ کند. این می تواند آزمون مهمی برای کسب استقلال سیاسی اروپا باشد که خود را در حفظ کانال های ارتباطی غیرعلنی، تأکید بر راه حل های دیپلماتیک به جای ازسرگیری جنگ و مخالفت با سناریوهای تشدید فشار نشان می دهد. اما نکته مهم این است که برای تداوم این استقلال، اروپا به توانمندی در حوزه نظامی نیاز دارد. وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا به ویژه در شرایطی که شرق اروپا خود را در معرض خطر از سوی روسیه می بیند، می تواند این روند را دچار خدشه کند.

مسئله دیگر آنکه اروپا در موضوعاتی مانند تحریم ها، مباحث منطقه ای و مالی-بانکی در قبال ایران هنوز از سیاست های آمریکا پیروی می کند. این هم به دلیل همان وابستگی اقتصادی اروپا به آمریکاست.

براین اساس اروپا در شرایط فعلی به دنبال جلوگیری از اتخاذ تصمیم های ناگهانی و تنش زا است. اروپایی ها همچنان خواهان بازگشت به روند مذاکراتی هستند و احتمالاً با هدف فشار بر تهران برای بازگشت به میز مذاکره طبق خواسته خودشان، تصمیم گرفتند دو قطعنامه ضد ایرانی تصویب کنند و اسنپ بک را فعال سازند. اما پیش بینی آنها درست درنیامد.

با توجه به این شرایط اروپا در میانه فشارهای سیاسی آمریکا و نگرانی های امنیتی منطقه ای و واقعیات اقتصادی قرار گرفته است. به همین دلیل ما شاهد رویکرد بینابینی اروپایی هستیم که نه تقابل کامل مانند آمریکا را پیش رو می گیرند و نه وارد همکاری با ایران می شوند مانند چین و روسیه.

این وضعیت باعث شده تهران همچنان بتواند کانال‌های ارتباطی خود با اروپا را حفظ کند؛ موضوعی که در دوره‌های تنش اهمیت زیادی دارد. با این کار امکان اجماع غربی از بین می رود، احتمال انزوای دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران منتفی می شود و فضا برای مانور روی مذاکرات باقی می ماند. هرچند که در بعد اقتصادی به جهت همراهی اروپا با آمریکا، کماکان همان فشارها و سختی ها علیه ایران پابرجاست.

بنابراین سیاست فعلی اروپا نه به معنای عادی‌سازی روابط با ایران است و نه بازگشت به فضای برجام بلکه نوعی تعادل محتاطانه است که می‌تواند برای جمهوری اسلامی همزمان فرصت دیپلماتیک و محدودیت اقتصادی ایجاد کند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج، تا پیش از شروع جنگ ۳۹ روزه در نهم اسفند، اروپا به اشکال مختلفی علیه جمهوری اسلامی ایران موضع گرفت. یک روز قبل از جنگ ۱۲ روزه در شورای حکام قطعنامه ضدایرانی را به تصویب رساند، سپس در شهریور ماه اسنپ بک را فعال کرد و در روزهای منتهی به جنگ دوم قطعنامه دیگری علیه ایران تصویب کرد، همچنین اتحادیه اروپا سپاه پاسداران را در فهرست گروه های تروریستی قرار داد. اما با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل و پس از واکنش ایران به جلوگیری از سوء استفاده از تنگه هرمز، موضع اروپا تغییر کرد.

براین اساس در دو ماه گذشته شاهد هستیم اروپایی ها مایل به حفظ کانال‌های محدود و کنترل‌شده با ایران هستند، حتی در شرایطی که هماهنگی کامل با آمریکا در سطح حداکثری وجود ندارد. این وضعیت را می‌شود نه یک «استقلال کامل»، بلکه یک نوع مدیریت ریسک چندلایه در خصوص سیاست خارجی اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران دانست.

اروپا از یک طرف تحت فشار آمریکاست که سیاست فشار، بازدارندگی و محدودسازی فعالیت‌های هسته‌ای و منطقه‌ای ایران را دنبال می‌کند، و از طرف دیگر با مجموعه‌ای از واقعیت‌های عملی مواجه است که اجازه قطع کامل تعامل را نمی‌دهد: از امنیت انرژی گرفته تا مهاجرت، امنیت دریایی و ثبات منطقه‌ای.

از نگاه آلمان، فرانسه و انگلیس پرونده ایران دیگر صرفاً یک موضوع هسته‌ای نیست. این پرونده به یک پکیج امنیتی-اقتصادی-منطقه‌ای تبدیل شده است که در قالب نگرانی از تشدید بحران انرژی در صورت افزایش تنش در خلیج فارس، نگرانی از گسترش درگیری‌ها به مسیرهای تجاری و دریایی، فشار داخلی ناشی از مهاجرت و بی‌ثباتی منطقه‌ای و همچنین بروز هزینه­ های سیاسی ناشی از همراهی با سیاست های پرریسک بین المللی خود را نشان می دهد.

در این چارچوب، اروپا تلاش می‌کند حداقلی از کانال‌های دیپلماتیک را باز نگه دارد، حتی اگر این کانال‌ها الزاماً به توافق بزرگ منجر نشوند. نکته دیگر آنکه برخلاف تصور رایج، اروپا در قبال ایران یک بلوک یکپارچه نیست. اختلاف دیدگاه‌ها قابل توجه است: برخی کشورها (به‌ویژه در شمال و شرق اروپا) رویکرد نزدیک‌تری به آمریکا دارند که علت آن می تواند نیاز شدیدشان به تأمین منافع امنیتی-نظامی در فضای جنگ اوکراین و نگرانی از تسری این جنگ به کشورهایشان باشد. در واقع همسایگی با روسیه و تجربه جنگ سرد موجب چنین جهت گیری در این کشورها می شود.

در طرف دیگر، فرانسه معمولاً نقش دیپلماسی فعال و میانجی‌گرانه را پررنگ‌تر می‌بیند. آلمان بین فشار سیاسی و ملاحظات اقتصادی و انرژی در نوسان است. بریتانیا نیز بعد از برگزیت، بیشتر در مدار امنیتی آمریکا حرکت می‌کند، اما کاملاً هم همگرا نیست. این اختلافات باعث شده سیاست اروپا بیشتر به سمت مدیریت مسئله ایران به جای حل آن حرکت کند.

پس از تجربه برجام، اکنون اروپایی ها خواهان توافقات مرحله ای و مدیریت بحران هستند. تنش در خلیج فارس و از بین رفتن تجارت نفت و سوخت از این منطقه، این ضرورت برای آنها ایجاد کرد که آنچه در حال حاضر اهمیت دارد کنترل سطح تنش است تا بحران انرژی بیش از این گسترش پیدا نکند.

در واقع اروپا تلاش می کند در این مقطع علیرغم فشار شدید ترامپ برای همراهی آنها با محاصره دریایی علیه ایران، تصمیمات مستقل تری اتخاذ کند. این می تواند آزمون مهمی برای کسب استقلال سیاسی اروپا باشد که خود را در حفظ کانال های ارتباطی غیرعلنی، تأکید بر راه حل های دیپلماتیک به جای ازسرگیری جنگ و مخالفت با سناریوهای تشدید فشار نشان می دهد. اما نکته مهم این است که برای تداوم این استقلال، اروپا به توانمندی در حوزه نظامی نیاز دارد. وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا به ویژه در شرایطی که شرق اروپا خود را در معرض خطر از سوی روسیه می بیند، می تواند این روند را دچار خدشه کند.

مسئله دیگر آنکه اروپا در موضوعاتی مانند تحریم ها، مباحث منطقه ای و مالی-بانکی در قبال ایران هنوز از سیاست های آمریکا پیروی می کند. این هم به دلیل همان وابستگی اقتصادی اروپا به آمریکاست.

براین اساس اروپا در شرایط فعلی به دنبال جلوگیری از اتخاذ تصمیم های ناگهانی و تنش زا است. اروپایی ها همچنان خواهان بازگشت به روند مذاکراتی هستند و احتمالاً با هدف فشار بر تهران برای بازگشت به میز مذاکره طبق خواسته خودشان، تصمیم گرفتند دو قطعنامه ضد ایرانی تصویب کنند و اسنپ بک را فعال سازند. اما پیش بینی آنها درست درنیامد.

با توجه به این شرایط اروپا در میانه فشارهای سیاسی آمریکا و نگرانی های امنیتی منطقه ای و واقعیات اقتصادی قرار گرفته است. به همین دلیل ما شاهد رویکرد بینابینی اروپایی هستیم که نه تقابل کامل مانند آمریکا را پیش رو می گیرند و نه وارد همکاری با ایران می شوند مانند چین و روسیه.

این وضعیت باعث شده تهران همچنان بتواند کانال‌های ارتباطی خود با اروپا را حفظ کند؛ موضوعی که در دوره‌های تنش اهمیت زیادی دارد. با این کار امکان اجماع غربی از بین می رود، احتمال انزوای دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران منتفی می شود و فضا برای مانور روی مذاکرات باقی می ماند. هرچند که در بعد اقتصادی به جهت همراهی اروپا با آمریکا، کماکان همان فشارها و سختی ها علیه ایران پابرجاست.

بنابراین سیاست فعلی اروپا نه به معنای عادی‌سازی روابط با ایران است و نه بازگشت به فضای برجام بلکه نوعی تعادل محتاطانه است که می‌تواند برای جمهوری اسلامی همزمان فرصت دیپلماتیک و محدودیت اقتصادی ایجاد کند.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه