خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
آیا ایران و آمریکا به صورت «محدود» توافق خواهند کرد؟
پیشنهاد جدید جمهوری اسلامی ایران روز جمعه از طریق پاکستان به آمریکا منتقل شد. این ابتکار می تواند منتهی به توافق محدود بین طرفین شود هرچند که موانعی در این مسیر وجود دارد.
، پس از گذشت مهلت آتش بس دو هفته ای بدون آنکه این مهلت به صورت رسمی تمدید شود، و علیرغم یک دور نشست بدون نتیجه در اسلام آباد، گزارش ها و اخبار مختلف نشان می دهد همچنان مذاکرات با میانجیگری پاکستان در جریان است که البته بیشتر به صورت ارائه پیشنهاد و رایزنی غیرحضوری بوده است. در همین راستا روز جمعه رسانه های رسمی کشورمان خبر از ارائه پیشنهاد جدید ایران به آمریکا با وساطت پاکستان خبر دادند.
این موضوع بار دیگر گمانهزنیها درباره احتمال بازگشت به یک «توافق محدود» را تقویت کرده است؛ سناریویی که پیش از این نیز در مقاطع مختلف بهعنوان جایگزینی برای توافق جامع مطرح شده بود. خبر اعلام این پیشنهاد، از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد با وجود توقف مذاکرات رسمی، مسیر دیپلماسی همچنان فعال است. در چنین شرایطی، طرح دوباره ایده توافق محدود، نه بهعنوان یک انتخاب ایدهآل، بلکه بهعنوان راهکاری عملی برای مدیریت وضعیت موجود قابل تحلیل است. تجربه سالهای اخیر نشان داده است هرگاه دستیابی به یک توافق جامع دشوار شده، طرفین به سمت مدلهای مرحلهای و حداقلی حرکت کردهاند.
توافق محدود یا توافقی که مقدمه کار برای ورود به گفتگوهای جامع تر باشد، با هدف کاهش تنش و ایجاد فضای تنفس برای ادامه گفتوگوهاست. برخلاف توافق جامع که مستلزم حلوفصل بخش عمدهای از اختلافات است، در این مدل تمرکز بر نقاطی است که امکان توافق سریعتر درباره آنها وجود دارد. به همین دلیل، این گزینه معمولاً در شرایط بنبست یا بیاعتمادی بالا مطرح میشود.
با این حال اختلافات کلیدی همچنان پابرجاست: دامنه و نحوه رفع تحریمها، سطح و زمانبندی تعهدات هستهای، و مسئله تضمینها، مسئله پایان رسمی جنگ و همچنین موضوع تنگه هرمز. در این رابطه جمهوری اسلامی ایران رسماً اعلام کرده است فعلاً ورودی به بحث هسته ای نخواهد داشت مگر اینکه تحریم ها برداشته شود و جنگ به صورت رسمی خاتمه یابد. پس از آن می توان وارد موضوعات هسته ای شد.
در صورت دستیابی به توافق محدود می توان پیامدهای اقتصادی آن را شاهد باشیم. برداشتن تحریم ها از ابتدای مذاکرات در یکسال و نیم گذشته، هدف اصلی و نخست مذاکره کنندگان ایرانی بوده و بارها وزارت خارجه بر این امر تأکید داشته است. بنابراین، اگر پیشنهادی ارائه شده باشد، بهطور طبیعی باید شامل نوعی تسهیل در حوزه تحریمها باشد. این مسئله می توان اثر فوری بر قیمت ارز و طلا در بازار داخلی داشته باشد و از شدت تورم در اقتصاد ایران بکاهد.
در سوی مقابل، ترامپ با هدف ارائه دستاورد جنگ جهل روزه به افکار عمومی آمریکا خواهان رسیدن به توافقی است که در آن موضوع هسته ای هم طرح شده باشد. در این راستا ترامپ فشارهای زیادی به ایران وارد کرد از جمله آغاز محاصره دریایی، اولتیماتوم ها و هشدارهای در خصوص ازسرگیری حملات. اما تهران زیر بار این فشار نرفته است و کاملاً قطعی است که مقامات کشورمان از این موضع کوتاه نیایند.
بنابراین اکنون توپ در زمین ترامپ است. بسته ماندن تنگه هرمز اثرات زیادی بر اقتصاد دنیا گذاشته از لغو پروازها به دلیل کمبود سوخت جت، تا کاهش فعالیت بازارهای غذا و توریسم. تصاویر تجمعات روز جهانی کارگر که جمعه در کشورهای مختلف برگزار شد، نشان می داد کارگران معترض به فشارهای اقتصادی متأثر از جنگ با ایران، در حال آتش زدن تصاویر و مجسمه های ترامپ هستند.
از این رو رسیدن به توافق محدود و مقدمه ای می تواند از تشدید این بحران ها نیز بکاهد و ترامپ را از زیر فشارها خارج سازد. نکته دیگر اینکه منتقدان این رویکرد معتقدند چنین توافقهایی ممکن است صرفاً به تعویق انداختن بحران منجر شود، بدون آنکه اختلافات اصلی را برطرف کند. اما بررسی شرایط موجود نشان می دهد بهترین و ممکن ترین گزینه برای آمریکا پذیرش ورود به مذاکرات محدود است.
اعلام پیشنهاد جدید از سوی ایران را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. حتی اگر این پیشنهاد بهطور مستقیم به توافقی منجر نشود، میتواند زمینهساز گفتوگوهای بیشتر و سنجش مواضع طرف مقابل باشد. خاتمه دادن به شرایط نه جنگ نه صلح از این مسیر امکان پذیر است. در نهایت در یکی دو روز آینده وضعیت این بسته پیشنهادی نیز مشخص خواهد شد. پس از آن ترامپ باید پاسخگو دنیا باشد که بسته ماندن تنگه هرمز اکنون بیش از هر موضوعی به مردم جهان مستقیم و غیرمستقیم فشار وارد می کند.
ارسال نظر