تفنگ من، قلم من است؛ سراب آزادی با طعم خون!
یک ماه از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به کمک اسپانسرهای منطقه ای خود به کشور عزیزمان میگذرد و در این مدت بارها تصمیم بر نگارش یادداشت گرفته ام ولی وظیفه اطلاعرسانی و تسهیل برای رسانه ها این امکان را از بنده سلب کرده است.
اما امروز خطاب من همکاران و همراهان خودم و قلم به دستانی است که در مدت اخیر به هر نحو در صحنه بوده و با همه انتقادها و دلخوری های خود برای وطن قلم زده یا تولید محتوا کرده اند.
یک روز همه ما خواهیم رفت، توسط عزرائیل ولی خدا کند وقتی میرویم سرافزار باشیم و نه سرافکنده. بنده بارها عزرائیل را زیارت کرده و قسمت نبوده که بتواند وظیفه خود را انجام دهد ولی هر بار بیشتر از دیروز بنده به وظیفه خود آگاهتر شده ام، که باید جنگید و مبارزه کرد با عزرائیل و به خصوص با اسرائیل که با همراه کردن آمریکا و برخی از کشورهای منطقه به نام بشر مشغول کشتن بشر است.
در بیست سال گذشته به خاطر لطف تومورهای انسانی به خود و حذف امثال بنده توسط مدعیان عدالت و دین و مذهب و.... بارها و بارها چشمانم خیس شده و قاعدتا امروز هیچ تعلقی به کارگزاران و افراد و مدیران نظام و حکومت نباید داشته باشم، ولی مگر میشود به تجاوز به خانه و خاکت بی تفاوت بود؟
اگر من روزنامه نگار جنایات مدرسه میناب و ورزشگاه لامرد و کشتن افراد بیگناه را ببینم و کماکان بی تفاوت باشم نباید نام انسان را برخود بگذارم و وجدان و شرف انسانی را چه میشود.
پس توصیه بنده خطاب به آن دسته زیادی از افرادی است که بدون اینکه مدعی چیزی باشند شب و روز مشغول نوشتن و ثبت قاب هایی از جنایت های جنگی و حضور در صحنه های مردمی هستند.
برادر و خواهر من بدانید و آگاه باشید هیچ کسی و گروهی و جناحی بابت کاری که شما این روزها انجام میدهید نه حکمی و نه مدالی و نه جایگاهی به شما نمیدهند و نیک آگاه باشید که فردای پیروزی دیر آمدگانی که میخواهند زود بروند و این روزها در سایه هستند قیافه گرفته و از هر طیف سیاسی و فکری که باشند جوری رفتار می کنند که انگار همه کارهای رسانه ای را آنها انجام داده اند ولی شما محکم مثل قبل کار خود را انجام دهید که علاج در وطن است، باقی لب و دهن است.
قلم و دوربین ما یک تفنگ است و در این جنگ نابرابر در حد توان وظیفه و مسؤولیت خویش را انجام داده و انشالله آنکه باید ببیند میبیند.
این روزها همه ما با هر تفکر و دیدگاهی یک هدف داریم و آن وطن است، دعواها و رقابت های سیاسی و صنفی و گروهی باشد برای وقتی دیگر.
در جنگی که رسانه های فارسی زبان خارجی اتاق جنگ دشمن هستند بواقع در خدمت دشمن و علیه مردم خود هستند، و با سراب آزادی ولی با طعم خون به کار خود مشغول هستند کسی به ما حقوق دلاری و سیم کارت سفید و سیاه و امکانات و پشتیبانی های آنچنانی نمی دهد ولی تخصص ما و وطن پرستی ماست که بر هر چیز پیروز است.
شاید عزیزی از من پویا محسنی خوشش نیایید ولی به خاطر هدفی بزرگتر امثال من کوچک را تحمل کند چرا که؛ ما زندهایم مثل امید، این چند روزه را دشمنان، بر کشتن افتخار کنند. علاج در وطن است، دنیا فقط لب و دهن است. خدا مراقب ماست جز خیر ما ندید و نخواست، آری خدا در همه جاست.
پویا محسنی، کارشناس رسانه در حوزه سیاسی و عضو شورای اطلاعرسانی استان فارس
ارسال نظر