وزیر علوم در اختتامیه جشنواره بینالمللی فارابی:
برای آبادانی نیازمند فهم مشترک و امید هستیم
آیین اختتامیه شانزدهمین جشنواره بینالمللی فارابی با حضور رئیسجمهور پزشکیان و وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در دانشگاه تهران برگزار شد.
، سخنرانی حسین سیمایی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، در اختتامیه شانزدهمین جشنواره بینالمللی فارابی به شرح زیر است:
« بسمالله الرحمن الرحیم
یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَن یَشَاءُ ۚ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا ۗ وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ.
امروز ایران عزیز بیش از هر زمان دیگر نیازمند، همدردی، امید انسجام و توسعه است. موضوع توسعه «انسان» است نه «اشیا». انسان با همه نیازها، علایق و ارزشهای گوناگون و متکثر؛ و چه زیانبار است رویکردهای تکبعدی که توسعه را صرفاً در اعداد شاخصها و مثبتشدن آمار خلاصه میکنند و به لایههای، فرهنگی، اجتماعی و انسانی آن توجه نمیکنند.
ما سالهاست که در مناقشه تقدموتأخر توسعه اقتصادی یا سیاسی و در دوگانه عدالت یا آزادی از آبادانی جا ماندهایم. برای آبادانی نیازمند فهم مشترک و امید هستیم؛ امید با حکمرانی علمی و اصلاح خطاها به سود ذینفع اصلی سیاستها یعنی مردم - به وجود میآید. با گامهای مؤثر در اصلاح حکمرانی و با عذرخواهی صادقانه و عملی میتوان همه را در همبستگی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب قیمتیترین چیزهاست، شریک ساخت.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در نامه خود به مالک اشتر میفرمایند:« وَإِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّةُ بِکَ حَیْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ، وَاعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ» یعنی اگر مردم گمان ستم درباره تو بردند، عذر خود را آشکارا بیان کن تا سوءظن آنان به تو برطرف شود.
«فَإِنَّ فِی ذَلِکَ رِیَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ، وَ رِفْقاً بِرَعِیَّتِکَ، وَإِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِیمِهِمْ عَلَی الْحَقِّ.» یعنی این توضیح و شفافیت هم ریاضت نفس است برای تو و هم مهر و مدارا با مردم است. این عذرخواهی و شفافسازی تو را به هدفت که سوقدادن مردم به حقیقت است، یاری میرساند.
جالب است که امام (ع) از واژه «اصحار» استفاده کرده که به معنای آشکارکردن چیزی مانند یک صحرای باز و بدون پرده است. این تعبیر نشاندهنده عمق شفافیتی است که یک حاکم باید در برابر مردم داشته باشد. بر اساس این فرمان، صرفاً درست «عملکردن» کافی نیست. پاسخدهی به افکار عمومی نیز وظیفه اوست. حتی حرکت به سمت حقیقت و عدالت بدون قناعت وجدان مردم - بر طبق این بیان شریف ممکن نیست.
جناب آقای رئیس جمهور! رخدادهایی چون تجاوز ظالمانه رژیم صهیونیستی همبستگیآفرین بوده است؛ زیرا حس تعلّق جمعی را زنده و تقویت کرد. اکنون با تصمیمهای مؤثر و سیاستهای فراگیر که همه ایرانیان با هر نژاد، زبان، فکر، سلیقه و عقیده را دربر بگیرد، میتوان آن همبستگی را تداوم بخشید. همه نهادهای قدرت باید نشان دهند که ایران خانه مشترک همه ماست؛ با همه تنوعهای فرهنگی و عقیدتی. اگر میخواهیم همه پای کار ایران بیایند راه آن است که هیچ گروهی «احساس طردشدگی» نکند و خود را سهیم در آبادانی بداند.
مهمانان ارجمند! به تعبیر یکی از اندیشمندان برجسته علومانسانی که دور از وطن است: باید از گذشتهگرایی دست برداریم. نباید اسیر گذشته شد. گروهی خام خیالاندیش سعی کردند تا با نوستالژیسازی و اسطورهپردازی از گذشته و با تحریف و البته با سوءاستفاده از برخی ناکامیهای موجود نسل جوان را در حسرت گذشته فروبرند.
علومانسانی به ما میآموزد اگر تاریخ را نه با حسرت و نه با نفرت، بلکه منصفانه - با همه قوتها و ضعفها - روایت، کنیم مجالی برای اسطورهسازیهای تحریفآمیز باقی نمیماند.
جناب آقای رئیسجمهور! باید به یافتههای علمی - و نه سفارشی - تن داد. باید همه صداها را شنید سیاستگذاری بدون شنیدن، به حدسزدن تبدیل میشود و حدسزدن برای اداره جامعه راهزن است. وای بر صداهایی که شنیده نشوند.
آقای رئیسجمهور! مأموریت جنابعالی به وزارت علوم و دانشگاهها برای بررسی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و ارائه راهکار به دولت اعتقادی از همین جنس است. دولت میتوانست صرفاً به گزارشهای اجرایی نهادهای دخیل و سازمانهای وابسته به خود بسنده کند اما به نهاد «علم» مسئولیت داد. هنگامی که برای فهم یک پدیده اجتماعی پیچیده و ذو ابعاد نهاد «علم» بهعنوان مرجع شود، در واقع تصمیم گرفته میشود که کشور با واقعیتهای موجود و درونی خود گفتوگو کند. نه آنکه صرفاً پیامدهای آن را مدیریت کند. این رویکرد، حاکی از بلوغ در حکمرانی است که معضل اصلی از نظر او مدیریت رویداد نیست، شناخت فرایند است.
اعتراض را اگر صرفاً رخدادی در خیابان ببینیم، ناچار با آن همچون یک حادثه برخورد خواهیم کرد؛ در این صورت بعد از مهار حادثه، گزارشها نوشته شده و پرونده بسته میشود تا روزی دیگر و حادثهای دیگر. اما اعتراض در ذات خود یک «نشانه» است؛ نشانهای از یک فرایند در مناسبات اجتماعی و علم نشانهشناس آگاه و امین است. باید به نشانهشناسی و درمانگری او اعتماد کرد و در عمل هم التزام داد، و الا حادثهها در پی یکدیگر تکرار خواهند شد. گرچه در حادثه اخیر توطئه دشمن بدسرشت و بدخواهی معاندان کینهتوز بیش از هر زمان دیگری آشکار و علنی بود؛ اما لایههای گوناگون حادثه را باید از یکدیگر تفکیک کرد تا نشانهها گم نشوند و درمان به انحراف کشیده نشود.
اعتراض زمانی به بحران تبدیل میشود که جامعه زبان مشترک برای بیان اختلافات نداشته باشد؛ علم میتواند این زبان مشترک را فراهم کند وظیفه دانشگاه در این مأموریت فهم و پیشنهاد است نه داوری و توجه دعا و ورد زبان نهاد دانشگاه این روزها چنین است.
إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ ۚ وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ ۚ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ»
ارسال نظر