به بهانه تولید و پخش یک مستند موبایلی

یک مستند موبایلی کوتاه سکوهای امن افغنستان نکات بسیاری برای توجه به اشتراکات و بازار فرهنگی مناسبی که در افغانستان برای ایران وجود دارد، را به نمایش می گذارد.

سرویس فرهنگی خبرگزاری موج، محمدصالح حجت الاسلامی: دو سال پیش در بخش بازار جشنواره جهانی فیلم فجر، با یکی از افراد حاضر در غرفه افغانستان در مورد سینمای آن کشور و تعامل فرهنگی ایرانیان با آنها صحبت می کردم. وی که بیشتر یک فعال اقتصادی و البته فردی مطلع نسبت به آنچه که از او پرسیدم بود، به نکات جالبی اشاره کرد و معتقد بود گرچه سینمای ایران در منطقه تقریبا بی رقیب است اما در عرصه سریال سازی نتوانسته آنچنان که باید و شاید جایی برای خود باز کند و به جز چند اثری که در راسشان سریال یوسف پیامبر اثر مرحوم سلحشور است، کار پر مخاطب دیگری عرضه نکرده است. مانند همین حرف ها را از یک کارگردان عراقی هم شنیده بودم.

آن مرد افغانستانی نکته دیگری هم گفت و آن این بود که نزدیک به سیصد کانال ماهواره ای در افغانستان دریافت می شود که تنها سه چهار تا از آنها به شیعیان تعلق دارد؛ اما هزینه همه آنها توسط ترکیه تامین می شود!

وی بعد از همه این مقدمات تصریح کرد: اما هیچکدام از این سرمایه گذاری ها بی پاسخ نمانده است چرا که به رغم نزدیکی راه و در نتیجه کم هزینه بودن ترانزیت، نزدیکی فرهنگی بیشتر مابین شهروندان افغانستانی و ایرانیان، روابط حسنه بیشتر این دو ملت با هم، مرغوبیت بسیاری از کالاهای ایرانی بویژه در حوزه مواد غذایی، اما این ترکیه است که صادرات بیشتری به اینجا دارد و بازار افغانستان به محصولات ترک روی خوش بیشتری نشان می دهد که همه به دلیل حس خوب و نزدیکی است که توسط همان ماهواره ها و سریال ها برای مخاطبان ایجاد شده است. به عنوان مثال تنها سود حاصل از صادرات و فروش دستبند مشهور کاراکتر سریال حریم سلطان تقریبا معادل همه هزینه ای که برای این کانال های ماهواره ای می شود برآورد شده است!

به همه این موارد اشاره کردم تا برسم به فیلم مستند موبایلی « سکوهای امن افغانستان » که توسط یک مستند ساز جوان که سابقه مدیریت شبکه مستند سیما و همینطور یک سایت خبری ورزشی را هم دارد که با پیش تولیدی در حد صفر و تنها توسط یک گوشی موبایل ساخته شده است؛ اما در زمان اندک خود، اطلاعات وسیعی را به مخاطب منتقل می کند.

در فیلم امیر تاجیک، از سبک زندگی بخشی از شهروندان افغانستانی اطلاعاتی را کسب می کنیم. همانطور که متوجه می شویم هنوز این کشور در شرایط سختی سر می کند. می بینیم که بناهای مرتفع در پایتخت این کشور زیاد نیست و ظاهرا هوای پاکیزه ای دارد گرچه ترافیک هم کم نیست. دلار فروش ها در کنار خیابان مشغولند و می توان زمرد را کیلویی معامله کرد. قیمت گوشت کمی از ایران ارزانتر است و ... از همه جذاب تر این است که در کشوری دیگر هم زبانان زیاد داریم. 

تاکیدم بر هم زبانی (که از نظر بسیاری از افراد اطلاعات جدیدی نیست) دیدن سهولت برقراری ارتباط و نه تنها تصورش است. ما در این فیلم می بینیم که اگر در همه دنیا، زبان بین المللی باعث شده تا بسیاری از روابط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی شکل بگیرد و حتی به مثابه دریچه ای برای ورود به کشورهای غیر انگلیسی یا فرانسوی زبان شود؛ یا اینکه عرب زبان بودن وحدتی را برای تعدادی از کشورها بوجود آورده است، ما هم در اطراف خود و در اقصی نقاط دنیا می توانیم بر همزبانی خود با مردم کشورهای دیگر حساب کنیم. 

در این فیلم که هیچ ادعای هنری خاصی ندارد، اما بوضوح می بینیم که همزبانان ما از پیگیری مسابقات و برنامه های ورزشی ما لذت می برند و برایشان اهمیت پیدا می کند؛ همانطور که رقابت تیم های بزرگ جزیره برای بسیاری از افراد در کشور ما و نقاط دیگر جهان جذاب و مهم است. می بینیم که سریال ها و فیلم های ما طرفدار دارد و حتی یکی از نکات جالبی که در فیلم بود، این بود که می بینیم یکی از گزارشگر افغانستانی فوتبال، نام شاعران ایران و شعرهایشان را احتمالا بهتر از خیلی از ایرانیان می داند و این عشق به ایران و فرهنگ ایرانی را در جای جای این کشور می توان دید. حتی در صحنه ای در ترافیک خیابان، شعر یکی از شاعران ایرانی پشت شیشه عقب اتومبیلی نوشته شده است.

بنابراین اگر هوشیار باشیم به خوبی می دانیم که قطعا دیالوگ های شیرین فارسی برای چنین مخاطبی می تواند جذاب تر از گفت و گو های ترجمه شده ترکیه ای باشد؛ و متوجه می شویم که حتی نزدیکی تقید دینی شاید امتیازی باشد برای محصولات فرهنگی ما به نسبت سریال های ترکیه ای و کره ای و غربی.

تماشای فیلم تاجیک این فرصت را می دهد تا در فضایی صمیمی و بی غل و غش، به لذت حسن رابطه بیندیشیم در حالی که البته این همه ماجرا نیست. فضای موجود در هر دو کشور می تواند به سرعت دچار سوء تفاهم شود و یا بازیگرانی وارد صحنه آن شوند که این حسن ظن را از بین برند اما به هرحال فیلم کوتاه و دوستانه امیرتاجیک، گوشه کوچکی از گستردگی ایران فرهنگی است. سرزمینی کهن و گسترده که اشتراکات فرهنگی بسیار و همزبانی مردمانش بستر مناسبی برای همدلی را پیش رو قرار می دهد.

ما در دانشگاه ها و در رشته هایی همچون علوم ارتباطات خوانده ایم که سریع ترین راه نفوذ به قلوب و افکار مردمان یک کشور از طریق تعاملات فرهنگی است. در این فیلم کوتاه می بینیم که همین حالا ایران و فرهنگ و تاریخش در قلوب و اذهان مردم افغانستان سیطره دارد. قرار نیست همیشه این کشور ناامن باشد، منتهی سیاست گذاران فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران و تولیدکنندگان محتوا ا زهم اکنون باید آماده باشند که روزی که جنگ های داخلی و ناامنی در این کشور تمام شد، حرفی برای گفتن داشته باشند.

قطعا بخش خصوصی با حمایت قانون گذاران و زمینه سازان دولتی می توانند به بازار بزرگی برای تعاملات فرهنگی و به تبع مبادلات تجاری و اقتصادی بیندیشند و برایش برنامه ریزی کنند.

آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها