اهالی رسانه و سینما به کارگردان جوانی که نه به حیثیت و عزت ملی و نه به جایگاه جشنواره و داورانش رحم نکرد، واکنش نشان دادند.

محمدصالح حجت الاسلامی- سرویس فرهنگی خبرگزاری موج: سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر در حالی برگزار شد که طبق معمول این نوع مراسم حواشی متنوعی اشت. شاید به راحتی و بر حسب عادت از بسیاری از این حواشی مختلف و متنوع مراسم اختتامیه بتوان عبور کرد اما یکی از این قاعده مستثنی است.

همایون غنی زاده کارگردان جوانی که از عالم تئاتر به سینما آمده بود تا در این دوره اولین تجربه سینماییش را به بوته نقد و امتحان بسپارد. گرچه علاقه این هنرمند به عالم سینما و هیاهوی سینما گران پیش از این در کارهای تئاتری او هم به چشم آمده بود و شاید با اجرای کالیگولا که از هنرمندانی همچون رامبد جوان و صابر ابر بهره می برد، یکی از اولین آثار تئاتری بود که در موج نوی تئاتر ایران، با بهره گیری از سلبریتی های سینمایی و تلویزیونی به دنبال رونق اقتصادی فعالیت های تئاتری بود و همان زمان هم حواشی زیادی ایجاد کرد.

اما این بار تلاش کارگردان مسخره باز، که در افواه منتقدانش به مسخره بازی این کارگردان فیلم اولی نامگذاری شد، حرکتی نسنجیده به سمت چهره شدن و احتمالا وایرال شدن بود که خیلی ها را به یاد داستان مشهور برادر حاتم طایی انداخت.

این حرکت به زعم نگارنده از پیش طراحی شده و منطبق یا تحت تاثیر نام و فضای فیلم سینمایی مسخره باز بود، دو بخش و هر کدام هم دو بخش داشت. در بخش اول با اطلاع از احتمال کسب تنها سیمرغ بخش نگاه نو، که برای احیای آن تلاش بسیاری صورت گرفته بود، این کارگردان، شهروند افغانستانی را با خود به سالن همایش های برج میلاد، محل برگزاری مراسم اختتامیه، آورد تا پس از اعلام نامش، به رغم حضور در سالن، این کارگر ساده را به همراه متن مکتوبی روانه استیج کند. این متن مکتوب دو بخش داشت، یکی از قول این شهروند افغانی و دیگری پیام همایون غنی زاده خطاب به هیات داوران سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر.

در بخش اول که طعمی انسان دوستانه داشت، صحبت از مشکلات مهاجران افغانستانی به میان آمد، مسئله ای که البته چند سالی است مد نظر برخی هنرمندان قرار گرفته است و صد البته جای تامل دارد. اما در عین حال به ناگاه، با یک چرخش و لفاظی، وضعیت ایران و ایرانیان عزیز را همسان  و یا حتی بدتر از وضعیت دشوار مهاجران افغانستانی توصیف کرد و با نگاهی از سر ترحم به بهانه قدردانی از سالها میزبانی ایرانیان از شهروندان جنگ زده افغانستانی، برای ایران آرزوی عبور از مشکلات را کرد!

پس از آن نوبت به پیام کارگردان خودشیفته تازه وارد شد که لب به گلایه بگشاید و از ناکامی اش در تزریق نگاه جدیدی به جشنواره سخن گفته و بنابر این عدم توفیق، خبر از امتناع از پذیرش جایزه توسط او بگوید. رفتار سخیفی که نیت خوب داوران جشنواره برای پذیرش جسارت یک کارگردان در استفاده اغراق آمیز تکنیک در سینما را، با سردی هر چه تمام تر پاسخ گفت.

دیری نپایید که این کارگردان، پس از برخورد حرفه ای استاد علی نصیریان با این جشنواره و سیمرغش، و به دنبال قرائت نام فیلمش به عنوان برگزیده گروه هنر و تجربه، به سمت سن روانه شد. بازهم در ابتدا جایزه اش را از دست یکی از داوران نگرفت و بلافاصله پشت میکروفون قرار گرفت تا از دلایل عدم دوست داشت داشتن سیمرغ اول و اشتیاقش به دریافت سیمرغ دوم سخن بگوید. حتی با نوعی فخر فروش غصه اش بگیرد که چهل سال گذشته تا علی نصریان یک سیمرغ نقش مکمل بگیرد و اما او  با یک اثر و در یک شب دو سیمرغ بگیرد!

در پایان این مراسم و در محوطه برج میلاد، همایون غنی زاده در گپ و گفتی که مصاحبه نبود، به خبرنگار موج در مواجهه با پرسشی مبنی بر اینکه منتظر چه تغییر نگاهی بودید در حالیکه داوران در مقایسه با سایر آثار به فیلم سینمایی مسخره باز سیمرغ دادند و همه آثار راه یافته با جشنواره پیش از دیدن این فیلم ساخته شده اند و اگر قرار بر تاثیر پذیری هم باشد باید از چند ماه دیگر این اثرات در تولیدات جدید دیده شود، پاسخ خاصی نداد و تنها گفت: شاید حق با شما باشد اما من فقط نظرم را گفتم!

ما به اثر سیمرغ دادیم نه رفتار کارگردان

این رفتار ناشایست به مذاق اهالی رسانه و منتقدان و سینماگران خوش نیامد. مازیار میری در واکنش به این کار در گفت و گو با برنامه هفت از این رفتار ابراز تاسف کرد و گفت: چیزهای بسیاری هست که می تواند به سینمای ایران صدمه بزند و ما باید از آن مراقبت کنیم.

وی این رفتار را عجیب خواند و گفت: تا به حال چنین چیزی سابقه نداشته است.

میری تاکید کرد: اگر اطلاع داشت که این کارگردان چنین رفتاری خواهد داشت باز هم به او این سیمرغ را می دادند چرا که آنها اثر را قضاوت کرده اند نه رفتار یک فرد را.

این رفتار اصلا زیبنده سینمای ما نیست

پژمان لشکری پور، تهیه‌کننده و منتقد سینما نیز در برنامه هفت درباره این اتفاق گفت: ما امشب صحنه‌های غیر حرفه‌ای دیدیم. عزیزی که جایزه بخش نگاه نو رو نپذیرفت کار درستی انجام نداد یعنی آیین نامه جشنواره را نخوانده است. این رفتار اصلا زیبنده سینمای ما نیست.

مارلون براندو سرکوب سرخپوستان را نقد کرد

محمد تقی فهیم منتقد شناخته شده سینما هم در این راطه در فضای مجازی نوشت: همایون غنی زاده به تقلید از مارلون براندو جایزه بخش نگاه نو رانپذیرفت و به جای خودش یک افغانستانی را روی صحنه اختتامیه فرستاد تا نامه بخواند. تفاوت اقدام براندو که تحسین جهان را به دنبال داشت و در حافظه تاریخ ثبت شد این است که سرخپوست ها در امریکا سرکوب و حقوق آنان تضییع شده بود و مجسمه اسکار به عنوان نماد سرمایه داری و نظامی گری مورد نقد بود (و هست)، ولی افغانستانی ها در ایران مورد حمایت و محترم هستند. معلوم نیست غنی زاده چرا دست به چنین اقدامی زده است. آیا او با اشغال افغانستان توسط امریکا مخالف است؟ آیا...

شب خوب غنی زاده نبود

در میزگرد بررسی برگزیدگان سی‌وهفتمین جشنواره فیلم فجر از نگاه رسانه‌ها در برنامه سینمایی هفت هم محمدرضا شفیعی سردبیر روزنامه صبا  گفت: برخورد کارگردانی که امسال سیمرغ نگاه نو را دریافت کرد عجیب بود. آداب رعایت کردن قوانین جشنواره کار سختی نیست. سیمرغ درستی بود، ولی برخورد کارگردان اشتباه بود.

آرش خوشخو سردبیر روزنامه هفت‌صبح  هم درباره سیمرغ بهترین فیلم اول گفت: غنی زاده شب خوبش نبود. چون در عالم تئاتر یک مسعود فراستی حضور ندارد تا همه را به طور جدی نقد کند، چهره‌های تئاتری یک خودپسندی عجیب همراه خود دارند. آمده بود خبرسازی کند، ولی نتوانست.

مهرزاد دانش، عضو هیأت داوران سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر در واکنش به نپذیرفتن جایزه بخش «نگاه نو» این جشنواره از سوی کارگردان «مسخره‌باز»، این کار را رونمایی از میزان شعور اجتماعی او قلمداد کرد.

واکنش داور جشنواره فیلم فجر به رفتار دیشب کارگردان مسخره‌باز

در این میان مهرزاد دانش ، عضو هیأت داوران جشنواره و کسی که دومین سیمرغ را به همایون غنی زاده اهدا کرد در ویکی از تندترین واکنش ها، در کانال شخصی‌اش نوشت: به دبیرخانه جشنواره فیلم فجر پیشنهاد می‌کنم قوانینی تدوین شود که بر اساس آن، افرادی که از گرفتن جوایزشان، بدون دلیل، امتناع می‌کنند، در دوره‌های بعد حق شرکت در این مناسبت را نداشته باشند. لوس‌بازی زننده جوانک تازه‌کاری با رفتارهای تهوع‌آور متظاهرانه‌اش در ادا درآوردن کژفهمانه از براندوی بزرگ و پذیرش/ عدم پذیرش ادواری جایزه‌اش، از میزان شعور اجتماعی‌اش رونمایی‌ای جانانه به عمل آورد، نشان داد این جایگاه نیاز به مراقبت بیش‌تر دارد.

واکنش رضا رشیدپور در حالا خورشید

رضا رشیدپور هم در برنامه حالا خورشید گفت: شاید برای اولین بار بود که کارشناسان و رزونامه نگاران با اعتراض کنندگان خیلی زاویه داشتند. عموما وقتی اعتراضی در جشنواره ها مطرح میشد، خبرنگاران، کارشناسان، منتقدان و تحلیلگران همسو میشدند و به یک پروپاگاندای درست و درمان تبدیل میشد اما جزء معدود دفعاتی بود که هرچه در پایان شب گذشته صفحات مجازی منتقدان و روزنامه نگارلان را جستجو کردم دیدم که با دو سه مورد اعتراضی رخ داده در مراسم اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر با اخم و تخم برخورد کرده اند. عموما هم کارشناسان نوشته بودند که وقتی در یک جشنواره ای شرکت می کنیم، یعنی قواعد آداب، قوانین، اصول و سیمرغ های (جوایز) آن جشنواره را پذیرفتیم و فیلممان را تقدیمشان می کنیم و گفتیم که اثرمان را ارزیابی کنید. وقتی که این ارزیابی انجام شد و به یک نتیجه ای رسید، منتقدان و روزنامه نگاران واکنش های عجیب و غریب را اصلا برنتافتند. یعنی حداقل من نمونه ای ندیدم که گفته باشند فلانی دمش گرم که این کار را کرد و بعد هم پشیمان شد و سیمرغ بعدی را گرفت!

‌ منتقدان، چهره‌ها و رسانه‌های دیگری نیز نسبت به این حرکت کارگردان فیلم مسخره‌باز واکنش نشان داده‌اند. پوریا ذوالفقاری در این باره گفته است: این حرکت نامش اعتراض نیست و مسخره‌بازی است.

و اما چند سوال...

به هر حال هر چه بود، گذشت. کاش این کارگردان تازه کار در عرصه سینما به محتوای نشستی که در 24 ساعت پیش از مراسم اختتامیه برگزار شده بود نگاهی می انداخت و رفتار جوانی از هم نسلان خود را می دید. جواد عزتی هنرمند محبوب و توانایی که در پاسخ به سوالی مبنی بر احتمال عدم دریافت سیمرغ این دوره گفت: من اهل واکنش نیستم و اگر جایزه ای هم دریافت نکنم هیچ واکنشی از من نخواهید دید. امروز این بازیگر سینما و تلویزیون قطعا محبوب تر هم شده 

این رویداد هم به پایان رسید و حواشی اش هم به فراموشی سپرده خواهد شد، اما کماکان چند سوال باقی است؛ اول اینکه آیا جشنواره ای با این قدمت هنوز از داشتن یک پروتوکل اجرایی محروم است و آیا هر فردی با هر جایگاهی امکان حضور در پشت تریبونش را دارد تا هر آنچه که می خواهد بگوید.

آیا سینماگران ما داشته ای مهمتر از جشنواره فیلم فجر دارند که به راحتی به آن می تازند و اعتبارش را بارها و به انحاء مختلف زیر سوال می برند؟

در کدام جشنواره معتبر دیگر، آن چنان که باید و شاید زحمات ایشان در سینمای ملی و متمایز ایران دیده می شود که اینقدر به سادگی از اعتبار آن به نفع منافع کوچک شخصی هزینه می کنند؟

چرا شایعه پراکنی برای این رویداد بزرگ فرهنگی مایه سرافکندگی نیست که از انصراف از حضور در آن در حالیکه حتی ثبت نام کاملی از طرف فیلمساز صورت نگرفته تا سَبُک کردن رای هیات داوران و نگرفتن جایزه اش، به عنوان افتخاری برای سینماگران به حساب می آید؟

آیا چنین چیزی در هیچ کجای دنیا سابقه دارد یا اینکه تنها هنر ما در نوآوری تخریب سرمایه های ملی مان است؟

قطعا سه گروه هنرمندان، مدیران و اصحاب رسانه، باید پاسخگوی سهم خود در شکل گیری چنین رفتاری باشند.