خبرگزاری موج مازندران گزارش می دهد:
شهردار برود؛ مسئولیت شورای شهر کجای ماجراست؟
از بودجه و پروژهها تا پسماند و آبهای سطحی؛ چرا همه مشکلات ساری به نام شهردار نوشته میشود؟مطالبات و چالشهای متراکم مرکز استان نشان میدهد پایان کار یک مدیر، رافع مسئولیتهای نظارتی، برنامهریزی و پاسخگویی اعضای شورا در قبال وضعیت موجود شهر نخواهد بود.
،برکناری شهردار ساری با رأی اعضای شورای شهر، یک تصمیم قانونی و در چارچوب اختیارات شورا است؛ اما پایان کار یک شهردار، پایان مسئولیت مدیریت شهری نیست و حالا که سیدحسن احمدی را اعضای شورا می خواهند تا از سمت شهردار ساری کنار برود، یک پرسش جدیتر پیش روی افکار عمومی قرار گرفته است؛ اگر مشکلات شهر حاصل عملکرد مدیریت شهری بوده، پس سهم شورای شهر در این میان چیست؟
شورای اسلامی شهر صرفاً نهادی برای انتخاب شهردار و سپس استیضاح یا برکناری او نیست و شورا در طول دوره فعالیت خود درباره بودجه، برنامههای شهری، درآمدها، اولویتهای عمرانی، مصوبات و نحوه اداره شهر تصمیم میگیرد و وظیفه نظارت بر عملکرد شهرداری را نیز بر عهده دارد و از همین رو، وقتی فهرستی بلند از مشکلات شهری در جریان استیضاح شهردار مطرح میشود، طبیعی است که افکار عمومی تنها درباره عملکرد شهردار سؤال نکند؛ بلکه بخواهد بداند شورا در طول این مدت چه کرده است؟
استیضاح؛ پایان مسئولیت یا آغاز پاسخگویی؟
در روزهای اخیر، موضوعاتی همچون مدیریت شهری، اجرای مصوبات شورا، پروژههای عمرانی، آبهای سطحی، وضعیت پسماند، نیروی انسانی، درآمدهای شهرداری، فضای سبز، حملونقل و برخی دیگر از مسائل شهری به عنوان محورهای انتقادی نسبت به عملکرد شهردار مطرح شده است و اگر این موارد واقعاً مشکلات جدی شهر بودهاند، سؤال مهم این است که شورا از چه زمانی از آنها اطلاع داشته است؟
_اگر مصوبات شورا اجرا نشده، ابزارهای نظارتی شورا در این مدت چه بوده است؟
_اگر پروژهها با کندی مواجه بودهاند، آیا شورا گزارش مستمر از روند اجرای آنها دریافت کرده است؟
_اگر وضعیت درآمدی شهرداری با مشکل روبهرو بوده، آیا این موضوع در بررسی و تصویب بودجه و برنامههای مالی شهر مورد توجه قرار نگرفته است؟
و اگر ضعف مدیریتی شهردار به اندازهای بوده که نهایتاً به استیضاح منجر شده، چرا این ضعف در ماهها و حتی مقاطع پیش از آن از طریق نظارت مستمر شورا اصلاح نشد؟
و این پرسشها به معنای نادیده گرفتن مسئولیت شهردار نیست؛ بلکه به معنای آن است که مدیریت شهری یک رابطه یکطرفه نیست.
شهر با رفتن یک مدیر، مسئلهاش حل نمیشود
یکی از مهمترین نکاتی که نباید در فضای پس از برکناری شهردار فراموش شود، تفاوت میان مسئولیت اجرایی شهرداری و مسئولیت نظارتی و تصمیمگیری شورا است و شهرداری دستگاه اجرایی شهر است و طبیعتاً شهردار باید درباره عملکرد مجموعه تحت مدیریت خود پاسخگو باشد؛ اما شورا نیز نمیتواند صرفاً پس از بروز مشکل وارد میدان شود و با استیضاح شهردار، پرونده را مختومه تلقی کند.
آبگرفتگی معابر، مشکلات پسماند، حملونقل عمومی، پروژههای نیمهتمام، منابع مالی و وضعیت خدمات شهری، مسائلی نیستند که یکشبه ایجاد شده باشند و الزاماً با تغییر یک مدیر نیز از بین بروند.
باران ممکن است ضعف آبهای سطحی را آشکار کند، اما باران این ضعف را یکشبه ایجاد نمیکند و همین منطق درباره بسیاری از مسائل شهری نیز صادق است و اگر یک مشکل ریشهدار است، باید ریشه آن بررسی شود؛ نه اینکه صرفاً آخرین مدیر حاضر در ساختمان شهرداری، تمام بار مشکلات گذشته و حال را به دوش بکشد.
و یکی از جدیترین مطالبات افکار عمومی از شورای شهر ساری، ارائه یک گزارش روشن از عملکرد نظارتی آن در دوره اخیر است و مردم حق دارند بدانند شورا در برابر مشکلاتی که امروز به عنوان محورهای استیضاح مطرح شدهاند، چه اقداماتی انجام داده است.
_چند بار درباره اجرای مصوبات به شهرداری تذکر داده شد؟
_چه تعداد گزارش نظارتی درباره وضعیت پروژههای عمرانی، پسماند، حملونقل، منابع مالی و خدمات شهری مطالبه شد؟
_کدام مصوبات شورا اجرا نشده و شورا برای اجرای آنها چه اقدامی کرده است؟
_اگر شورا معتقد است شهرداری در بخشی از وظایف خود کوتاهی کرده، مستندات این نظارت کجاست؟
و اینها پرسشهایی نیستند که برای تضعیف جایگاه شورا مطرح شوند؛ برعکس، شورای پاسخگو، شورایی است که علاوه بر مطالبه پاسخ از شهردار، درباره عملکرد نظارتی خودش نیز پاسخ روشن ارائه کند.
شهردار انتخاب شورا بود
نکته دیگری که نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت، فرآیند انتخاب شهردار است و شهردار توسط شورا انتخاب میشود و شورا در زمان انتخاب، برنامهها، توان مدیریتی و سوابق گزینه مورد نظر را بررسی میکند و بنابراین اگر پس از مدتی مشخص شود که شهردار توانایی اداره شهر را نداشته یا برنامههایش محقق نشده است، یک سؤال منطقی نیز متوجه فرآیند انتخاب خواهد بود و البته هیچ انتخاب مدیریتی تضمینشده نیست و ممکن است شرایط در طول زمان تغییر کند؛ اما مسئولیت انتخاب را نمیتوان از معادله مسئولیت مدیریتی حذف کرد
و شورا نمیتواند در زمان انتخاب شهردار، نقش تصمیمگیر داشته باشد و در زمان بروز مشکلات، خود را صرفاً ناظر بیرونی معرفی کند.
ساری به تغییر صندلی نیاز ندارد،به تغییر رویکرد نیاز دارد
اکنون که شورای شهر ساری تصمیم به برکناری شهردار گرفته است، مهمتر از نام مدیر بعدی، آن چیزی است که پس از این تصمیم اتفاق خواهد افتاد و اگر قرار باشد صرفاً شهردار تغییر کند، اما همان مشکلات در حوزه درآمد، پروژههای عمرانی، پسماند، حملونقل، آبهای سطحی و خدمات شهری باقی بماند، آنگاه پرسش اصلی همچنان پابرجاست و حل مشکل شهر، فقط جابجایی شهردار نیست و ساری به یک برنامه روشن، اولویتبندی واقعی پروژهها، انضباط مالی، پیگیری مصوبات، نظارت مستمر و هماهنگی میان شورا و شهرداری نیاز دارد.
شورای شهر نیز باید نشان دهد که از تجربه این دوره درس گرفته است؛ چراکه تغییر مدیر بدون اصلاح سازوکار تصمیمگیری و نظارت، ممکن است تنها یک جابهجایی مدیریتی باشد، نه یک تحول در مدیریت شهری و ومروز مردم فقط کارنامه شهردار را نمیخواهند و شورای شهر باید برای مردم توضیح دهد که در دوره فعالیت خود چه تصمیمهایی گرفته، چه بودجههایی تصویب کرده، چه پروژههایی را در اولویت قرار داده، چه مشکلاتی را شناسایی کرده و برای اصلاح آنها چه اقداماتی انجام داده است و مردم ساری حق دارند هم کارنامه شهردار را ببینند و هم کارنامه شورا را و استیضاح میتواند پایان مسئولیت یک شهردار باشد، اما نمیتواند پایان پاسخگویی درباره مشکلات شهر باشد.
شهردار ممکن است برود؛ اما شهر میماند، مشکلات میمانند و مسئولیت نهادهایی که برای اداره بهتر شهر انتخاب شدهاند نیز باقی است و سؤال اصلی این نیست که فقط شهردار چه کرد؟
و سؤال بزرگتر این است ، شورا در تمام این مدت چه کرد؟
شاید پاسخ به همه این سؤالها این باشد تا مشخص کند، مردم ساری فقط یک شهردار جدید نمیخواهد بله شهری با مدیریت شهری قوی و بدور از تخریب و چالش و اجرای مصوبات را می خواهند .
ارسال نظر