اعتراضات و فراتر از آن؛ ردپای سازماندهی در شکافهای هویتی
، دکتر محمود رضا امینی کارشناس ارشد راهبردی وحکمرانی اسلامی در یادداشتی نوشت:
ناآرامیهای اخیر کشور، علیرغم ریشههای عمیق اجتماعی و اقتصادی، از منظر کنشهای نمادین و سطح خشونت، مرزهای اعتراضات سنتی را درهم شکسته است. تحلیل این تحولات مستلزم عبور از بررسی صرفاً مطالبات صنفی و ورود به قلمرو نبرد هویتی و نقش عوامل سازماندهنده خارجی است.
۱. شکستن خطوط قرمز: تفاوت بنیادین در سطح کنش
تاریخ اعتراضات در دهههای اخیر ایران (از اعتراضات سال ۱۳۸۸ تا۱۴۰۱) همواره دارای چارچوبهای مشخصی بود که در آن، اماکن دولتی و نظامی هدف اصلی قرار میگرفتند، اما *حریم مقدسترین نمادهای دینی و هویت ملی-مذهبی معمولاً حفظ میشد. این موضوع نشاندهنده نوعی احترام نانوشته به مرزهای هویتی در میان طیف وسیعی از معترضان بود.
با این حال، در جریان ناآرامیهای اخیر، شاهد وقوع پدیدهای بودیم که به ندرت در این مقیاس سابقه داشته است: آتش زدن قرآن کریم، هتک حرمت مساجد، و نمایش خشونتهای افراطی مانند سر بریدن و سوزاندن. این سطح از برخوردها واقدامات، نشان میدهد که اعتراضات صنفی ومدنی میتواندبستری شود که از یک مطالبهگری سیاسی یا اقتصادی صرف، به یک چالش بنیادین علیه ساختار هویتبخش نظام بوسیله عوامل خارجی تبدیل شود. این اقدامات، پیامی صریح مبنی بر ضرورت تحول ساختاری برای بهینه سازی گفتمان رسمی حاکمیت در سطوح پایه است وباید به آن توجه جدی شود
۲. تحلیل پیام نمادین: هدف قرار دادن هویت مرکزی
اقداماتی نظیر سوزاندن قرآن یا مساجد، صرفاً عملیات تخریبی نیستند، بلکه عملیات روانی-نمادین با هدف افشاگری و تقابل هستند. در جامعهای که هویت دینی بخش بزرگی از مشروعیت حکمرانی را تشکیل میدهد، حمله مستقیم به این نمادها، تلاش برای تخریب زمینه مشروعیت نزد عموم مردم است. این سطح از خشونت و هتک حرمت، معمولاً در اعتراضات توسط گروههای سازمانیافته و با هدف تحریک شدید طرفین درگیر (حکومت و بخشهای برانداز معترض) مدیریت میشود تا فضا را به سمت «عدم بازگشت» و بنبست کامل پیش ببرد.
۳. فرضیه مداخله خارجی و سناریوی طراحیشده
سطح هماهنگی، همزمانی بینالمللی و پشتیبانی رسانهای گسترده از این کنشهای براندازانه، تحلیلگران را به سمت بررسی نقش عوامل سازماندهنده خارجی سوق میدهد. ادعای موجود مبنی بر اینکه این مجموعه ناآرامیها یک «سناریوی تعیین شده» بوده که از مدتها پیش برنامهریزی شده بود، با توجه به شواهد موجود قابل تأمل است.
بر اساس اطلاعات و اظهارات منتسب به بازیگران خارجی (مانند دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو)، دخالت مستقیم ایالات متحده و اسرائیل در ساماندهی و سازماندهی این مجموعه اعتراضات برای تشدید بحران داخلی قابل طرح است. این دخالت، لزوماً به معنای هدایت فیزیکی تمام افراد حاضر در خیابانها نیست، بلکه به معنای تأمین منابع مالی، آموزش تاکتیکهای براندازی، و مهمتر از همه، تقویت کانالهای رسانهای هدفمند برای تشویق کنشهای نمادین شدیدتر و ایجاد فضای دو قطبی میان «جمهوری اسلامی» و «دشمنان غایی (آمریکا و اسرائیل)» است.
این سناریوی سازماندهیشده، تلاش دارد تا با استفاده از سوژههای حساس هویتی (مانند مسائل مذهبی)، نارضایتیهای داخلی را به سمت تقابلی هدایت کند که در نهایت به تضعیف ساختارهای ملی به نفع منافع ژئوپلیتیک خارجی منجر شود. در این ساختار، کنشهای رادیکال مانند سوزاندن قرآن، تبدیل به ابزاری برای جذب حمایت خارجی و در عین حال انزوای میانه روها در داخل میگردد.
نتیجهگیری: تقاطع نارضایتیهای داخلی و توطئه خارجی
ناآرامیهای اخیر، یک پدیده ترکیبی پیچیده است. اگرچه مطالبات مردمی و نارضایتیهای انباشته خصوصا اقتصادی، بستری برای اعتراض فراهم کردهاند، اما شواهد و ظهور کنشهای خشن نظیر هتک حرمت اماکن مقدس، حاکی از دخالت فعال و سازمانیافته عوامل خارجی برای هدف قرار دادن پایههای هویتی نظام است. هدف این مداخلات، نه اصلاح ساختار، بلکه حداکثر کردن بینظمی و کشاندن اعتراضات به سوی تغییرات بنیادی یا تغییرنظام است که از نظر تاریخی در این منطقه کمسابقه بودهاند. لذا، تحلیل این دوره نیازمند تفکیک میان صدای واقعی مردم و سناریوهای طراحیشده با اهداف استراتژیک بینالمللی وهمانطوریکه رهبر معظم انقلاب اسلامی درسخنرانی اخیر خود توجه دادند دقت در وحدت ملی است.
ارسال نظر