خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
خروج نیروهای آمریکای از عراق، دولت بغداد با چه مسائلی روبرو خواهد شد؟
پس از ۱۲ سال، آخرین نیروهای نظامی آمریکا روز چهارشنبه خاک عراق را ترک کردند.
، روز چهارشنبه (۸ مهر) مصادف با ۳۰ سپتامبر آخرین نیروهای نظامی آمریکا از عراق خارج شدند و به این ترتیب پس از ۱۲ سال، مأموریت «عملیات عزم راسخ» ائتلاف بینالمللی علیه داعش در این کشور پایان یافت. اما پایان مأموریت نظامی ائتلاف به معنای پایان همکاری بغداد و واشنگتن نیست و همزمان، دولت عراق با پرونده مهم دیگری مواجه است: تثبیت انحصار سلاح در دست دولت و تعیین جایگاه گروههای مسلح در ساختار امنیتی و سیاسی کشور.
اهمیت تحولات امروز را باید در سابقه حضور آمریکا در عراق جستوجو کرد. واشنگتن در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد و پس از چندین سال حضور نظامی در نهایت در سال ۲۰۱۱ نیروهایش را از این کشور بیرون برد؛ اما پس از ظهور داعش و تصرف بخشهای وسیعی از خاک عراق در سال ۲۰۱۴، با درخواست دولت بغداد نیروهای آمریکایی در قالب ائتلاف بینالمللی بار دیگر وارد عراق شدند. مأموریت اصلی این نیروها مبارزه با داعش و کمک به نیروهای امنیتی عراق بود و با کاهش توان داعش و از بین رفتن کنترل سرزمینی این گروه، ترتیبات خروج نیروهای ائتلاف از عراق در توافق بغداد و واشنگتن در سال ۲۰۲۴ تعیین شد.
اکنون این روند به نقطه نهایی رسیده است. ارتش آمریکا اعلام کرده خروج نیروها و تجهیزات از آخرین پایگاه محل استقرار آنها در شمال عراق تکمیل شده و مأموریت نظامی ائتلاف در عراق پایان یافته است. پنتاگون این تحول را گذار از یک مأموریت ائتلافی زمان جنگ به یک چارچوب امنیتی تحت رهبری عراق توصیف کرده است. در عین حال، همکاری امنیتی میان دو کشور بهطور کامل متوقف نمیشود و آموزش، همکاری اطلاعاتی و برخی حمایتهای فنی در چارچوب رابطه دوجانبه ادامه خواهد داشت.
دولت عراق نیز تلاش کرده این تحول را بیش از آنکه صرفاً «خروج آمریکا» معرفی کند، بهعنوان آغاز مرحلهای تازه در حاکمیت ملی خود تعریف کند. علی فالح الزیدی، نخستوزیر عراق، پیش از پایان مأموریت ائتلاف اعلام کرده بود پس از ۳۰ سپتامبر، همکاری با آمریکا میتواند از حوزه نظامی به سمت همکاری اقتصادی، سرمایهگذاری و توسعهای حرکت کند. دولت بغداد همچنین از ماهها قبل کمیتههایی را برای بازتعریف رابطه امنیتی و فنی با واشنگتن پس از پایان مأموریت ائتلاف تشکیل داده بود.
اما همزمان با خروج نیروهای خارجی، مسئله دیگری در داخل عراق برجسته شده است: آینده گروههای مسلح خارج از کنترل مستقیم دولت. دولت الزیدی از ابتدا «حصر سلاح در دست دولت» را یکی از محورهای اصلی برنامه خود قرار داده و اعلام کرده بود با پایان مأموریت ائتلاف، توجیه ادامه فعالیت گروههای مسلح خارج از چارچوب دولت کاهش خواهد یافت. بغداد در همین راستا کمیتهای برای تدوین سازوکارهای الزامآور جهت پایان دادن به مظاهر مسلحانه و روند ادغام نیروها تشکیل داده است.
این موضوع البته بهسادگی قابل اجرا نیست. برخی گروههای مسلح که در سالهای مبارزه با داعش نقش مهمی در میدان عراق داشتهاند، همچنان بر حفظ سلاح خود تأکید دارند و برخی از آنها اعلام کردهاند خود را ملزم به جدول زمانی دولت برای خلع سلاح نمیدانند. گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر نشان میدهد اختلاف اصلی نه فقط بر سر اصل تقویت حاکمیت دولت، بلکه بر سر چگونگی ادغام نیروهای مسلح در ساختار رسمی، جایگاه آنها در نیروهای بسیج مردمی و نسبت میان فعالیت سیاسی و فعالیت نظامی است.
در همین حال نگرانیهایی نیز درباره توان نیروهای امنیتی عراق برای مقابله مستقل با تهدیدهای تروریستی مطرح شده است. داعش کنترل سرزمینی خود را از دست داده، اما هستههای این گروه همچنان در عراق و سوریه فعال هستند. از سویی مقامهای اقلیم کردستان عراق نسبت به پایان حضور نظامی آمریکا و کاهش برخی توانمندیهای دفاعی، بهویژه در حوزه پدافند، ابراز نگرانی کردهاند. در مقابل، بغداد تأکید دارد نیروهای امنیتی عراق پس از سالها آموزش و تجربه عملیاتی، مسئولیت اصلی حفظ امنیت کشور را برعهده خواهند گرفت.
از این منظر، سه تحول امروز عراق به یکدیگر متصل میشوند: خروج نیروهای آمریکایی، تلاش دولت برای انحصار سلاح و بازتعریف رابطه بغداد و واشنگتن. دولت عراق میخواهد از یک سو خروج نیروهای خارجی را نشانه افزایش مسئولیت و حاکمیت خود معرفی کند و از سوی دیگر، رابطه با آمریکا را از حضور نظامی به همکاری دوجانبه در حوزههای امنیتی، فنی و اقتصادی منتقل کند. در داخل نیز تلاش دارد همین منطق را درباره گروههای مسلح اجرا کند؛ یعنی سلاح و تصمیم درباره جنگ و صلح در نهایت در اختیار نهادهای رسمی دولت باشد.
با این حال، مرحله پس از ۳۰ سپتامبر برای بغداد صرفاً یک نقطه پایان نیست، بلکه آغاز یک دوره آزمون است. دولت عراق باید میان چند ملاحظه همزمان تعادل ایجاد کند: جلوگیری از بازگشت داعش، حفظ امنیت مرزها، مدیریت رابطه با آمریکا، تنظیم مناسبات با ایران و دیگر همسایگان، حفظ انسجام داخلی و پیشبرد سیاست حصر سلاح بدون تبدیل آن به یک رویارویی داخلی.
به همین دلیل، اهمیت خروج آمریکا را باید نه فقط در تعداد نیروهای خارجشده، بلکه در تغییری دید که اکنون در برابر ساختار سیاسی و امنیتی عراق قرار گرفته است: اینکه آیا بغداد میتواند پس از پایان مأموریت نظامی ائتلاف، مسئولیت امنیتی کشور را در چارچوب ساختارهای رسمی خود تثبیت کند و همزمان روابط خارجی متوازن و همکاریهای امنیتی ضروری را حفظ کند.
در چنین شرایطی، عراق در حال عبور از مرحلهای است که حضور نظامی خارجی یکی از عناصر اصلی معادلات امنیتی آن بود؛ مرحله جدید، بیش از گذشته به توان دولت مرکزی برای تنظیم رابطه میان نیروهای مسلح، جریانهای سیاسی و شرکای خارجی وابسته خواهد بود. پایان مأموریت ائتلاف بنابراین پایان پرونده امنیتی عراق نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای است که در آن حاکمیت دولت، آینده گروههای مسلح و شکل رابطه بغداد با واشنگتن و دیگر بازیگران منطقهای، همزمان در حال بازتعریف است.
ارسال نظر