خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
هشت روز دیپلماسی فشرده و تلاش برای باز نگهداشتن مسیر مذاکره
سفر هشت روزه وزیر امور خارجه کشورمان به نیویورک دستاوردهای مهمی در حوزه سیاسی و دیپلماتیک بود. از رایزنی و گفتگو با مقامات کشورهای مختلف در حوزه روابط دوجانبه تا ایجادفرصتی برای یک دور مذاکره غیرمستقیم با آمریکا با میانجیگری قطر و پاکستان.
، سفر هیئت وزارت خارجه به ریاست عراقچی به نیویورک برای شرکت در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، از ۳۰ شهریور تا ۶ مهر به مدت هشت روز ادامه داشت. وزیرامور خارجه کشورمان در این مدت بیش از ۵۰ دیدار دوجانبه و چندجانبه با وزیران خارجه کشورها و مقامهای سازمانهای بینالمللی انجام داد: از جمله ۴۱ دیدار با وزیران خارجه از کشورهای مختلف، ۵ دیدار با مقامهای سازمان ملل و ۳ گفتوگو با رسانهها و خبرنگاران بینالمللی در مقر سازمان ملل. این دیدارها شامل ۲۱ کشور آسیایی، ۱۴ کشور اروپایی، ۵ کشور آفریقایی و یک کشور آمریکای شمالی بود.
این حجم از رایزنی نشان میدهد حضور عراقچی در نیویورک صرفاً به شرکت در برنامههای رسمی مجمع عمومی محدود نبود، بلکه جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد از حضور وزیر خارجه در مهمترین گردهمایی دیپلماتیک جهان برای انتقال مواضع ایران، رایزنی با متحدان و شرکای منطقهای و غیرمنطقهای و مهمتر از همه، پیگیری مسیر دیپلماتیک با آمریکا از طریق میانجیها استفاده کند.
در روزهای ابتدایی، عراقچی دیدارهای گستردهای با وزیران خارجه کشورهای مختلف داشت. نخستین دیدار او در نیویورک با ایگنازیو کاسیس، وزیر خارجه سوئیس بود و پس از آن با مقامهایی از ایتالیا، بلاروس، یونان، فرانسه، هلند، اتریش، جمهوری آذربایجان، اتحادیه اروپا و نروژ گفتوگو کرد. همچنین دیدار با کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و محمد بن عبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر داشت که از اهمیت ویژهای برخوردار بود. زیرا قطر در این دوره یکی از کانالهای اصلی انتقال پیام میان تهران و واشنگتن محسوب می شد.. در دیدار عراقچی و نخستوزیر قطر نیز مشخصاً درباره تحولات منطقه، تلاشهای کاهش تنش و ایجاد شرایط مناسب برای گفتوگو بحث شد.
اما مهمترین بخش عملکرد عراقچی در نیویورک را باید در پرونده ایران و آمریکا جستوجو کرد. در شرایطی که تهران و واشنگتن همچنان درباره چگونگی پایان جنگ، تحریمها، داراییهای مسدودشده ایران و پرونده هستهای اختلاف داشتند، حضور عراقچی در نیویورک امکان انتقال پیامها را در فاصلهای بسیار کوتاه و از چند کانال فراهم کرد.
ایران در زمان حضور عراقچی در نیویورک، پیشنهاد خود برای یک چارچوب هفتروزه را از طریق میانجی قطری به طرف آمریکایی منتقل کرد. در این طرح، تهران اعلام کرد در صورت تحقق مجموعهای از شروط، از جمله رفع محاصره و محدودیتهای اقتصادی و آزادسازی داراییهای ایران، روند کاهش تنش میتواند آغاز شود و پس از آن مسیر مذاکرات هستهای از سر گرفته شود. عراقچی در توضیح این طرح گفت پیشنهاد ایران در واقع نسخهای سریعتر از تفاهمی بود که پیشتر میان دو طرف شکل گرفته بود.
اهمیت این اقدام در این بود که تهران، با وجود اختلاف شدید با واشنگتن، مذاکره را بهطور کامل کنار نگذاشت؛ اما تلاش کرد مذاکره را در قالب یک فرآیند مرحلهای و مبتنی بر اقدام متقابل تعریف کند. یعنی ابتدا باید مجموعهای از اقدامات از سوی آمریکا انجام شود و سپس ایران وارد مراحل بعدی گفتوگو درباره موضوعات پیچیدهتر شود. در همین چارچوب، قطر نقش محوری پیدا کرد.
در روزهای پایانی حضور عراقچی در نیویورک، گزارش ها نشان داد میانجیهای قطری بنا داشتند بهطور جداگانه با عراقچی و طرف آمریکایی گفتوگو کنند تا نسخه اصلاحشدهای از پیشنهاد هفتروزه ایران بررسی شود. این موضوع نشان میدهد که حتی پس از رد اولیه پیشنهاد ایران از سوی دونالد ترامپ، کانال پیامرسانی تهران و واشنگتن بسته نشده بود.
پاکستان نیز در کنار قطر وارد این روند شد و به یکی دیگر از کانالهای میانجیگری تبدیل شد. بنابراین یکی از نتایج مهم سفر عراقچی این بود که تلاش دیپلماتیک ایران صرفاً به یک واسطه محدود نماند و قطر و پاکستان هر دو در انتقال پیام میان تهران و واشنگتن نقش گرفتند.
درخصوص تماس مستقیم با آمریکا باید میان گزارشهای مختلف تفکیک قائل شد. در طول نشست مجمع عمومی، گزارشهایی درباره تعامل هیئتهای ایرانی و آمریکایی و نقش استیو ویتکاف منتشر شد؛ اما در روزهای پایانی، منابع ایرانی تأکید کردند مذاکره مستقیم جدیدی در نیویورک برنامهریزی نشده و تهران مواضع و پیشنهادهای خود را از طریق میانجیها منتقل کرده است. بنابراین نتیجه قطعی سفر را نباید «توافق مستقیم ایران و آمریکا» دانست؛ نتیجه قابل اتکاتر، فعال ماندن کانال غیرمستقیم و انتقال مجموعه شروط تهران به واشنگتن است.
موضوع هستهای نیز در همین چارچوب قرار گرفت. عراقچی در مصاحبههای خود تأکید کرد ایران همچنان برای دیپلماسی آمادگی دارد و درباره مسائل هستهای میتوان در مراحل بعدی و پس از ایجاد اعتماد گفتوگو کرد. بنابراین تهران در نیویورک تلاش کرد میان «پایان جنگ و ایجاد اعتماد اولیه» و «مذاکرات پیچیده هستهای» یک تفکیک زمانی ایجاد کند.
در کنار پرونده آمریکا، عراقچی تلاش کرد جبهه دیپلماتیک ایران را در سازمان ملل و میان کشورهای مختلف تقویت کند. دیدار با دبیرکل سازمان ملل، رئیس مجمع عمومی، مسئولان سازمان ملل و دبیرکل اتحادیه عرب، بخشی از این تلاش بود. در دیدار با نبیل فهمی، دبیرکل اتحادیه عرب، عراقچی بر گفتوگوی ایران و کشورهای عربی و مفهوم «امنیت یکپارچه و غیرقابل تفکیک منطقه» تأکید کرد.
در نهایت، مهمترین دستاورد سفر عراقچی به نیویورک را نمیتوان یک توافق نهایی دانست؛ زیرا تا پایان حضور او در نیویورک توافقی میان ایران و آمریکا حاصل نشد. اما سفر، چند نتیجه مشخص داشت: ایران پیشنهاد خود را به واشنگتن منتقل کرد، کانال قطر و سپس پاکستان برای ادامه پیامرسانی فعالتر شد، امکان ادامه گفتوگو درباره موضوع هستهای در مراحل بعدی حفظ شد و تهران توانست همزمان با دهها کشور و نهاد بینالمللی درباره جنگ، تحریمها، مسائل منطقهای و پرونده هستهای رایزنی کند.
به این ترتیب، عملکرد عراقچی در این سفر را میتوان در سه محور خلاصه کرد: رایزنی گسترده برای شکستن تصویر انزوای دیپلماتیک که آمریکا سعی داشت آن را به نمایش بگذارد، انتقال و پیگیری شروط ایران در مسیر مذاکره با آمریکا، و حفظ امکان ادامه دیپلماسی بدون اعلام عقبنشینی از مواضع تهران. مهمترین بخش سفر نیز همین مسیر دوم بود؛ چراکه عراقچی در نیویورک عملاً تلاش کرد پیشنهاد ایران را به یک نقطه شروع برای دور جدیدی از رایزنیهای غیرمستقیم تبدیل کند، نه اینکه صرفاً پیام سیاسی ایران را در مجمع عمومی مطرح کند.
ارسال نظر