خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
مرزهای زمینی در خط مقدم اقتصاد منطقه/ وضعیت تجاری زمینی ایران چگونه است؟
در شرایطی که خلیج فارس و تنگه هرمز متأثر از حضور نظامی آمریکا و سوء استفاده این کشور از این پهنه دریایی علیه ایران با تنش و درگیری روبرو شده است، دولت برای ادامه کار تجارت تمرکزش را روی مرزهای زمینی گذاشته است.
، همزمان با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل در نهم اسفند به ایران، شاهد بروز اختلال گسترده در مسیرهای دریایی و افزایش هزینه و ریسک حملونقل در خلیج فارس بودیم. این مسئله همزمان با رویکرد آمریکا مبنی بر محاصره دریایی معادلات تجاری ایران را هم با تغییری مهم مواجه کرد؛ تغییری که در آن مرزهای زمینی کشور بهویژه مرز با ترکیه، عراق و کشورهای شمالی، اهمیت بیشتری در تأمین کالا و حفظ جریان صادرات و واردات پیدا کردهاند. تازهترین گزارشها نشان میدهد دولت در تلاش است بخشی از تجارتی را که پیش از بحران عمدتاً از مسیرهای دریایی انجام میشد، به جاده و راهآهن منتقل کند.
تا پیش از آغاز جنگ و اختلال در تردد دریایی، بیش از ۸۰ درصد از تجارت دوطرفه ایران که سالانه حدود ۱۸۰ میلیون تن برآورد شده، از مسیر دریایی سواحل جنوبی کشور انجام میشد. اما تحولات در حوزه تنگه هرمز ایران را به استفاده بیشتر از هفت مرز زمینی خود با کشورهای همسایه سوق داده است. در این میان، مرز ایران و ترکیه جایگاه ویژهای پیدا کرده است.
گذرگاه گوربولاک در طرف ترکیه و بازرگان در طرف ایران، در این میان به یکی از مهمترین شریانهای انتقال کالا تبدیل شدهاند. بر اساس آمار گمرک ایران، واردات از مسیر گوربولاک در پنج ماه نخست سال جاری، نسبت به دوره مشابه افزایش ۲۵۰ درصدی داشته است. همچنین حدود ۵۰۰ کامیون در روز از ترکیه وارد ایران میشوند و حجم تردد بار نسبت به سال گذشته حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است.
آمار داخلی نیز اهمیت فزاینده بازرگان را تأیید میکند. معاون وزارت راه و شهرسازی ایران در مرداد ماه اعلام کرد تعداد کامیونهای ترانزیتی عبوری از پایانه مرزی بازرگان در چهار ماه نخست سال جاری، ۱۹ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافته است. ظرفیت هدفگذاریشده پایانه نیز قرار است به هزار کامیون در روز برسد.
رشد تجارت با ترکیه نیز در همین چارچوب قابل توجه است. بر اساس دادههای طرف ترکیهای، تجارت دوجانبه دو کشور در نیمه نخست سال جاری ۱۹ درصد افزایش یافته و به حدود ۳.۲ میلیارد دلار رسیده است. این در حالی است که کل تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۵.۶۸ میلیارد دلار بوده است. بنابراین انتظار می رود این رقم تا پایان سال به مراتب بیشتر از سال قبل باشد.
با این حال، انتقال تجارت از دریا به خشکی بدون هزینه نیست. افزایش ناگهانی تقاضا برای مسیرهای زمینی، ظرفیت محدود پایانهها، مشکلات زیرساختی، بازرسیهای گمرکی و صف کامیونها را تشدید کرده است. از این رو در روزهای اخیر اخباری از تشکیل صف حدود هفت کیلومتری کامیونها در سمت ترکیه و انتظارهای بسیار طولانی برای عبور از مرز منتشر شده است. این در شرایطی است که حتی در مرز بازرگان که از گذرگاههای مجهزتر ایران محسوب میشود، افزایش بار ترافیکی فشار قابل توجهی بر زیرساخت ایجاد کرده است.
از سویی بخشی از تجارت ایران با شرق آسیا به ویژه چین است. آمار نشان می دهد انتقال تجارت ایران و چین از مسیر زمینی به جای مسیر دریایی میتواند هزینهای حدود ۱۸ میلیارد دلار در سال به تجارت دو کشور اضافه کند. براین اساس راهآهن نیز به عنوان مسیر مکمل اهمیت بیشتری یافته است. مقامهای ایرانی اعلام کردهاند ۱۳ گذرگاه ریلی کشور، از جمله مسیرهای متصل به چین و روسیه از طریق ترکمنستان و قزاقستان، فعال هستند و از زمان آغاز جنگ، حجم بیشتری از بار را جابهجا میکنند. بنادر دریای خزر نیز میتوانند بخشی از بار تجاری را به سمت روسیه، آسیای مرکزی و چین هدایت کنند؛ هرچند محدودیتهای ناشی از کاهش سطح آب خزر و ظرفیت بنادر، نمی تواند به طور کامل جایگزین مسیرهای دریایی جنوب کشور شود.
افزون براین، در غرب کشور نیز مرزهای ایران و عراق اهمیت دوچندانی پیدا کردهاند، اما همزمان آسیبپذیری این مسیرها در برابر تحولات امنیتی منطقه آشکار شده است. عراق در پی حملات پهپادی به زیرساخت نفتی عربستان، چند روز قبل گذرگاه شلمچه را بهطور موقت بست. بغداد این اقدام را بخشی از تدابیر امنیتی و تحقیقات درباره منشأ حملات اعلام کرد. چند روز بعد، عراق از برنامه بازگشایی مرحلهای چند گذرگاه اصلی با ایران، از جمله شلمچه، مندلی و الشیب، پس از بررسیهای امنیتی و فنی خبر داد.
اهمیت این تحولات فراتر از مسئله حمل کالا است. ایران در شرایط جدید، در حال آزمودن یک شبکه چندلایه برای حفظ ارتباط تجاری با جهان است؛ شبکهای که در آن ترکیه مسیر اصلی غرب، عراق مسیر مهم جنوبغربی، قفقاز و دریای خزر مسیر شمالی و آسیای مرکزی و پاکستان مسیر شرقی را تشکیل میدهند. این شبکه میتواند بخشی از فشار ناشی از محدودیت مسیرهای دریایی را کاهش دهد، اما همزمان نیازمند سرمایهگذاری در پایانههای مرزی، راهآهن، جادهها، گمرکات و سازوکارهای مالی است.
از این منظر، بحران کنونی یک واقعیت ژئوپلیتیکی مهم را برجسته کرده است: موقعیت جغرافیایی ایران تنها زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که زیرساخت لازم برای انتقال سریع و کمهزینه کالا وجود داشته باشد. افزایش ۲۵۰ درصدی واردات از مسیر گوربولاک، رشد ۱۹ درصدی تجارت ایران و ترکیه و افزایش ۱۹ درصدی تردد کامیونهای ترانزیتی از بازرگان، نشانه افزایش تقاضا برای مسیرهای زمینی است.
بنابراین، اگر اختلال در مسیرهای دریایی ادامه پیدا کند، مسئله اصلی برای ایران صرفاً یافتن «مسیر جایگزین» نخواهد بود؛ بلکه ایجاد شبکهای از مسیرهای زمینی و ریلی خواهد بود که بتواند در مقیاس قابل توجه، تجارت کشور را پشتیبانی کند. در چنین شرایطی، توسعه بازرگان، تقویت مرزهای عراق، افزایش ظرفیت ریلی و استفاده مؤثرتر از کریدورهای شمالی میتواند از یک راهکار اضطراری در دوران بحران به بخشی از راهبرد بلندمدت تجارت خارجی ایران تبدیل شود.
ارسال نظر