خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
نقش اروپا در تحولات امنیتی امروز خلیج فارس چیست؟
اروپا پس از آنکه اسنپ بک را علیه ایران فعال کرد، بنا به اراده تهران از معادلات سیاسی و دیپلماتیک کنار گذاشته شد. در این میان جنگ در خلیج فارس و تحولاتی که در حوزه تنگه هرمز رخ داد، اروپا را بشدت متأثر کرد.
، از تابستان گذشته که اروپا علیرغم تلاش های دیپلماتیک ایران، تصمیم گرفت اسنپ بک را فعال کند، این بازیگر بنا به اراده تهران نقش بسیار کمرنگی در تحولات مربوط به مسائل هسته ای ایران پیدا کرد. در همین راستا اکنون به نظر میرسد اروپا دیگر نقشی در معادلات خلیج فارس هم ندارد. نه میزبان مذاکرات ایران و آمریکا است، نه در آتشبسهای منطقهای نقش میانجی اصلی را ایفا میکند و نه مانند گذشته توانایی شکلدهی به روندهای امنیتی منطقه را دارد. اما بررسی تحولات هفتههای اخیر نشان میدهد این تصویر چندان دقیق نیست. اروپا اگرچه از جایگاه «رهبر دیپلماسی» فاصله گرفته، اما همچنان یکی از مهمترین بازیگران تأثیرگذار بر سرنوشت بحرانهای این منطقه به شمار میرود.
مهمترین دغدغه امروز اروپا جلوگیری از شکلگیری یک جنگ گسترده در خاورمیانه است. برای اروپایی ها مسئله فقط امنیت منطقه نیست؛ بلکه امنیت انرژی، مهاجرت، تجارت و حتی ثبات سیاسی داخل اروپا به تحولات خاورمیانه گره خورده است. جنگ اوکراین طی سالهای اخیر وابستگی اروپا به ثبات مسیرهای انرژی را بیش از گذشته آشکار کرد و اکنون هرگونه بحران در خلیج فارس میتواند مستقیماً بازارهای اروپایی را تحت تأثیر قرار دهد.
در همین چارچوب، اتحادیه اروپا در ماه های گذشته تلاش کرده حضور خود را در امنیت دریایی خلیج فارس و تنگه هرمز افزایش دهد. مقامات اروپایی به خوبی میدانند هرگونه اختلال در تردد کشتیها از هرمز میتواند به جهش قیمت انرژی و فشار اقتصادی بر کشورهای عضو اتحادیه منجر شود. از این رو، برخلاف تصور رایج، خلیج فارس برای اروپا صرفاً یک مسئله خارجی نیست، بلکه بخشی از امنیت داخلی این قاره محسوب میشود.
اما مسئله ایران تنها به انرژی محدود نمیشود. روابط اروپا و جمهوری اسلامی در یکی از پیچیدهترین مراحل خود قرار دارد. از یک سو کشورهای اروپایی همچنان نسبت به برنامه هستهای ایران، فعالیتهای منطقهای و حتی توانمندی نظامی تهران با نگرانی نگاه می کنند. در این میان ترامپ هم فضا را برای آن مبهم تر کرده است. زیرا تلاش می کند قدرت موشکی ایران را تهدیدی برای اروپا نشان دهد. از سوی دیگر، همین کشورها معتقدند هیچ راهحل پایداری برای مهار بحرانهای منطقه بدون گفتوگو با ایران وجود ندارد.
این تناقض ظاهری، سیاست فعلی اروپا را شکل داده است؛ اروپا نه خواهان تقابل مستقیم با ایران است و نه آماده عادیسازی کامل روابط. در نتیجه تلاش میکند همزمان دو مسیر را دنبال کند؛ حفظ اهرمهای فشار و باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی.
در این میان، تحولات لبنان اهمیت ویژهای پیدا کرده است. طی هفتههای اخیر و با افزایش تنشها میان اسرائیل و حزبالله، نگرانیها درباره فروپاشی آتشبسهای موجود بار دیگر افزایش یافته است. اروپاییها معتقدند بحران لبنان دیگر یک پرونده جداگانه نیست، بلکه به بخشی از معادله بزرگتر ایران، اسرائیل و امنیت منطقه تبدیل شده است.
برای اتحادیه اروپا، بیثباتی لبنان پیامدهای مستقیمی دارد. لبنان از سالها پیش یکی از مقاصد اصلی کمکهای مالی و انسانی اروپا بوده و هرگونه تشدید بحران میتواند موج جدیدی از مهاجرت و بیثباتی را به سمت اروپا روانه کند. به همین آنها بارها نسبت به گسترش عملیات نظامی در لبنان هشدار داده و خواستار حفظ آتشبس شده است، هرچند که در عمل کاری انجام نمی دهد. لازم به ذکر است فرانسه در کنار آمریکا مسئول تضمین آتش بس لبنان است اما شاهد هیچ اقدامی در جهت اعمال فشار بر اسرائیل برای احترام به آتش بس نیستیم.
با این حال، واقعیت این است که اروپا دیگر نفوذ گذشته را در خاورمیانه ندارد. در دوران مذاکرات برجام، اتحادیه اروپا یکی از بازیگران اصلی بود و حتی در بسیاری از مقاطع نقش هماهنگکننده میان ایران و آمریکا را برعهده داشت. امروز اما مرکز ثقل تحولات به بازیگران دیگری منتقل شده است.
با وجود این، اروپا همچنان از ابزارهای مهمی برخوردار است. یکی ابزارهایش قدرت اقتصادی است. اتحادیه اروپا یکی از بزرگترین بلوکهای اقتصادی جهان محسوب میشود و تصمیمات آن در حوزه تحریمها، تجارت و سرمایهگذاری میتواند بر محاسبات تهران اثرگذار باشد. براین اساس اگر آمریکا بازیگر اصلی میدان و مذاکرات باشد، اروپا بازیگر پشتیبان اما اثرگذار صحنه است. شاید اروپایی ها دیگر توانایی تعیین مسیر بحرانها را نداشته باشد، اما همچنان میتواند بر سرعت، شدت و جهت تحولات تأثیر بگذارد.
امروز در پایتختهای اروپایی یک نگرانی مشترک وجود دارد؛ اینکه فروپاشی هر یک از حلقههای آتشبس و ثبات منطقهای میتواند زنجیرهای از بحرانهای جدید را ایجاد کند. از نگاه اروپا، بحران ایران، لبنان، اسرائیل و خلیج فارس چهار پرونده جداگانه نیستند، بلکه اجزای یک بحران واحد محسوب میشوند. به همین دلیل است که سیاستگذاران اروپایی همزمان درباره امنیت تنگه هرمز، آینده مذاکرات ایران و آمریکا، ثبات لبنان و جلوگیری از تشدید درگیریها هشدار میدهند.
در نهایت، مهمترین ویژگی سیاست فعلی اروپا را باید در یک جمله خلاصه کرد: اروپا دیگر معمار اصلی نظم خاورمیانه نیست، اما همچنان یکی از مهمترین ذینفعان ثبات منطقه باقی مانده است. به همین دلیل تلاش میکند حتی از جایگاه حاشیهایتر خود نیز بر روند تحولات اثر بگذارد؛ زیرا میداند هر انفجار سیاسی یا نظامی در خاورمیانه، دیر یا زود در خیابانهای اروپا نیز بازتاب خواهد یافت.
ارسال نظر