خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
آیا کشورهای عربی به دنبال کاهش اتکای امنیتی به آمریکا هستند؟
در پی تحولات نظامی اخیر در خلیچ فارس، نشانه هایی از تغییر راهبرد دفاعی کشورهای عربی دیده می شود که می تواند به معنای کاهش وابستگی به آمریکا باشد.
، جنگ ۳۹ روزه اخیر و قدرت ایران در هدف قرار دادن مراکز نظامی آمریکا که در کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس مستقر بودند، نه تنها معادلات نظامی منطقه را تغییر داد بلکه این پرسش را مطرح کرد که آیا آمریکا همچنان ضامن قطعی امنیت منطقه است؟
برای دههها، نظم امنیتی خلیج فارس بر یک اصل اساسی استوار بود؛ حضور نظامی آمریکا در منطقه و تعهد واشنگتن به حفاظت از متحدان عرب خود. از زمان جنگ اول خلیج فارس تا سالهای پس از حمله آمریکا به عراق، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس همواره بر این فرض حرکت میکردند که در صورت وقوع هر بحران بزرگ، ایالات متحده مستقیماً وارد میدان خواهد شد و امنیت منطقه را تضمین خواهد کرد.
اما تحولات سالهای اخیر به تدریج این تصویر را تغییر داده است. خروج آمریکا از افغانستان، کاهش حضور نظامی مستقیم در خاورمیانه، تمرکز فزاینده واشنگتن بر رقابت با چین و همچنین واکنش محتاطانه آمریکا به حملات منطقهای، باعث شده بسیاری از دولتهای عربی نسبت به آینده چتر امنیتی آمریکا دچار تردید شوند.
جنگ اخیر ایران این نگرانی را بیش از گذشته آشکار کرد. اگرچه آمریکا همچنان در منطقه حضور نظامی گسترده دارد، اما بسیاری از کشورهای عربی متوجه شدند واشنگتن دیگر تمایلی به ورود مستقیم به جنگهای پرهزینه خاورمیانه ندارد. همین مسئله باعث شده کشورهای منطقه به تدریج به سمت سیاست «تنوعبخشی امنیتی» حرکت کنند؛ یعنی حفظ رابطه با آمریکا، اما همزمان گسترش روابط با سایر قدرتها و تلاش برای کاهش تنشهای منطقهای.
در این میان، عربستان سعودی نقش مهمی در شکلگیری این رویکرد جدید داشته است. ریاض که تا چند سال پیش سیاست تقابل حداکثری با تهران را دنبال میکرد، اکنون تلاش میکند تنش با ایران را کنترل کند. توافق احیای روابط تهران و ریاض با میانجیگری چین، نقطه آغاز این تغییر بود، اما تحولات اخیر منطقه اهمیت آن را دوچندان کرده است.
کشورهای عربی خلیج فارس به خوبی میدانند که هرگونه جنگ گسترده در منطقه، مستقیماً زیرساختهای اقتصادی و انرژی آنها را تهدید میکند. حملات سالهای گذشته به تأسیسات نفتی عربستان نشان داد که حتی پیشرفتهترین سامانههای دفاعی نیز نمیتوانند امنیت کامل ایجاد کنند. به همین دلیل، اکنون بسیاری از دولتهای عربی به این جمعبندی رسیدهاند کاهش تنش با ایران برای ثبات منطقه ضروری است.
امارات متحده عربی نیز نمونه دیگری از این تغییر رویکرد است. ابوظبی طی سالهای اخیر تلاش کرده همزمان روابط اقتصادی خود با ایران را حفظ کند، همکاری امنیتی با آمریکا را ادامه دهد. این سیاست چندلایه نشان میدهد کشورهای عربی دیگر نمیخواهند صرفاً به یک قدرت خارجی وابسته باشند.
قطر نیز رویکرد مشابهی را دنبال میکند. دوحه از یک سو میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه است و از سوی دیگر تلاش میکند روابط خود با ایران را حفظ کند. چنین سیاستی نشان میدهد که دولتهای خلیج فارس در حال حرکت به سمت نوعی موازنهسازی منطقهای هستند.
در واقع، خاورمیانه امروز با قبل از جنگ تفاوت اساسی دارد. این تحول، پیامدهای مهمی برای آینده منطقه دارد. نخست اینکه احتمالاً کشورهای خلیج فارس در سالهای آینده سیاست خارجی مستقلتری دنبال خواهند کرد. آنها دیگر صرفاً بخشی از راهبرد منطقهای واشنگتن نخواهند بود، بلکه تلاش میکنند بر اساس منافع اقتصادی و امنیتی خود تصمیم بگیرند.
دوم اینکه نقش قدرتهای جدید در منطقه در حال افزایش است. چین طی سالهای اخیر حضور اقتصادی و دیپلماتیک خود را در خاورمیانه گسترش داده و روسیه نیز همچنان تلاش میکند نفوذ خود را حفظ کند.
سوم اینکه احتمال افزایش دیپلماسی منطقهای بیشتر شده است. کشورهای عربی اکنون بیش از گذشته به گفتوگوهای منطقهای، کاهش تنش و مدیریت بحران اهمیت میدهند؛ زیرا میدانند هزینه هرگونه درگیری گسترده میتواند بسیار سنگین باشد.
این شرایط برای ایران نیز هم چالش است هم فرصت. از یک سو، کاهش وابستگی مطلق کشورهای عربی به آمریکا میتواند فضای بیشتری برای دیپلماسی منطقهای تهران و محقق شدن ایده سازوکار منطقه داخلی فراهم کند. از سوی دیگر، ایران همچنان با بیاعتمادی عمیق بسیاری از کشورهای منطقه مواجه است و هرگونه تشدید تنش میتواند روندهای جدید را متوقف کند.
در این میان، یکی از مهمترین متغیرها آینده سیاست آمریکا در خاورمیانه است. واشنگتن احتمالا منطقه را ترک نخواهد کرد، اما نشانهها حاکی از آن است که آمریکا دیگر نمیخواهد مانند گذشته هزینه اصلی امنیت خلیج فارس را به تنهایی بپردازد. دولتهای آمریکایی طی سالهای اخیر بارها تأکید کردهاند اولویت اصلی آنها رقابت با چین در شرق آسیاست و خاورمیانه دیگر مرکز ثقل سیاست خارجی واشنگتن نیست. این موضوع از دوره اوباما مطرح شده است.
همین مسئله باعث شده کشورهای منطقه به فکر دوران «پس از اتکای مطلق به آمریکا» باشند. این به معنای قطع رابطه با واشنگتن نیست، بلکه به معنای بازتعریف نظم امنیتی منطقه است؛ نظمی که در آن بازیگران خاورمیانه نقش فعالتری در مدیریت بحرانها خواهند داشت.
با این حال، هنوز نمیتوان گفت آمریکا از معادلات منطقه کنار رفته است. پایگاههای نظامی آمریکا، حضور ناوگان پنجم در بحرین، همکاریهای اطلاعاتی و فروش گسترده تسلیحات نشان میدهد واشنگتن همچنان بازیگر اصلی امنیت خلیج فارس باقی مانده است. اما تفاوت مهم اینجاست که دولتهای منطقه دیگر مانند گذشته به تضمینهای آمریکا اطمینان مطلق ندارند.
شاید مهمترین پیام جنگ اخیر همین باشد: خاورمیانه وارد مرحلهای جدید شده که در آن، نه آمریکا میتواند مانند گذشته نظم منطقه را به تنهایی مدیریت کند و نه کشورهای منطقه حاضرند همه معادلات امنیتی خود را بر پایه حمایت واشنگتن تعریف کنند. در چنین شرایطی، آینده خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری به رفتار خود بازیگران منطقه وابسته خواهد بود؛ بازیگرانی که اکنون میان رقابت، بازدارندگی و دیپلماسی در حال جستوجوی یک موازنه تازه هستند. در این فضا نقش ایران می تواند بسیار پررنگ شود منوط به اینکه مناسبات با کشورهای عربی بهبود یابد.
ارسال نظر