خبرگزاری موج گزارش می دهد
کشورهای عربی در جنگ بین آمریکا و ایران کجا ایستاده اند؟
تجاوز آمریکا به ایران با پاسخ کوبنده تهران به پایگاه های این کشور که در کشورهای حوزه خلیج فارس قرار دارد، پاسخ داده شد.
، با گذشت بیست روز از شروع حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران به بهانه تلاش تهران برای دستیابی به سلاح اتمی، این پرسش مطرح است که واکنش کشورهای عربی و مسلمان به این اقدام نظامی چه بوده است؟
واقعیت این است که از همان روز نخست جنگ، نیروهای مسلح ایران بنا به هشداری که در چند ماه گذشته از سوی مقامات سیاسی کشورمان به کشورهای همسایه در خصوص برخورد با مراکز نظامی آمریکا مستقر در خاک آنها داده شده بود، حملات موشکی و پهپادی به این پایگاهها شروع شد. کویت، قطر، بحرین، عربستان، امارات، عمان و عراق با هجوم گسترده و پی دی پی حملات روبرو شدند که هدفشان فقط ضربه زدن به مراکز نظامی آمریکا بود.
مقرهای نظامیان، مراکز فرماندهی، اسکلههای میزبان کشتی ها و ناوچه های آمریکایی، مخازن سوخت مورد استفاده آمریکا، فرودگاههای نظامی مورد اصابت قرار گرفتند.
در واکنش، رهبران این کشور به پیشگامی بحرین پیش نویس قطعنامهای را در شورای امنیت به رای گذاشتند تا حملات جمهوری اسلامی ایران را محکوم کنند. این قطعنامه متاسفانه رای آورد اما در آن هیچ اشاره ای به این موضوع نشد که این پاسخی به تجاوز آمریکاست در حالی که حملاتش را از این مراکز انجام میدهد.
اصل ماجرا آن است که آنچه جمهوری اسلامی ایران در حال انجام است در چارچوب اصل دفاع از خود تعریف میشود که مشروعیت قانونی دارد. این اصل در منشور سازمان ملل متحد پذیرفته شده است. لذا این سوال مطرح میگردد اگر کشور دیگری چنین تجاوزی را تجربه میکرد، اقدامی علیه مبدأ حملات صورت نمیداد؟! پاسخ قطعا منفی است.
در این شرایط کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بدون هیچ اشاره به نقشی که در میزبانی از نیروهای نظامی آمریکا داشتهاند، تلاش دارند تهران را به پایان دادن به اقدامات دفاعی اش ترغیب کنند. آنها امروز متوجه شدند حضور آمریکا تامین کننده امنیت نیست و حتی در شرایط ویژه، مخاطراتی برای آنها نیز به دنبال دارد. زیرا پس از شروع اقدامات تدافعی ایران به مراکز نظامی آمریکا در این کشورها، پروازهای تجاری و توریستی متوقف شد که این امر ضربه بزرگی میتواند به درآمدهای این کشورها وارد سازد.
نکته مهم آنکه در همین مدت، بارها مقامات سیاسی جمهوری اسلامی ایران تاکید کردهاند خواهان تداوم روابط با همسایگان هستند و به اصل حسن همجواری باور دارند. زیرا آنچه در حال وقوع است حمله به خاک این کشورها نیست و تا زمانی که جنگ ادامه داشته باشند، مراکز آمریکا مستقر در این کشورها مورد اصابت قرار میگیرد.
بنابراین انتظار میرفت در جریان تجاوز آمریکا و اسرائیل که باز هم در میانه گفتگوهای هستهای صورت گرفت، کشورهای عربی و مسلمان منطقه در اقدامی مشترک این حمله را محکوم میکردند، خواستار برگزاری جلسه فوری شورای امنیت میشدند، در آنجا پیش قطعنامه علیه این تجاوز ارائه میکردند و به نحوی با فشار رسانهای و سیاسی هزینه را برای آمریکا بالا میبردند. همچنین با توجه به حضور امارات و بحرین در پیمان ابراهیم آنها میتوانستند از این ابزار برای فشار بر اسرائیل استفاده کنند تا امروز همسایگان ایران در سایه آرامش، چنین هزینههای جانبی جنگ و ناامنی را متحمل نمیشدند.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه بارها در نشستهای خبری خود تاکید کرد این جنگ به یک کشور محدود نمی ماند و سایر کشورها را هم درگیر میکند. منظور وی همین پیامدهای ناامنی بر صنعت توریسم، تجارت و سرمایهگذاری در کشورهای منطقه است که امروز کشورهای عربی تجربه میکنند.
صلح یک رویداد مشترک است یا همه از آن بهره میبرند یا هیچ کس. جنگها در طول تاریخ اثرات جانبی و گستردهای داشته اند. امروز نیز همان قوانین حاکم است.
در این راستا میتوان مهمترین اثر عدم مداخله مثبت کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس را در عدم تردد آزاد از تنگه هرمز دانست. تا پیش از جنگ بیست درصد از نفت جهان از این تنگه رد میشد. اما اکنون با شروع جنگ، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بر این تنگه محدودیتهایی اعمال کردند. با توجه با قرار گرفتن تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران، این آبراهه در کنترل کامل کشورمان است و کسی نمیتواند خلاف قوانین ما عمل کند.
براین اساس هند توانست با رایزنی با تهران و تضمین عدم همراهی با آمریکا در این جنگ، کشتی هایش را در سلامت عبور دهد اما سایر کشورها چنین اجازه ای ندارند. کشورهای عربی منطقه برای برخورداری از این مجوز باید سیاستهای امنیتی خود را تغییر دهند که مهمترین آن میتواند خروج نیروهای فرامنطقه ای از خلیج فارس و ایجاد یک تشکل منطقه ای باشد.
ارسال نظر