سرخط خبرها
  • هشدار به آمریکا: مهلت زمانی برای توافق محدود است
  • مردم سیریک همچنان در مشکل آب
  • ادعای جنجالی یک شهروند قطر؛ دولت هزینه هتل و بلیط بازی‌ها جام‌جهانی را پرداخت کرده است
  • قلعه‌نویی: در جام جهانی جا برای اشتباه نیست
  • بی‌بی‌سی‌: استارمر، نخست وزیر بریتانیا دوشنبه استعفا می‌دهد
  • آمریکا دوباره به مهدی تاج و مهدی محمد نبی ویزا نداده است
  • ونزوئلایی‌ها تصاویر ترامپ و روبیو را به نشانه اعتراض سوزاندند
  • یارانه خردادماه ۱۴۰۵ به حساب سرپرستان خانوار دهک‌های چهارم تا نهم واریز شد
  • حمله مجدد اسرائیل به جنوب لبنان
  • یک جفت لاستیک موتورسیکلت ۴ میلیون تومان
  • امتحانات نهایی پایه‌های یازدهم و دوازدهم به ۲۰ تیر موکول شد
  • استارلینک رسماً وارد عراق شد
  • روزنامه هاآرتص: نتانیاهو وارد روزهای پایانی سیاسی خود شده است
  • مرز سومار به جمع مرز‌های اربعینی اضافه می‌شود
  • شاخص کل بورس تهران ۸۹ هزار واحد مثبت شد و به تراز ۵ میلیون و ۲۴۰ هزار واحد صعود کرد
  • لهستان عالی‌ترین نشان افتخار خود را از زلنسکی پس گرفت

نبردی ناتمام/ تراژدی در زمین فوتبال

٢٣ بهمن ١٣۶۵ است، زمین چوار به جای گل، لاله های پرپر را به تماشاگران تقدیم می کند.

چوار
به گزارش خبرگزاری موج از ایلام

مریم چراغیان فعال رسانه ای در یاداشتی نوشت: زمستان ١٣۶۵ است و زمین خاکی چوار، قلب تپنده‌ی فوتبال این شهر کوچک، در تب و تابِ نبردی نفس‌گیر است... 

از یک سو، تیم منتخب چوار با کاپیتانی حسین هزاوه، اسطوره‌ای که جنگ نتوانسته خم به ابرویش بیاورد و از سوی دیگر، جوانان پرشور ایلامی که برای اثبات خود پا به میدان گذاشته اند.

غریو تشویق تماشاگران در آسمان چوار پیچیده و توپ، گویی در رقصی بی‌وقفه، سرنوشت خود را در زمین بازی رقم می‌زند. 

هر دو تیم می‌دانند که این فقط یک بازی نیست، بلکه نبردی است برای امید، برای جاودانگی در تاریخ فوتبال

حسین هزاوه، با هر دریبل و هر پاس، فریاد می‌زند که هنوز می‌شود جنگید، هنوز می‌شود امید داشت.

مجتبی ناصری، دروازه‌بان جوان، با هر سیو، با تمام وجود می‌گوید که تسلیم نخواهیم شد.

نیمه دوم بازی آغاز می شود، نبردی پایاپای و نفس‌گیر

هر دو تیم تشنه پیروزی اند و هیچ‌کدام کوتاه نمی‌آیند. 

دقیقه ۵۵ است و ناگهان، سکوتی سنگین زمین را فرا می گیرد ، آسمان نفسش را حبس کرده و  لحظه‌ای بعد، غرش هواپیماها سکوت را درهم می شکند و چوار، به ناگهان طعم تلخ مرگ را می چشد.

بمب‌ها بر زمین فوتبال می بارند و لحظه‌ای بعد، زمین خاکی چوار به رنگ خون درمی آید . 

فریادهای جانسوز، ناله مجروحان، و سکوت سنگین مرگ، سمفونی وحشتناکی از فاجعه‌ای انسانی را می نوازد... 

حسین هزاوه کاپیتان و بخشدار چوار ، مجتبی ناصری دروازه‌بان جسور، یونس تلوکی هافبک با استعداد، علی عباسی مدافع ، جهانگیر کاوه مهاجم ، محمد کمالوند، علی نجات کرمی، عبدالرزاق مهدیه، حمیدرضا رضایتی داور جوان و مراد آذرخش، امجد حیدری، خلیل مظفری، محمد جواد مظفری و سجاد مظفری تماشاگران بی‌گناه، در خون خود می غلتند. 

٢٣ بهمن ١٣۶۵ است، زمین چوار به جای گل، لاله های پرپر را به تماشاگران تقدیم می کند.

فوتبال ایران عزادار می شود و تاریخ، مظلومیت چوار را فریاد می زند و زمین چوار، یادمان مظلومیت و ایثار می شود و این تراژدی، پایانی غم‌انگیز برای نبردی ناتمام می شود..

 نبردی که در آن، نه برنده‌ای بود و نه بازنده‌ای و فقط مرگ بود که میدان دار شد... 

یاد و خاطره این شهدا ،هرگز از یادها نخواهد رفت و در تاریخ فوتبال ایران جاودانه خواهد ماند و چوار تا ابد، نماد مظلومیت باقی می ماند.

 

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه