جای شکوفههای آلبالو در اردبیل دیوارهای سیمانی قد میکشند
در باغ ۸/۵ هکتاری میان بسیج و ارتش، مسیری که زمانی در فصل شکوفهدهی آلبالو، زیباترین جای شهر برای قدمزدن و آرامگرفتن بود امروز شاهد جان گرفتن بتن و سیمان بر دیوارهای بلند هستیم که نامش را باغ مشاهیر گذاشتهاند؛ اما آیا خواسته مردم تک درختانی محصور در میان دیوارهای بلند به نام باغ بود؟
، کاشت نهال، آن هم از نوع درختان مثمر به توصیه رهبر معظم انقلاب، بارقهای از امید در دل مردم ایران و بهویژه دوستداران طبیعت و محیطزیستِ استان اردبیل نشانده است. این روزها هر گوشهی استان شاهد کاشت نهالهای یکساله و چندساله به دست مسئولان هستیم.
اما در همین شهر اردبیل با وجود فقر فضای سبز و سرانهی پایین آن، شهرداری با سپردن نگهداری و هرس درختان به پیمانکاران، ناخواسته تیشه بر ریشهی درختان چندینساله و تنومند شهر میزند. امروز در هر خیابان، بوستان و محلهای قدم بگذاریم، نشانههای قطع درختان یا هرسهای نادرست را میبینیم؛ روندی که متأسفانه بهنظر میرسد با انگیزهی سود حاصل از فروش تنه و شاخهها روزبهروز در حال افزایش است.
گزارشهای مردمی دربارهی قتل درختان یا علامتگذاری آنها برای قطع، گواه بیتوجهی مسئولان شهری به این مسئله حیاتی است.
در همین باغ ۸/۵ هکتاری میان بسیج و ارتش، مسیری که زمانی در فصل شکوفهدهی آلبالو زیباترین جای شهر برای قدمزدن و آرامگرفتن بود، در چند سال اخیر شاهد قطع گسترده درختان تنومند به بهانههای مختلف بودیم. جای درختان درهم تنیدهای که روح هر رهگذری را جلا میبخشید، سیمان و دیوارهای قطور و بلند گرفته و نامش را باغ مشاهیر گذاشتهاند؛ اما حقیقت این است که آن فضای سبز پرخاطره جای خود را به سازههایی سرد و بیروح داده است و دیدن این حجم ازبتن به جای آن فضای سبز دلربا چیزی جز اندوه و حسرت به رهگذران نمیبخشد.
امروز نه از آن سایهسار درختان خبری هست، نه از آن شکوفههای آلبالو و نه از آن انبوه شاخههای درهمتنیدهای که دل هر رهگذری را میربود. درختان خشک شدند، قطع شدند و حالا جای آنها نهالهایی کاشته شده که سالها باید صبر کنیم تا به درخت تبدیل شوند.
کمیسیون قطع اشجار که هر چند روز در سازمان سیما، منظر و فضای سبز شهری تشکیل میشود، بدون حضور کارشناس دلسوز محیطزیست و تنها با تماشای چند تصویر، درباره قطع درختان تصمیم میگیرد. پیگیریهای مکرر نیز تاکنون به انتشار هیچ آماری از میزان قطع درختان در این شهر منجر نشده است.
درختان شهر ما گاه برای دیدهشدن ویترین مغازهای و گاه برای جلوهنمایی ساختمانی، یکییکی در برابر تیغ جهل و بیرحمی قد خم میکنند و بر زمین میافتند. این در حالی است که وجود و حضور درختان تنومند در هر شهری نشانه دیرینگی و اصالت آن است و نگاهها را به گذشتههای دور پیوند میزند.
اما اردبیل چنان بیپناه مانده که گویی دلسوزی نیست تا بتواند از این میراث طبیعی حفاظت کند. حتی اگر درختی خشک میشود، مسبب خشکی آن که نتیجه بیتوجهی و عدم رسیدگی است، باید پاسخگو باشد.
مسئولان ما هر روز و هر روز در گوشهای از شهر نهال میکارند؛ کاری شایسته و لازم. اما چیزی که بسیار مهمتر و حیاتیتر است، حفاظت از درختان بالغ و تنومندی است که سالها از آب و خاک این شهر تغذیه کردهاند و امروز حیات و ممات شهر به بود و نبود آنها وابسته است.
ارسال نظر