سرخط خبرها
  • عارف: با مردم درباره کمبود گاز صادقانه صحبت کنیم/ صرفه‌جویی ضروری است
  • مالکان خودروهای فرسوده مراقب پیامک‌های جعلی و کلاهبرداری تلفنی باشند
  • میراث فرهنگی اصفهان تخریب دیوار تاریخی تالار تیموری را تکذیب کرد
  • پرداخت معوقات اردیبهشت بازنشستگان تأمین اجتماعی به پایان رسید
  • همتی: مطالبات واردکنندگان کالا‌های اساسی بر عهده دولت است، نه بانک مرکزی
  • وزنه‌برداری قهرمانی جهان/ وزنه برداران ایران ناکام ماندند
  • مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران: همدلی ملی شرط عبور مطمئن از زمستان است
  • عارف: پیام‌هایی که از طریق واسطه‌ها مخابره می‌شود، حاکی از پیروزی ما است
  • تراکتور ۲ - ۲ نفتچی/ شاگردان نکونام از شکست گریختند
  • خنثی سازی عملیات تروریستی در جنوب استان سیستان و بلوچستان
  • علیرضا تابش دبیر چهل و پنجمین جشنواره ملی فیلم فجر شد
  • اسلامی: چهره‌ها و رسانه‌ها از گمانه‌زنی درخصوص زمان برگزاری انتخابات شورا‌ها پرهیز کنند
  • کاهش ۱.۲ درصدی مصرف بنزین در ۱۰ روز نخست آبان/ رشد ۶ درصدی مصرف بنزین متوقف شد
  • پاسخ صمیمانۀ رهبر معظّم انقلاب به نامۀ دانش‌آموز ده‌ساله

به مناسبت سوم خرداد؛

روایت آزادسازی خرمشهر از زبان یکی از رزمندگان اردبیلی

سوم خرداد و آزاد سازی خرمشهر یکی از اتفاقات ارزشمند ۸ سال دفاع مقدس بود که روایت آن پس از سالها شنیدنی است. بر این اساس خاطره رزمنده اردبیلی؛ قادر تکریم از این اتفاق ارزشمند تاریخی در این جا آمده است.

ویژه برنامه های گرامیداشت سوم خرداد در گیلان تشریح شد
به گزارش خبرنگار اردبیل خبرگزاری موج

، قادر تکریم رزمنده رشید جنگ تحمیلی که در عملیات بیت المقدس حضور داشت چنین می‌گوید: یک ماه بیشتر از عملیات فتح‌المبین نگذشته بود؛ همان عملیاتی که دل‌ها را گرم کرد و امید را به جبهه‌ها برگرداند. هنوز گرد و غبار آن پیروزی بزرگ فرو ننشسته بود که عملیات بیت‌المقدس آغاز شد؛ عملیاتی که قرار بود غرور ملت ایران را بازگرداند، خرمشهر را آزاد کند، و کابوس اشغال را پایان دهد.

او در ادامه چنین تعریف می‌کند: آن روزها نیروهای ما، خیلی‌هاشان هنوز آموزش ندیده بودند. جوان‌هایی از گوشه‌وکنار ایران، از جمله گردان‌هایی از اردبیل؛ مالک‌اشتر، امام صادق، مصطفی خمینی... آمده بودند تا دل به آتش بزنند.

منطقه‌ای که باید از آن عبور می‌کردیم، صاف و بی‌پناه بود. نه خاکریزی، نه تپه‌ای. فقط باید از رود کارون می‌گذشتیم و دل به دل خاک می‌سپردیم. دشمن، پادگان حمید را که پیش از انقلاب هم مهم بود، تصرف کرده بود و بیش از ۵۵۵ روز در منطقه مستقر شده بود. شهرک ساخته بود، دیوارها را خراب کرده بود و تیرآهن‌ها را خم، تا چتربازی نتواند فرود بیاید. نوشته بودند روی دیوارها: آمده‌ایم که بمانیم.

اما نماندند.

رزمنده رشید سالهای دفاع مقدس در ادامه چنین می‌گوید: هویزه را آن‌قدر کوبیده بودند که از آن چیزی نمانده بود. خرمشهر هم، با آن موقعیت نظامی و اقتصادی‌اش، شده بود دژ تسخیرناپذیر عراق. صدام آن‌قدر به قدرت خود مطمئن بود که گفت: اگر ایرانی‌ها خرمشهر را پس بگیرند، کلید بصره را هم بهشان می‌دهم.در مقابل ما، لشکرهای زرهی ۱۰ و ۱۱ عراق بودند؛ عزیزترین لشکرهای صدام، که بهشان می‌گفت: «نور چشم من‌اند.» اما وقتی نیروهای ایرانی به خرمشهر رسیدند، فرمانده یکی از این لشکرها با بی‌سیم به بالا گزارش داد: ایرانی‌ها رسیدند!

او می‌گوید: در همان ساعات، ۱۹۵۰۰ نفر از نیروهای دشمن اسیر شدند، و تنها در خرمشهر، ۱۲۵۰۰ نفر به اسارت درآمدند و ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از خاک کشورمان آزاد شد؛ سه برابر منطقه عملیاتی فتح‌المبین.

و در پایان می‌گوید:، وقتی خبر رسید، بغض‌ها ترکید. خرمشهر، بعد از ۵۷۸ روز، آزاد شده بود.

و امام خمینی (ره)، جمله‌ای گفت که تمام تاریخ را لرزاند:«خرمشهر را خدا آزاد کرد.»

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه