سرخط خبرها
  • آغاز عملیات ۱۰ روزه خنثی‌سازی مهمات عمل‌نکرده در جزیره خارگ
  • حضور بیرانوند در سازمان نظام وظیفه
  • برنز بسکتبال،اولین مدال ایران
  • تکذیب توزیع گوشت الاغ در مهرشهر کرج/ ماهیت گوشت‌ مشخص نیست
  • کشف بزرگ‌ترین مزرعه رمزارز با ۳۶۲ ماینر‌ در البرز
  • نرخ صلح و سازش در تهران به ۴۱.۳۶ درصد رسید
  • نیاز هر بیمار سرطانی به ۸ تا ۱۰ واحد پلاکت/ عمر سه روزه و کوتاه پلاکت‌ها
  • بازگشایی مدارس نگران‌کننده نیست؛ مراقب بیماری‌های واگیر باشیم
  • ۴۶ برنامه محوری بنیاد شهید برای هفته دفاع مقدس/ گلباران ۲۰ هزار گلزار شهدا با حضور دانش‌آموزان
  • برد راحت راکت‌به‌دستان ایران مقابل پاکستان در گام نخست
  • ماجرای کشف لاشه توله‌یوزپلنگ آسیایی در ‌میاندشت
  • کشف محموله چند ده میلیارد تومانی دارو در جنوب تهران
  • طرح مقابله با نفوذ بیگانگان در دستورکار نمایندگان مجلس

«الوداع‌خوانی» برای ماه محبوب

هر سال چند روز مانده به پایان ماه رمضان دل‌شان می‌گرفت. برای همین برنامه‌ریزی می‌کردند تا «الوداع‌خوانی» کنند و ماه محبوب‌شان را آن‌طور که باید، بدرقه کنند.

nyDHcBzK6aRt
به گزارش خبرگزاری موج، مردم در گذشته برای خداحافظی با ماه مبارک رمضان، در کوچه‌ها راه می‌رفتند و آواز سر می‌دادند: «ای دریغا وصل یار گذشت، فصل نوروز و نوبهار گذشت، روشنایی هر دیار گذشت، نوبت عز و افتخار گذشت … الوداع».قدیمی‌ها بدجوری قلب‌شان به رمضان بسته بود. از چند روز مانده به شروع این‌ماه ساز و آواز شادی‌شان به راه بود، اما هرچه به آخر رمضان نزدیک می‌شدند، شادی‌شان از برکت این ماه، به غم تبدیل می‌شد، چون باید با آن همه شعف سحرخوانی، گلدسته‌خوانی، منقبت‌خوانی، قنبرخوانی، زولبیاخوانی و خیلی چیزهای دیگر وداع می‌کردند.مردها در روز آخر ماه مبارک رمضان «الوداع» می‌خواندند و دنبال هلال ماه شوال می‌گشتند. زن‌ها در خانه می‌ماندند و پیراهن مراد می‌دوختند و در کنارش آوازی زنانه در شور می‌خواندند.روز آخر ماه مضان برای آن‌ها دو وجه داشت؛ شادی از آن نظر که با نقل و شیرینی به مناطق مرتفع می‌رفتند تا هلال ماه شوال را رویت کنند، ماه که نیمه‌اش پیدا می‌شد، بوق و کرنا می‌زدند. بعضی‌ها هم سازهای بادی و کوبه‌ای همراه‌شان می‌بردند تا همه با صدای ساز از آمدن عید فطر با خبر شوند.برخی دیگر نیز اهل «الوداع‌خوانی» بودند و در کوی و برزن می‌خواندند:گل خزان گشت وقت خار رسید، وقت بی‌صبری و قرار رسیدنوبت حزن و قلب زار رسید، روز هجران ز وصل یار رسیدالوداعالوداع ای خجسته مهمانم، قوت روح و قوت ایمانماز فراق تو خسته شد جانم، از غمت اندر آه و افغانمالوداعالوداع ای انیس شام و سحر، الوداع ای رفیق خوش ‌محضرالوداع ای نعیم بی‌تو سقر، از و داعت مرا شکسته کمرالوداع … الوداعزن‌ها نیز در خانه، پیراهن مراد می‌دوختند. بعد با حضور زن‌های دیگر، مراسمی برپا می‌شد. در این مراسم هر کسی برای طلب مراد خود، شعری را با آواز می‌خواند و کوکی بر پیراهن می‌زد. در این مراسم، آوازها با متر آزاد خوانده می‌شد و بیشتر به نغمه‌های شور نزدیک بود.همچنین در مراسم دوختن پیراهن مراد این‌گونه می‌خواندند:صد سال سیا پوشم و صد سال سپیدصد سال دگر نشینم از بهر امیدصد سال به پای این مراد بنشینمتا برف سیا گردد و تا نیل سپید
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر