رئیس سازمان بهزیستی:
«دسترسپذیری» باید در اولویت اقدامات برای معلولان قرار گیرد
رئیس سازمان بهزیستی کشور با تأکید بر اینکه مناسبسازی باید جای خود را به «دسترسپذیری» برای معلولان بدهد، گفت: مهمترین کاری که در این حوزه دنبال میشود، حرکت از «مناسبسازی» به سمت «دسترسپذیری» است، چرا که ما برای ایجاد امکان ارتباط و دسترسی افراد، لطف نمیکنیم، بلکه وظیفه داریم موانع را برداریم.
، سیدجواد حسینی در نشست علمی گرامیداشت روز جهانی ناشنوایان اظهار کرد: به نظر من بهتر است به جای مناسبسازی از مفهوم دسترسپذیری استفاده کنیم و این نگاه را در ستاد مناسبسازی نهادینه کنیم، اساساً واژه مناسبسازی از این جهت محل اشکال است که در آن نوعی تفضل و لطف وجود دارد، گویی میتوان محیط را مناسبسازی نکرد و در صورت تمایل، لطفی در حق افراد انجام داد.
وی افزود: نمیپذیریم که ایجاد زبان اشاره ایرانی، مناسبسازی رمپها، خیابانها و ساختمانها به عنوان لطف تلقی شود، ما از جامعهای سخن میگوییم که دوستدار انسان، دسترسپذیر، بدون مانع، بدون خطر، عادلانه، تلفیقی و اجتماعیساز باشد، چنین جامعهای حق همه انسانهاست و وظیفه ماست که موانع ارتباطی را از میان برداریم.
رئیس سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: در چنین شرایطی، اختلالاتی مانند شنوایی یا نابینایی دیگر لزوماً معلولیت محسوب نمیشوند، بلکه میتوانند به عنوان تفاوت انسانی دیده شوند، این تفاوت زمانی به معلولیت تبدیل میشود که محیط نتواند بستر مناسب ارتباط و مشارکت را فراهم کند.
حسینی تصریح کرد: زمانی که کوچه، خیابان، ساختمان و وسایل نقلیه دارای مانع باشند و حتی نگرش انسانها نسبت به یکدیگر، نگرشی معلولکننده باشد، معلولیت شکل میگیرد، دسترسپذیری یعنی همین موانع را برداریم.
وی با بیان اینکه نابینایی، کمبینایی، ناشنوایی و کمشنوایی باید در کنار سایر تفاوتهای انسانی دیده شوند، گفت: همانطور که افراد از نظر برونگرایی و درونگرایی، خوشبینی و بدبینی یا تواناییهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند، تفاوتهای جسمی و حسی نیز بخشی از تفاوتهای انسانی هستند.
رئیس سازمان بهزیستی کشور، آموزش و پرورش را یکی از پایههای اصلی توجه به این تفاوتها دانست و افزود: مدرسه اساساً باید این تفاوتها را ببیند و زمینه رشد آنها را فراهم کند، اما متأسفانه امروز این اتفاق به اندازه کافی رخ نمیدهد.
حسینی با اشاره به طرح شهاب گفت: طرح شهاب که در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ مطرح شد، با همین هدف دنبال شد که تفاوتها و استعدادهای دانشآموزان دیده شود. مفهوم «مدرسه بدون شکست» نیز از همینجا معنا پیدا میکند؛ مدرسه نباید زمینه هیچ شکستی را برای هیچکس فراهم کند، زیرا همه انسانها دارای استعداد هستند، اما استعدادهای آنها متفاوت است.
وی ادامه داد: مدرسه باید این تفاوتها را بشناسد و زمینه ظهور و شکوفایی استعدادهای دانشآموزان را فراهم کند. در آن صورت است که میتوان از «مدرسه انسانی» سخن گفت.
رئیس سازمان بهزیستی کشور با انتقاد از تعدد و تفکیک مدارس بر اساس ویژگیهای دانشآموزان اظهار کرد: یکی از اشکالاتی که خوشبختانه نظام آموزشی آن را شناخته و در حال کاهش تنوع مدارس است، همین تعدد انواع مدارس است. مدرسه باید مدرسه باشد و اگر قرار است عنوانی برای آن به کار ببریم، باید از «مدرسه انسانی» و «مدرسه ترکیبی» سخن بگوییم.
حسینی تأکید کرد: در مدرسه ترکیبی باید همه افراد، اعم از دانشآموزان استثنایی، تیزهوش و سایر دانشآموزان، در کنار یکدیگر حضور داشته باشند. برای تحقق این هدف، معلمان، کتابها، مدیریت مدرسه و همچنین فضا و کالبد مدرسه باید متناسب با نیازهای همه دانشآموزان طراحی و دسترسپذیر شوند.
رئیس سازمان بهزیستی کشور گفت: این سازمان به ۲۵۳ هزار نفر ناشنوا در بیش از ۲۵ حوزه خدمات ارائه میدهد و در تمام این حوزهها، خدمات به لحاظ کمی و کیفی رشد قابل توجهی داشته است.
حسینی اظهار کرد: در دو سال اخیر، میزان پرداختهای سازمان بهزیستی در این حوزه بیش از ۳۸۰ درصد افزایش داشته است.
وی با اشاره به ورود سازمان بهزیستی به حوزه توانمندسازی ناشنوایان افزود: سال گذشته بیش از سه هزار شغل از مشاغلی که ایجاد کردیم به ناشنوایان اختصاص داشت، همچنین بیش از یک هزار و ۳۰۰ واحد مسکونی به آنها تحویل داده شد.
رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به اقدامات این سازمان در حوزه پیشگیری و مقابله با آسیبهای اجتماعی، به سامانه ۱۲۳ اورژانس اجتماعی اشاره کرد و گفت: این سامانه برای دسترسی فوری افراد آسیبدیده و در معرض آسیب به خدمات طراحی شده است، اما متوجه شدیم که برای افراد ناشنوا دسترسپذیر نیست؛ بنابراین بلافاصله امکان ارتباط پیامکی با این سامانه را برای ناشنوایان فراهم کردیم.
حسینی ادامه داد: ما دریافتیم که ناشنوایان نیز مانند همه افراد، از جمله خود من، به خدمات روانشناختی نیاز دارند، اما خدمات روانشناختی در این حوزه با دو مشکل اساسی مواجه است.
وی توضیح داد: نخست اینکه تعداد روانشناسهایی که دانش تخصصی روانشناختی درباره ناشنوایی، نابینایی و اوتیسم داشته باشند، بسیار محدود است و اگر چنین افرادی وجود داشته باشند، تعداد آنها به اندازه انگشتان دست است.
رئیس سازمان بهزیستی کشور گفت: مشکل دوم این است که روانشناسان و مددکارانی که دانش تخصصی لازم را دارند، الزاما زبان ارتباطی با افراد ناشنوا را نمیدانند و این مساله دسترسی ناشنوایان به خدمات روانشناختی و مددکاری را با مشکل مواجه میکند.
ارسال نظر